💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

صفحه نخست

ايميل ما

آرشیو مطالب

لينك آر اس اس

عناوین مطالب وبلاگ

پروفایل مدیر وبلاگ

طراح قالب

:: صفحه نخست
::
ايميل ما
::
آرشیو مطالب
::
پروفایل مدیر وبلاگ
::
لينك آر اس اس
::
عناوین مطالب وبلاگ
::
طراح قالب

::قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (فاطِمَة سيِّدَةُ نِساءِ أُمَّتِي
:: قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (أَوَّلُ مَنْ دَخَلَ الجَنَّةَ فاطِمَة
:: قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (فاطِمَة خُلِقَتْ حورِيَّةٌ فِيْ صورة إنسيّة)
::: «من آذى عليا آذانى.»
::: «من آذى عليا آذانى.»
:: أنا المنذر والهادي من بعدي علي
:: قوله (ص) : " أنا مدينة العلم و علي بابها ، فمن أراد العلم فليأت الباب " .
::قوله (ص) : " من سره أن يحيا حياتي و يموت مماتي فليتول من بعدي علي "
::- قوله (ص) : " الصديقون ثلاثة مؤمن آل ياسين و مؤمن فرعون و أفضلهم علي " .
:: قوله (ص) : " أمر ربي بسد الأبواب إلا باب علي "
:: قوله (ص) : " حامل لوائي في الدنيا و الآخرة علي " .
:: قال النبي (ص) :عليّ (ع) أخي في الدنيا والآخرة .
::فضايل امام علي ع
::س
:: قال النبي (ص) : لا يُـبلّـغ عَـني إلاّ عليّ (ع)



نويسندگان :
:: محمد علي خدابنده لو

آمار بازديد :

:: تعداد بازديدها: 219
:: کاربر: Admin







پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ من خوش آمديد .لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ کمک کنید .


مسجد؛ کانون تمدن اسلام

مسجد؛ کانون تمدن اسلام

مسجد؛ کانون تمدن اسلام

خورشید اسلام در نیمه اول قرن هفتم میلادی در شبه جزیره حجاز طلوع کرد و مردم را به سوی کانون نور الهی توحید فرا خواند.

 

خورشید اسلام در نیمه اول قرن هفتم میلادی در شبه جزیره حجاز طلوع کرد و مردم را به سوی کانون نور الهی توحید فرا خواند. اصل و قاعده توحید الهی در نظر و عمل، مردم را به عبودیت خدای بزرگ جهت ترسیم راه مستقیم و چگونه زیستن، دعوت کرد. پیام رسان معارف توحیدی مردی بود که رفتار فردی و اجتماعی او اسوه و الگوی مسلمانان قرار گرفت، مردی که رسالت داشت بایدها و نبایدها، شایسته ها و ناشایسته های خدای جهانیان را به مردم جهان ابلاغ کند، ابلاغی که آشکار و ساده بود و هیچ کوتاهی و قصوری در گفتار و رفتار آن پیامبر الهی نبود.

اولین اقدام اجتماعی او در ورود به مدینه، ساختن مسجد بود، آنگاه که در سرای ابوایوب انصاری جای گرفت، از یاران خود خواست تا مسجدی عظیم، نه تنها برای معبد بلکه برای مرکز فرماندهی جهان اسلام تاسیس کنند و خود همانند دیگران کار می کرد تا این که بعد از حرم الهی در روی زمین حرم نبوی ساخته شد، همان جایی که محل هبوط جبرئیل شد و باب جبرئیل بر سرای او کنار مسجد مسلمانان ساخته شد.

این اقدام عظیم اجتماعی پیامبر اسلام، درسی بزرگ و تاریخی برای مسلمانان به ویژه حاکمان دولت های اسلامی بود. افسوس و هزار افسوس که شمار زیادی از آنها تنها به همین ظاهرکاری، بسنده و عمق این معنی را نیافتند که مسجد تنها معبد مسلمانان نیست، بلکه کانون تمدن اسلام است و هزاران افسوس بیشتر که در تاریخ معاصر همین سطحی نگری در رفتار رسول الهی به فراموشی سپرده شد و فرهنگ مسجد از فعالیت اجتماعی مسلمانان حذف شد. این در حالی است که مسجد در سنت رسول خدا(ص) کانون همه فعالیت های اجتماعی مسلمانان است و تمدن اسلام از مسجد سرچشمه گرفت و به همه ابعاد و اضلاع زندگی مسلمانان رسید.

انقلاب اسلامی کشورمان، این بارقه امید را در قلب مومنان جرقه زد که دوباره فرهنگ اسلام ناب، مسجد و اقامه جماعت در آن احیاء خواهد شد وکانون فعالیت های ملت مسلمان دوباره از سر گرفته خواهد شد. اما باز دیدیم که به جای مسجد که کانون فرهنگ اسلام بود، فرهنگسرا ساختند نامی که مسجد را به گوشه ای راند تا خود، سرای فرهنگ باشد و انواع کلاس ها و سالن ها، نه در کنار مسجد و به محوریت مسجد، بلکه با حذف یا تنزل آن در حد یک نمازخانه در گوشه ای افتاده دائر شد و بافت جمعیتی مسلمانان به ویژه در شهرهای بزرگ به جای محوریت مسجد به محوریت فرهنگسراها رسید و نام مسجد را کمرنگ و کمرنگ تر یافتند. در حالی که توصیه بزرگ معمار انقلاب اسلامی، آن عزیز عزیزان، روح خدا و ملت ایران این بود: «از فانتوم ها نترسید، از خالی شدن مساجد بترسید» اما در عمل از منشور شدن این سخن فاصله گرفته شد و به جای مساجد، فرهنگسراها پر شد و برای جوانان و نوجوانان برنامه ها تدوین شد این موضوع،در بعضی موارد موجب کمرنگ شدن مسجد، حذف برنامه اقامه جماعت و دعوت امام جماعت شایسته شد که ناخواسته با حرکتی نرم موجب حذف روحانیت خدوم از اصلی ترین وظیفه دینی یعنی گسترش فرهنگ نماز در جامعه شد. طراحان فرهنگسراها به جای مسجد در کلان شهرهای بزرگ مثل تهران به خوبی می دانستند که محور قرار ندادن مسجد در محل، احداث فرهنگسراها، تمدن اسلام به ویژه محوریت نماز و روحانی فرهیخته را کمرنگ و کمرنگ تر می سازد و در نتیجه بعد از چند دهه این واقعه تلخ در جامعه اسلامی مسلمانان رخ می دهد که زمان نماز به جای آن که صفوف جماعت مسلمانان در مسجد به عنوان کانون تمدن و فرهنگ اسلام تشکیل شود، خیابان ها و بازارهای مسلمانان شلوغ و پرترافیک خواهد شد. برنامه های فرهنگی و ورزشی، منهای مغز فرهنگی مسجد یعنی نماز، اجرا می شود و به جامعه مسلمانان از درون ضرر خواهد زد که اهمیت نماز را از یک معروف اجتماعی به یک علاقه فردی تنزل خواهد داد.

بی تردید جامعه مسلمانانی که نماز از آن رخت بربندد و محور فرهنگ و تمدن نباشد، از درون تهی خواهد شد و تنها ظاهری از اسلام باقی خواهد ماند که هیچ انگیزه و برنامه ای برای ساختن جامعه مبتنی بر فرهنگ اسلام ایجاد نخواهد شد و جوانان مسلمان در سر سودای دیگری می پرورانند تا فرهنگ و ترقی را از آنجا برای جامعه به ارمغان بیاورند، فرهنگی که هیچ تناسب و توازنی با فرهنگ مسلمانی ندارد.

باید مسلمانی را از سر گرفت، باید به الگوی پیامبر اسلام(ص) باز گردیم، باید مسجد را محور تمدن اسلام در شهرسازی و مدنیت قرار دهیم، مسجدی که محتوای نماز جماعت و امام جماعت فرهیخته در خود دارد و بایدها و نبایدهای الهی را به مردم آموزش می دهد. چنانچه فرهنگ مسجد تقویت شود، همه امور فرهنگی و اجتماعی از آن کانون نور قابل استفاده و توسعه است و خدای بزرگ از عبودیت بندگانش، خرسند و خشنود خواهد شد و به سرعت برکت الهی در جامعه گسترش پیدا خواهد کرد.

اسلام، دینی علمی در حوزه گزاره اعتباری بایدها و نبایدهاست، بدون کانونی موفق برای تبلیغ معارف اسلام، نمی توان انتظار داشت معارف اسلام در تمام سطوح جامعه به ویژه افکار جوانان رسوخ پیدا کند. در تمام کشورهای اسلامی آنجایی که مسجدی خوب و روحانی فرزانه ای وجود داشت که معارف اسلام را به مردم تبلیغ کند، مردم با فرهنگ اسلام آشنا شدند، اما آنجایی که روحانی خوب و کانون تبلیغ و محوریت مسجد رخ بربسته بود، جز نامی از اسلام، چیز دیگری باقی نماند.

در توسعه و بازسازی بافت های فرسوده جمعیتی کشورمان، محوریت مسجد را تنها برای فضای عبادی محض ملاحظه نکنیم بلکه مسجد را علاوه بر محل عبادت، فضایی برای تفکر توام با علم و تمدن اسلام بدانیم و اقامه جماعت و حضور امام جماعت فرزانه را، شرط لازم تعالی فرهنگ اسلامی بدانیم که از رشد فرهنگ های منحرف و التقاطی جلوگیری خواهد کرد.

احمد اسماعیل‌تبار



نوشته شده توسط mkh1353 در پنج‌شنبه 22 اسفند 1392

ارسال نظر(0)

جغرافیای کربلا

جغرافیای کربلا

جغرافیای کربلا

سخن از کربلاست، کربلا یک محدوده جغرافیای تاریخی صرف نیست، کربلا قطعه ای از زمین و فرش است که تا به عرش امتداد یافته، از خاک تا افلاک و از ناسوت تا لاهوت، کربلا تنها یک قطعه از خاک و بیابانی خشک و برهوت نیست، کربلا قطعه ای از زمین ترک خورده از بی آبی و رفیق و آشنای همیشگی تشنگی نیست، کربلا محصور و محدود به زمین و زمان نیست، کربلا همه ی زمین و تمام زمان است، از آغاز خلقت بشر، از آدم تا خاتم و از خاتم تا قرن بی بصیرت بیست و یکم میلادی، کربلا محصور در عرض و طول جغرافیایی نیست؛ بلکه تمام اضلاع و زوایا و مدارات طول و عرض جغرافیایی است که در زمینی کوچک خلاصه شده .

 

سخن از کربلاست، کربلا یک محدوده جغرافیای تاریخی صرف نیست، کربلا قطعه ای از زمین و فرش است که تا به عرش امتداد یافته، از خاک تا افلاک و از ناسوت تا لاهوت، کربلا تنها یک قطعه از خاک و بیابانی خشک و برهوت نیست، کربلا قطعه ای از زمین ترک خورده از بی آبی و رفیق و آشنای همیشگی تشنگی نیست، کربلا محصور و محدود به زمین و زمان نیست، کربلا همه ی زمین و تمام زمان است، از آغاز خلقت بشر، از آدم تا خاتم و از خاتم تا قرن بی بصیرت بیست و یکم میلادی، کربلا محصور در عرض و طول جغرافیایی نیست؛ بلکه تمام اضلاع و زوایا و مدارات طول و عرض جغرافیایی است که در زمینی کوچک خلاصه شده .

کربلا گرچه قطعه ای کوچک است، اما بهشت با تمام وسعتش در آن معنا شده ، کربلا با تمام تشنگی اش همسایه و هم جوار با رودخانه ای همیشه محزون است که تا ابد شرمنده لبهای خشک کودکان و طفلان معصوم حسین(ع) که ترکهای لبهای خشکشان نشان از قحطی عاطفه ها و ترک وجدان های خوابیده در بستر عافیت طلبی انسان هایی آدم نما دارد می باشد، انسانهایی که تنها شعار مسلمانی را به غارت برده اند و این ترک ها نماد شقاوت و سنگدلی و بی رحمی آنهایی است که حسرت بوسه آب زلال را بر لبهای ترک خورده و تشنه کربلاییان نهاده و نوشیدنش را حرام کرده اند.

کربلا جغرافیای شهادت است. مرکز ثقل حریت و آزادگی زمین. کربلا نصف النهار مبدأ و مقسم زمینیان است، خط جدایی دو نیم کره شرقی و غربی . این نصف النهار پیوسته حایل و تمییز دهنده دو دنیای نیم کره هاست. نیم کره ای غربی سیاه و تاریک، با ساکنانی سفیانی، عباسی، اموی و ... و نیم کره ای شرقی روشن و شفاف با قبیله های هاشمی، علوی، حسینی و مهدوی و خمینی. در این نیم کره، خورشید غروبی ندارد و همواره بر آسمان کربلا می درخشد و نور افشانی می کند.

خورشید اینجا لیل و نهاری و شبانه روزی است. شب واژه ای غریب و نامفهوم است، چون خورشید آن دائم النور و روشن و منورالنور و نورالنور است. در کربلا پاک ترین واژه عشق است و وفاداری و استقامت معنا و مفهوم واقعی می یابد کربلا ترجمان حصین استواری و استقامت در قول و فعل است که زبانها در آن دچار هرزگویی و لقاقه نمی شوند.

محور اصلی جغرافیای شهادت از میان کربلا می گذرد. درست از میان قتلگاه حسین و یارانش. آنهایی که جرمشان تنها اصلاح و راست کردن نارسائی ها و کژی های کژ اندیشان بود و به چرخش آوردن محورهای انحراف حول محور یگانگی و اسلام ناب . کربلا ماندگارترین کتاب و صف آسمانی است که قلم سرخ و رنگین آن از خون های پاک و زلال بر برگ های زرین نگاشته شده. و این خونها رنگ نیست که با کوچکترین نوری خود را ببازد، بلکه خون کربلا، از صبغه اللهی است که نورانی تر از دیگر انوار است و رنگها همه از آن شرمنده اند و محو در آن.

کربلا الهام بخش تمام اندیشه های پاک بشری است. نه تنها پیروان اسلام که دیگر ادیان آسمانی، از آن الهام می گیرند. جغرافیای کربلا بعد از حادثه روز عاشورا، دیگر بیابانی است که تمام شبانه روزش بارانی و رحمت آفرین و دلنواز است. سرسبزترین دشت زمین و زمان است . مدارات و نصف النهارات از سراسر این کره خاک بر پرگار و مرکز کربلا در دوران و چرخشند در جغرافیای کربلا، اشکال مختلف ایثار و از خودگذشتگی، حماسه و مقاومت به وضوح و آشکار تجلی یافته و ترسیم شده اند. همه خونهای سرخ در سراسر این زمین خاکی از سرزمین کربلا منشاء و نشأت گرفته اند.

هر سال در محرم، سیلابی از قطرات اشک جاری می شود. اشکهایی با خلوص و زلال و صاف از دلهایی شکسته و سوخته؛ چرا که خونهای سرخ کربلا، روشنی حقیقت را بر ذهن ها تابانید و افکار سیاه جهل نادانی و ظلمت را گریزان نمود. پیشروی سپاه اندک سرخ گون و سبز پوش، سپاه سیاه اموی و سفیانی را با آن خیل عظیمش وادار به شکت و اضمحلال نمود.

کربلا مظهر عفاف و حیات و غیرت است. چشمان نا پاک و آلوده در کربلا مقهور غیرت، عزت و شهامت شدند و کربلا با عاشورا و حسین عجین گشت. کربلا بی حسین، تلّ خاکی بیش نیست، کربلا سرزمین عبرت است، برای همه اعصار و برای همه نسلها. کربلا آتش فشان عشق است. کربلا طپش قلبهای مشتاق وصال یار است. کربلا قرارگاه معنویت و مسلمانی است . کربلا یعنی همدلی گروهی بیدل، هم رنگی جماعتی بی رنگ و خالص . کربلا یعنی وحدت در عین کثرت، کربلا ترکیب همه رنگها با نماد زندگی است کربلا مظهر قالو بلی است (الست بربکم ). کربلا ایستادگی تا آخرین نفس و ایثارقطره خون بر سر پیمان سرخ است. کربلا میدان جنگ میان تمام دنیای مادیت با تمامت معنویت است کربلا قتلگاه کودک شش ماهه، تا پیر شصت ساله است. کربلا ترجمان رهایی و عزت در اسارت و مسلخ عشق در تاریخ بشریت است .

کربلا صحنه رویارویی همه فریبها در برابر همه بدی ها به وسعت تاریخ است. کربلا نقطه رهایی و پرواز سرهای بی بدن و گردش و جریان سرها در عمق وجدان همه بنی آدم است. کربلا ترجمه واقعی دوست داشتن مجنون وارِ حسین و یاران و همراهان اوست. کربلا شرم سرخ عباس دربرابر طفلان تشنه و موزه عبرت و آموزش تاریخ بشری است کربلا نمایشگاهی از زیباترین و نابترین واژه ها و تفسیر « ما رأیت الاجمیلا » است.کربلا یعنی فوران خون بر تارک زمان، به وسعت و عمق اقیانوسها و سرخی قلب خورشید و نورانیت دلهای پاک و با صفا است.

کربلا مصداق و تفسیر« بای ذنب قتلت » است. کربلا تعبیر خواب پیامبر(ص) و محل پوشیدن با ارزش ترین و گران بها ترین لباس، یعنی کهنه پیراهن و امانت حضرت زهرا (س) و مکان تکرار دوباره جنگ میان هابیل و قابیل است. کربلا مدرسه انسانیت در فراخنای تاریخ و شهدا فارغ التحصیلان این مدرسه اند. کربلا محل عروج انسانهایی وارسته و محل جلوس پیامبر و ائمه و حضرت زهرا (س) است.کربلا یادآور فریاد «هل من ناصر ینصرنی»، عاشورا آغاز تاریخ هجری شهادت است. کربلا یک حادثه با واقعه ای صرف نیست، چرا که هر واقعه محدود به مکان و محدود به زمان و محصور در تاریخ است. بلکه کربلا خود حادثه ساز و واقعه آفرین است .

کربلا میدان از بین بردن قارچهای اندیشه های مسمومی است که حول و حاشیه این محور، بی بصیرتی و کم فهمی مردم سر بر آورده بود. استوای کربلا تمیز دهنده و جدا کننده است، اصحاب شمال و اصحاب یمین در دو طرف این خط قرار گرفته اند و خط سرخ کربلا تبیین کننده حق و باطل و مقسّم دنیا طلبان و منحرفان با رها شدگان و احرار. کربلا سکوی پرواز و صعود است . مردانی چون قاسم، زهیر، بریر، جعفر،اصغر، مسلم و... که پرواز برای بقاء و جاودانگی حقیقی آن جهانی را در سر داشتند. و از سویی دیگرکربلا نقطه سقوط و ذلالت جماعتی گمراه و منحرف است که خود ظرفیت پذیرش حق و حقیقت را نداشته و یا نخواستند که داشته باشند و چون خفاشان و کرکسها در پهنای رذالت سقوطی به قهقهرا داشته اند، سقوطی تا ژرفنای تاریخ سیاه چهرگان و ذلیلان .

کربلا چشمه ی کوثر است، در کویر تنهایی و بی یاوری. چشمه ای که آب آن مایه حیات بشری است و همواره در عمق و جان و باورهای آدمیان جاری و ساری و سیراب کننده کامهای تشنه آزادی و آزادگی است.

کربلا نقشه راه است برای طالبان و سالکان کوی دوست و وصال یار و مرکز ثقل اعتقادات و ارزشها و هنجارهای ناب برای جستجوگران و کمال جویان و سعادت خواهان. کربلا یک فرهنگ است، یک اندیشه ناب و یک حرکت و جنبش به وسعت تاریخ بشریت. کربلا یک کانون جوشان ولایت پذیری و اطاعت با شعور و آگاهی است.. کربلا کارخانه ذوب و تفتیدگی انسانهایی خود ساخته و مقاوم و ولایت مدار محض است. کربلا حادثه و واقعه ای صرفاً تاریخی نیست بلکه تأثیرگذار و الگو ساز در همه اعصار و زمانهاست. کربلا مبدأ تاریخ انسان آزادگی و حریت است.

کربلا یعنی قلب تپنده تاریخ و عاشورا آغاز تاریخ حقیقی هجری شهادت بود. در کربلا وفاداری جرم بود و جفا کردن روا و مقبول، در کربلا جواب هم رنگی، سنگ بود و سزای خوب بودن چوب. در کربلا طاقت ها طاق شدند. خیمه هایی عمود بر پا بود. در کربلا آب فرات از خجالت عباس آب شد. تنها در کربلا حق برادری به خوبی ادا شد و حق خواهری نیز هم. در کربلا تنها انسان، قصاص شد. و تاوان دوست داشتن و ایستادگی بر سر پیمان را با دادن سر ، پذیرا شد. در کربلا خیمه ها چون هیمه آتش شدند.

در کربلا انگار نیزارهای فرات، نیزه شدند و مشکها با اشکها پر و حسرت و رشک در پی مشکی که هیچگاه پر نشد و به کام تشنه ای نریخت. در کربلا آب بی آبرو شد و آبروی عباس. لبان تشنه اش در دل آب شد. هوای کربلا بی هوایی ا ست، آرامش و نسیمی ندارد، طوفانی و پرخروش است. در کربلا نورها در چشمان بصیر، موج می زدند و بصیرت در دینداران غوطه ور، اعمالشان تنها با اخلاص، آمیخته و قلبهاشان توأم با یقین و اطمینان.

در کربلا حتی صبر هم از تحمل سختی و شدائد آل البیت بی صبر و بی طاقت است، در کربلا نوازش کودکان و طفلان با تازیانه و زبانه آتش بود و پاهای تاول زده و صورت های نیلی چون آسمان غم گرفته و نیلگون می مانست. کربلا نقطه پرگار عالم است و دلهای عاشق، مجنون وار در حرکت و دَوَران حول این محور و نقطه رهایی. در کربلا کهنه پیراهن در بازار معرفت و معرکه عشق، گران بهاترین و گرانسنگ ترین لباس در طول حیات آدمی و تاریخ بشریت است. در کربلا نه تنها آدمیانی خاص و برگزیده وفاداری را به حسین به اثبات رساندند بلکه اسب (ذوالجناح) این حیوان نجیب نیز رسم وفاداری را به اکمال رساند و به همه ما آدمیان چگونگی سبک و منش آن را آموخت، اگر چه خودش همیشه خویش را شرمنده می دانست و یار نیمه راه رفیق غار خویش بود. کربلا تنها جایی بود که سرها زودتر از ابدان پاک گردش و هجرت را آغاز نمودند و مرکبشان نوک نیزه ها بود.

در کربلا هفتادو یک ستاره به همراه خورشید از داخل گودال قتلگاه طلوع بی غروبشان را آغاز کردند. کربلا جایی است که تا ابد و در تمام طول شبانه روزی ناله و شیون بدون انقطاع از آن بلند است. در کربلا بوته های خار از فشار و درد صحنه های جنگ و رنج یاران حسین(ع) تیغ بر بدنهاشان فرو بردند و از شدت رنج و مصائب به خودپیچیدند. هم ناله با طفلان شدند. در کربلا شمشیرهای سه شعله ناکثین، مارقین و قاسطین یکجا بر گلوی تشنه و مفسر قرآن و دین ناب محمد مصطفی (ص) فرود آمدند.در کربلا طاقِ طاقت شکست.

و اکنون کربلا همچون گذشته سرسبزترین و حاصلخیزترین باغهای عالم را در خود جای داده است دردِلِ این باغ، گل محمدی همواره عطر افشانی می کند و سراسر آن را انبوهی از گلهای لاله و شقایق فرا گرفته. امروز کربلا محل صدور خالصترین گلهای شقایق و لاله به سراسر گیتی است. و تمام شقایقها و لاله ها از صدر اسلام تاکنون نشان و ریشه در کربلا دارند.

و کلام آخر، آری کربلا هنوز کرب و بلا است.

نوشته : محمد علی موظف رستمی



نوشته شده توسط mkh1353 در پنج‌شنبه 22 اسفند 1392

ارسال نظر(0)

چرا به زیارت می رویم؟

چرا به زیارت می رویم؟

چرا به زیارت می رویم؟

شک نیست که «زیارت » در اسلام، بخصوص در فرهنگ شیعه، جایگاه والایی دارد. امامان و اولیائی خدا،تا حد بسیاری دعوت و تشویق به زیارت کرده اند.

 

شک نیست که «زیارت » در اسلام، بخصوص در فرهنگ شیعه، جایگاه والایی دارد. امامان و اولیائی خدا،تا حد بسیاری دعوت و تشویق به زیارت کرده اند. پاداش ها و ثواب های فراوانی برای «زایر»بیان شده است. «زیارت »،در ارزش و پاداش، همپای بسیاری از عبادات،بلکه برتر از حتی جهاد و شهادت به حساب آمده است.

«مزار»ها،در اسلام،از اعتبار خاصی برخوردار است. «مزور»ها،مورد تکریم فراوان قرار گرفته اند. «زیارتنامه »ها،یک دنیا تعلیمات و فرهنگ و آموزش و تربیت را شامل است. راستی...این همه دعوت و تشویق به زیارت،چرا؟

این همه پاداش و اجر و ثواب،برای هر قدم قدم زیارت،برای چه؟ چه تناسبی میان عمل زایر با آن پاداش های عظیم و خیره کننده و بهت آور؟ مگر نه اینکه «اجر»،در مقابل «عمل »است؟و مگر نه اینکه تناسبی باید بین «کار»و«مزد»باشد؟

اساسا چرا باید زیارت رفت؟ فایده زیارت برای زایر چیست؟ زیارتگاه ها چه نقش تربیتی و تهذیبی دارند و باید داشته باشند؟

زیارتنامه ها چه متن هایی است و چه آموزش هایی دارد؟ در زیارت،باید به «دل »پرداخت یا به «عقل »؟ زیارت،ریشه در منطق و برهان دارد،یا خاستگاه آن،وادی شور و شوق و جذبه و عرفان است؟

زیارت،در صدر اسلام،مهم و مفید بوده،یا همیشه و هم اکنون هم سازنده و تعهد بار و رسالت آشناست؟ در زیارت،به «منفعت »باید اندیشید یا به «معرفت »؟زایر،«عاشق »است یا«جهانگرد»؟ زیارت،«دخل »است یا«خرج »؟ زیارت،عملی عبادی است،یا جنبه «سیاسی »هم داشته و دارد؟

زیارت،ساخته و پرداخته شیعیان است،یا اصلی است که پیامبر،منادی آن است و ریشه در متن دین دارد و عقل،پشتوانه آن است و عرف،حامی آن و ملت ها و اقوام بشری عامل به آن؟!

اینها...و مطالب و مسائل دیگری،انگیزه آن است که از میان آن همه زمینه ها و دستور العمل ها و برنامه ها که گفتیم در فضای تربیتی دین و مکتب وجود دارد،«زیارت »را انتخاب کرده و از جوانب گوناگون،پیرامون آن به دقت و تامل بپردازیم.

تا از کرانه این غدیر فیاض،بهره ای برگیریم و اگر در کنار دریا نشسته ایم، دریای معارف اهل بیت عصمت لب تشنه نمانیم.و اگر نه به حد کمال مطلوب،ولی به اندازه وسع و گنجایش خویش،رفع عطش کنیم.

آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید تشنه ایم و جویا... خدا بر تشنگی ما بیفزاید تا جویاتر شویم.

آب کم جو،تشنگی آور به دست

تا بجوشد آبت از بالا و پست

 

 

زیارت ، قلمرو دل و وادی محبت

در بحث «زیارت »،پیش از آنکه استدلال شود که چرا باید رفت و رفتن به زیارت را چه سود؟اگر شناختی محبت آور،نسبت به صاحبان «مزار»باشد،جایی برای این سؤال و استدلال باقی نمی گذارد. در زیارت،بیش از فلسفه و برهان،عشق و شور و محبت نهفته است.

بیش از آنکه «عقل »،محاسبه کرده و در یابد که چرا؟«دل »،فرمان داده و زایر را به مزار رسانده است. وادی زیارت،بیش و پیش از آنکه وادی معقولات و محاسبات عقلی باشد،وادی دل و جذبه درون است. زایر،اگر بداند و بشناسد که مورد زیارت کیست؟ ،دیگر نمی پرسد: کجاست؟

زیارت می تواند نمودی از احساس شوق درونی انسان باشد. نشانی از محبت و دلیلی بر عشق و علامتی از تعلق خاطر باشد. زیارت،زبان علاقه و ترجمان وابستگی قلبی استبه راه می افتد و همچون خضر،به دنبال آب حیات،و همچون موسی (ع) در پی «عبد صالح »روان می گردد تا برسد و بیابد و بهره برگیرد و کامیاب شود. «زیارت »،از این مقوله است.پیوند قلبی است،محبت و علاقه است.

آنچه زایر را به پیمودن راه ها و طی مسافت ها و تحمل رنج سفر و بیم بادیه و استقبال از خوف و خطر وا می دارد،کشش درونی و علاقه قلبی اوست. و اگر عشق آمد،خستگی رخت بر می بندد و اگر محبت در کار بود،ملال متواری می شود.

آنچه در راه طلب خسته نگردد هرگز

پای پر آبله و بادیه پیمای من است

 

 

محبت ، پشتوانه زیارت

آنکه عشق و شوق داشته باشد،به زیارت هم می رود. برای عاشق شایق،نه تنها خود محبوب،جالب و جاذب است،بلکه هر چیزی هم که به گونه ای رنگ تعلق و رایحه انتساب به او را داشته باشد،مطلوب و جاذبه دار است و دلداده را به سوی خود می کشد.

در زیارت چنین است.چگونه می شود که عاشق خدا و دوستدار پیامبر و اهل بیت،و محب صالحین و صدیقین و شهدا و اولیاء الله،شوق دیدار خانه خدا و بیت الله و مزار و مرقد و خانه و شهر و دیار معشوق را نداشته باشد و شیفته دیدار کعبه و مدینه و مزار ائمه و قبور صالحین و شهرهای خاطره آمیز و شوق انگیزی که ریشه در فرهنگ دینی ما دارد نباشد؟!

به گفته مرحوم علامه امینی:

«اگر مدینه منوره،حرم محترم الهی شمرده شده و در سنت نبوی،برای مدینه و خاکش و اهلش و مدفونین آنجا ارزش های فراوان بیان شده است،به خاطر همان انتساب به خدا و پیامبر است.و بر مبنای همین اصل،هر چیز دیگری هم که نوعی تعلق و انتساب به پیامبران و اوصیاء و اولیاء الهی و صدیقین و شهدا و افراد مؤمن دارد ارزش پیدا می کند و شرافت می یابد... ». ۱

زیارت می تواند نمودی از احساس شوق درونی انسان باشد. نشانی از محبت و دلیلی بر عشق و علامتی از تعلق خاطر باشد. زیارت،زبان علاقه و ترجمان وابستگی قلبی است.

برای عاشق،حتی خانه ای که روزی معشوق در آن ساکن بوده،کوچه ای که روزی دلبر از آن گذشته،زمینی که بر آن قدم نهاده،شهری که روزی در آنجا می زیسته،سنگی که دست محبوب به آن خورده،لباسی که بر اندام او بوده،کفشی که در پایش داشته،دلربا و جاذب است، دوست داشتنی و شوق انگیز است.

این شعر منسوب به مجنون است که در باره لیلی گفته است:

امر علی الدیار،دیار لیلی اقبل ذا الجدار و ذالجدارا و ما حب الدیار شغفن قلبی و لکن حب من سکن الدیارا ۲

یعنی:از دیار لیلی می گذرم،این دیوار و آن دیوار را می بوسم،علاقه به دیار لیلی دلم را تسخیر نکرده است،بلکه آن کسی که در آن سکونت دارد،مرا مفتون خود ساخته است. می بینیم که جاذبه شهر،به خاطر حضور لیلی در آن است.

وادی زیارت،وادی عشق و علاقه و عرفان است.در قلمرو دل،گاهی پای عقل هم می لنگد و وقتی عشق فرمان می دهد،عقل چاره ای جز تسلیم و فرمانبرداری ندارددر زیارت و مزار،مسئله در ظاهر سنگ و چوب و آجر و آهن و ضریح و ساختمان مزار و گنبد و گلدسته و رواق و...خلاصه نمی شود،تا به زیارت و بوسیدن و تقدیس اینها اشکال شود.بلکه نقش عمده با آن محبت و شناخت و معنویت و عشقی نهفته است که در ورای این هاست که حتی به این ها،معنی و جهت و قداست و حرمت بخشیده است.وقتی قلب،در گرو یک عشق بود، صاحب آن دل،از نام و یاد و لباس و دستمال و کفش و کوچه و شهر محبوب،خوشش می آید و لذت می برد و همه اینها برایش جاذبه دارد و در هر یک از اینها عکس رخ یار را می بیند.

ما با محبت وافر و علاقه و احساسی که به حضرت محمد (ص) داریم،اگر با خبر شویم که در جایی رد پایی و نشانی از آن حضرت باقی است،آیا شوق دیدنش را نخواهیم داشت؟«مقام ابراهیم »در مسجد الحرام،برای حاجی چرا آنقدر خاطره به همراه دارد؟جز این است که سنگی است که حضرت ابراهیم در بالا بردن دیواره کعبه،به کمک پسرش اسماعیل،آن را زیر پا می گذاشته است و جای قدم او بر سنگ باقی است؟!

می بینیم که وادی زیارت،وادی عشق و علاقه و عرفان است.در قلمرو دل،گاهی پای عقل هم می لنگد و وقتی عشق فرمان می دهد،عقل چاره ای جز تسلیم و فرمانبرداری ندارد.مرحوم علامه امینی نقل می کند:

«...فقیه و ادیب بزرگوار اهل سنت،تاج الدین فاکهانی (وفات ۷۳۴) به دمشق رفت به قصد زیارت کفش پیامبر که در«دار الحدیث الاشرفیه »نگهداری می شد.وقتی کفش را دید،افتاد و شروع به بوسیدن کرد و صورتش را بر آن می مالید و اشک شوق از دیدگانش جاری بود و شعری به این مضمون را می خواند:اگر به مجنون گفته شود:لیلی و وصال و دیدار او را می خواهی،یا دنیا را و آنچه را در آن است؟او در جواب خواهد گفت: غباری از خاک کفش لیلی برایم محبوبتر است و شفابخشتر برای دردهای من... ۳

آری...وقتی عشق در کار باشد،خاک ره دوست را باید سرمه چشم نمود.و برای عاشق،آنچه ارزشمند است،محبوب و دیدار او و هر چیزی است که منسوب به اوست.

برادرانه بیا قسمتی کنیم رقیب

جهان و هر چه در آن است از تو،یار از من

این یک طرف قضیه است که محبت،انسان را به زیارت وا می دارد. سوی دیگر قضیه آن است که «زیارت »،محبت و شناخت می آورد و از آن جهت،عامل سازنده و تربیت کننده است.

منبع : کتاب زیارت تالیف: جواد محدثی

محمدی _گروه دین و اندیشه تبیان

۱. سیرتنا و سنتنا صص ۱۶۱-۱۶۰.

۲. الغدیر،ج ۵،ص ۱۵۱.

۳. الغدیر،ج ۵،ص ۱۵۵.



نوشته شده توسط mkh1353 در پنج‌شنبه 22 اسفند 1392

ارسال نظر(0)

مرکز نشر مـعارف تشیع
مرکز نشر مـعارف تشیع مرکز نشر مـعارف تشیع پنج شنبه ۱۳ آبان ۱۳۸۹ روزنامه کیهان ( www.kayhannews.ir ) شهر قم در سال ۲۳هـ.ق به دست مسلمانان فتح شد و طبق نظر بعضی از نویسندگان، آغاز تشیع در میان مردم این شهر، به حدود سال۸۳ قمری و حضور اشعری ها برمی گردد. شهر قم در سال ۲۳هـ.ق به دست مسلمانان فتح شد و طبق نظر بعضی از نویسندگان، آغاز تشیع در میان مردم این شهر، به حدود سال۸۳ قمری و حضور اشعری ها برمی گردد. خاطره ورود امام رضا(ع) در سال ۲۰۰ هجری به قم و استقبال مردم این شهر از ایشان که در تاریخ ثبت شده است، بیانگر وجود زمینه های مناسب برای اشاعه فرهنگ تشیع و فقه آل محمد (صلی الله علیه و آله) در این شهر است. یک سال پس از ورود امام رضا(علیه السلام)، خواهر ایشان فاطمه معصومه (سلام الله علیها) که از مدینه به خراسان می رفت، در میانه این راه بر اثر بیماری در شهر قم درگذشت و به خاک سپرده شد. پس از این بود که تشیع و حوزه های علمیه در قم به برکت وجود مرقد آن بانوی بزرگوار که با وجود سن کم خود از عالمان و فقیهان بی مانند عصر خود بودند، روزبه روز گسترش یافت و در قرون ۵و ۶ مدارسی پررونق و کتابخانه هایی بزرگ در این شهر پدید آمد. قم در دوران صفویه نیز مورد توجه همگان خصوصاً دولت مداران شیعی قرار گرفت؛ مدارس قدیمی آباد شد و مدارس دیگری از نو بنا گردید. هم چنین علمای بزرگی نظیر ملاصدرا، ملامحسن فیض، علامه لاهیجی و شیخ بهائی در آنجا مشغول تحصیل و تدریس شدند. قم در آن عصر، دارای حوزه ای فعال بود و مدارس و طلاب بسیار داشت و علوم مختلف اسلامی در آن تحصیل و تدریس می شد. مدرسه فیضیه نیز یکی از آثار دوره صفویه است. ورود آیت الله مؤسس در دوران قاجار شهر قم وارد مرحله تازه ای از حیات خود شد و علمای بزرگی در آن به تحصیل و تدریس مشغول شدند، اما به تدریج حوزه علمیه این شهر تشکل و انسجام خود را از دست داد تا اینکه در سال های پایانی حکومت قاجار، آیت الله شیخ عبدالکریم حائری که از فقیهان مبرز دوران خود بودند، به درخواست علمای قم، به این شهر آمدند. حضور ایشان در قم تأثیرات مهمی بر جای گذاشت که او را «مؤسس حوزه علمیه قم» نامیدند. با اقامت آیت الله حائری در قم از سال ۱۳۰۰ شمسی، بنیان حوزه علمیه جدید قم نیز نهاده شد و با گام های بزرگی که آیت الله مؤسس برداشت، این حوزه به تدریج رشد کرد و در ردیف بزرگ ترین حوزه های علمیه جهان تشیع درآمد. نزدیکی حوزه علمیه قم به پایتخت باعث شد که رهبران شیعیان و مراجع تقلید آنان بر اصول سیاست گذاری دولت ها نظارت داشته باشد و اگر اصلی با موازین اسلامی موافق نباشد، به مخالفت با آن بپردازند. بعضی معتقدند این پایه گذاری نهضت علمی در قم به متابعت از تشکیل حوزه در شهر سامرا بود که در نزدیکی بغداد (مرکز عراق) جای گرفته بود. نخستین سال تأسیس حوزه قم با تبعید برخی از مراجع عظام و نوابغ قرن چهاردهم هجری از عتبات به ایران مقارن شد. آیت الله سیدابوالحسن اصفهانی، آیت الله میرزاحسین نائینی، آیت الله سیدعلی شهرستانی، آیت الله سیدعبدالحسین حجت کربلایی، آیت الله شیخ محمدحسین اصفهانی غروی و آیت الله شیخ مهدی خالصی از جمله این علما بودند که وارد حوزه قم شدند. آیت الله العظمی شیخ عبدالکریم حائری در سال ۱۳۵۵ قمری دار فانی را وداع گفت و پس از وی رسالت خطیر اداره حوزه قم را مراجع سه گانه عهده دار شدند: حاج سیدمحمدتقی خوانساری، حاج سیدصدرالدین صدر و مرحوم حجت. در این دوران دست هایی در کار بود تا در حوزه و بین مراجع اختلاف ایجاد کند و این امر نگرانی شدید علما را برانگیخته بود تا اینکه بیماری آیت الله العظمی آقای بروجردی سبب شد که ایشان پس از معالجه در بیمارستان فیروزآبادی تهران، به صورت موقت و برای طی دوران نقاهت بعد از بیماری، مدتی در قم استقرار یابند اما بعد از مدتی این اقامت، به حضور دائمی در شهر قم تبدیل شد. این حضور مصادف با آغازین سال های حکومت محمدرضا پهلوی بود. پهلوی پسر، در سال های دهه۳۰ در راه قدرت طلبی روزافزون پای گذاشت و از هیچ تلاشی برای از میان برداشتن موانع استیلایش فروگذار نکرد. قانون انجمن های ایالتی و ولایتی، نهضت ملی شدن نفت، واقعه ۳۰ تیر و ۲۸ مرداد و شهادت مظلومانه روحانی مبارز سیدمجتبی نواب صفوی و یارانش، از جمله این تلاش ها بود که هم عصر با دوران مرجعیت و زعامت آیت الله العظمی بروجردی بود. در این حوادث معمولا تقابل اصلی، میان حکومت با مرجعیت و روحانیونی بود که در قم تربیت یافته و در پایتخت بودند. تلاش برای به حاشیه راندن قم پس از درگذشت آیت الله العظمی بروجردی در ۱۰ فروردین ۱۳۴۰ و در حالی که همگان منتظر بودند تا بدانند چه کسی جای خالی آیت الله بروجردی را را پر خواهد کرد، شاه موقعیت را مناسب دید و با قضاسازی تبلیغاتی، نامه ای به آیت الله سیدمحسن حکیم نوشت و رحلت آیت الله بروجردی را به ایشان تسلیت گفت تا شاید از این طریق بتواند محوریت مرجعیت را از قم به نجف منتقل کند و کم کم نسخه حوزه علمیه قم را در هم بپیچد، اما حضور مراجعی همچون آیت الله العظمی گلپایگانی، آیت الله العظمی اراکی، آیت الله العظمی مرعشی نجفی و امام خمینی(ره) در شهر قم، این ایده را با شکست مواجه ساخت؛ رویدادهای ماه ها و سال های بعد نشان داد که نگرانی شاه از مسئله مرجعیت پس از آیت الله بروجردی، چندان هم بی مورد نبوده است چرا که قم به مرکز مقابله با رژیم شاه تبدیل شده بود. رژیم شاه در ۱۹ دی ۱۳۴۱ اعلام کرد طرح ۶ ماده ای با عنوان انقلاب سفید را که در اصل اصلاحات دیکته شده توسط آمریکایی ها برای غربی سازی هرچه سریع تر جامعه ایران بود به اجرا خواهد گذاشت و از مردم دعوت کرد تا در رفراندومی به آن رأی دهند. اما درحالی که مدت کوتاهی از اعلام مرجعیت امام خمینی(ره) می گذشت، ایشان با اعتراض به مفاد این طرح، رفراندوم را تحریم کردند. با تحریم رفراندم از طرف ایشان، بازار تهران تعطیل شد و مردم در اطراف بازار اجتماع کردند و بدین ترتیب نخستین تنش بین ایشان و رژیم شاه به وجود آمد. حضرت امام(ره) همچنین در نوروز ۱۳۴۲اعلام عزای عمومی کردند و مردم بر سر در خانه ها، بیرق مشکی نصب کردند و بعداز آن نیز ایشان در عاشورای همان سال، سخنرانی قرایی برعلیه رژیم ایراد کردند. بالا گرفتن تنش میان رژیم شاه و نهاد مرجعیت که برای اولین بار از سوی یک مرجع ساکن در قم و نه تهران صورت می گرفت، نام این شهر را که پیش از این تنها به عنوان شهری مذهبی که مضجع شریف حضرت فاطمه معصومه(س) را در خود جای داده بود شناخته می شد، به عنوان شهری سیاسی برسر زبان ها انداخت. شهر قم در روزها و ماه های بعد همچنان محور مبارزه با رژیم شاه بود. حمله به مدرسه فیضیه در دوم فروردین ۴۲ و همچنین دستگیری حضرت امام در ۱۳ خرداد همان سال و تبعید ایشان به ترکیه در ۱۳ آبان ۱۳۴۳ که به علت سخنرانی ایشان علیه قانون کاپیتولاسیون صورت گرفت، از جمله وقایع مهم و اثرگذار تاریخ انقلاب در آغازین سا ل های این حرکت عظیم بود که با محوریت شهر قم صورت گرفت. بعداز تبعید حضرت امام(ره) قم همچنان نقش محوری خود را در مبارزه علیه رژیم شاه حفظ کرد. در سال های ۴۳ تا ۵۹ که می توان از آن به دوره مبارزات فرهنگی و نیز کادرسازی برای نهضت اسلامی مردم ایران نام برد، قم مرکز این مبارزه بود، به طوری که روحانیت نقش به سزایی در انتقال پیام امام(ره) و نیز تربیت نیرو در تمام نقاط کشور داشت. آغازگر مرحله عملیاتی انقلاب اما جرقه نهایی مبارزه با رژیم شاه و سرنگونی آن را نیز باید در قم جست وجو کرد و همان گونه که درسال ۴۲ نهضت از این شهر آغاز شد، درسال ۵۶ هم موج اعتراضات گسترده به شاه و رژیم پهلوی با محوریت این شهر آغاز گردید. رحلت مرموز آیت الله سیدمصطفی خمینی در آبان ۱۳۵۶ در عراق نقطه عطفی در نهضت اسلامی مردم ایران بود. مجالس یادبود وسیعی که در سراسر کشور برگزار شد جایگاه والای امام خمینی(ره) را در میان مردم به خوبی نشان داد. از این رو رژیم، تصمیم گرفت با توهین به ساحت حضرت امام خمینی(ره)، چهره ایشان را به عنوان رهبر نهضت مخدوش کند و سرانجام با انتشار مقاله ای توهین آمیز در روزنامه اطلاعات مورخ ۱۷ دی ماه ۵۶ به نام احمد رشیدی مطلق این کار انجام شد. با انتشار این مقاله اهانت آمیز، اولین واکنش ها در شهر قم آغاز شد. مدرسین حوزه علمیه قم دروس حوزه را در روز ۱۸ دی تعطیل اعلام کردند و مردم هم با تشکیل اجتماع بزرگی تظاهرات خود را به سوی منازل مراجع آغاز کردند. اوج اعتراضات که با تعطیلی بازار قم همراه بود در روز ۱۹ دی انجام شد و قم یکپارچه اعتراض به شاه و رژیم پهلوی بود. رژیم که توان مقابله با امواج خروشان مردم قم را نداشت، تظاهرات آنها را به گلوله بست و تعداد زیادی را به شهادت رساند. این قیام را باید نقطه عطفی در تاریخ نهضت اسلامی دانست چرا که پس از آن امواج انقلاب اسلامی شدت گرفت و با برگزاری چهلم های پی درپی مردم نقاط مختلف ایران و در شهرهایی مثل تبریز و یزد، دامنه انقلاب فراگیر شد. شهر قم بعداز پیروزی انقلاب و در برهه های مختلف همچنان نقش پیشگام خود را در دفاع از آرمان های انقلاب اسلامی به خصوص در زمینه های علمی و فرهنگی حفظ کرده است. باید به پاس سال ها مجاهدت مردم قم، این شهر را مرکز نشر معارف و ارزش های انقلاب بنامیم. هادی سجادی پور

نوشته شده توسط mkh1353 در پنج‌شنبه 22 اسفند 1392

ارسال نظر(0)

کربلا قویترین جی پی اس هدایت

کربلا قویترین جی پی اس هدایت

کربلا قویترین جی پی اس هدایت

بهشت و نعمت های فراوانش را همه دوست دارند و می خواهند که روزی در این شهر پر نعمت جای گیرند. اما بر خلاف آنچه که برخی تصور می کنند جاده بهشت یک جاده اتوبانی و صاف و ساده و بی خطر نیست بلکه جاده منتهی به بهشت بسیار پر پیچ و خم و پر فراز و نشیب و پرخطر است.

 

بهشت و نعمت های فراوانش را همه دوست دارند و می خواهند که روزی در این شهر پر نعمت جای گیرند. اما بر خلاف آنچه که برخی تصور می کنند جاده بهشت یک جاده اتوبانی و صاف و ساده و بی خطر نیست بلکه جاده منتهی به بهشت بسیار پر پیچ و خم و پر فراز و نشیب و پرخطر است.

برخی از مسافران این جاده پرخطر به قعر دره های گمراهی سقوط می کنند و برخی دیگر خود را به بلندای قله سعادت می رسانند و در بهشت برین جای می گیرند.

آغاز این جاده خطرناک، زندگی دنیایی انسان و نهایتش سرای آخرت است. آری، این جاده که از میان همین دنیا می گذرد، گردنه های فراوانی دارد و غارتگران بسیاری را در خود جای داده است. دزدان سرگردنه در پس هر گردنه ای به کمین مسافران این جاده نشسته اند و دارایی های معنویشان را به تاراج می برند.

اما سخن این است که چگونه می توان از این جاده پر فراز و نشیب و خطرناک، عبور کرد و خود را به بلندای سعادت رساند؟

مسلما بدون یک «نقشه راه» مطمئن، عبور از چنین مسیری امکان پذیر نخواهد بود. نقشه ای که بتواند تمامی پستی و بلندی ها، گردنه ها و پیچ و خم ها، استراحت گاه ها و معبرها و خلاصه همه مکانهای پراهمیت سفر را در اختیار مسافر قرار دهد. نقشه ای که بتواند در هر لحظه جایگاه ما را نسبت به هدف و مقصد نشان دهد و راه را از بی راهه روشن سازد.

اما سوال این است که در مسیر پر پیچ و خم زندگی چه چیز می تواند «نقشه راهی» هوشمند برای انسان باشد؟ امیر مومنان علی علیه السلام می فرماید:

«ای بندگان خدا! برای شما در تاریخ روزگاران گذشته درس های عبرت فراوان وجود دارد. ... روزگار بر آیندگان چنان می گذرد که بر گذشتگان گذشت. ماجراها و رویدادهای آن همانند یکدیگرند و نشانه های آن آشکار است.» (نهج البلاغه، خطبه ۱۸۲ و ۱۵۷)

بنابراین تاریخ گذشتگان و توجه به زندگی نسل های گذشته می تواند بهترین «نقشه راه» برای زندگی انسان باشد. چرا که تاریخ تکرار می شود و می تواند به عنوان یک «نقشه راه» مسیر آینده را برای ما روشن سازد.

خواندن تاریخ, همانند بالا رفتن به قله کوه است که هر چه بالاتر می روی دید وسیع تری نسبت به زندگی پیدا می کنی و هر چه به قله نزدیک تر می شوی احاطه بیشتری نسبت به حوادث می یابی.

پس چه نیکو است که به گوشه های مختلف تاریخ سرکی بکشیم و از احوالات شخصیت های آن عبرت بگیریم.

چه خوب بود اگر ما هم می توانستیم یک «جی پی اس» هوشمند برای جاده پر فراز و نشیب بهشت پیدا کنیم. اما نگران نباشید که خداوند این نقشه هوشمند را در گوشه کوچکی از تاریخ، سامان دهی کرده است. یک نقشه کوچک اما پر کاربد ماهواره ای که گویا برای همه قرن ها و برای همه زمانها و مکانها پاسخ گو است.

 

 

نقشه هوشمند هدایت

اگرچه نقشه های کاغذی کارایی فراوانی در مسیریابی دارند اما مسلما نقشه های هوشمند امروزی که در یک دستگاه کوچک جاگرفته است، کارگشاتر است. دستگاه های مکان یابی که با ارتباط ماهواره ای خود، اطلاعات وسیعی را در اختیار انسان می گذارد، مسافرت در جاده های پر فراز و نشیب و صعب العبور را آسان تر از گذشته کرده است.

چه خوب بود اگر ما هم می توانستیم یک «جی پی اس» هوشمند برای جاده پر فراز و نشیب بهشت پیدا کنیم. اما نگران نباشید که خداوند این نقشه هوشمند را در گوشه کوچکی از تاریخ، سامان دهی کرده است. یک نقشه کوچک اما پر کاربد ماهواره ای که گویا برای همه قرن ها و برای همه زمانها و مکانها پاسخ گو است. یک نقشه هوشمند تاریخی که پیشرفت تکنولوژی هم نمی تواند او را کهنه کند و به باد فراموشی بسپارد. نقشه ای جامع و سرشار از اطلاعات پر کاربرد. نقشه ای که همه نیازهای مسیر را در خود جای داده است و جایگاه انسان را در مسیر کمال نشان می دهد.

خوب که به عاشورای حسینی می نگریم، درمی یابیم که یک روز کوتاه پرفراز و نشیب، عجب «نقشه» ای برای مسیر زندگی انسانها است. نقشه ای کوچک و نُقلی که انبوهی از اطلاعات لازم برای جاده زندگی را در اختیار مسافران قرار می دهد. نقشه ای که تنها به بلندای یک روز کوتاه در محرم سال ۶۱ هجری است و پهنایش به اندازه سرزمین کوچکی چون کربلا است.

نقشه ای که با مراجعه به آن می توان جایگاه خود را نسبت به مقصد دریافت و فاصله خود را با جاده اصلی پیدا کرد.

نکند غارتگران گردنه بی عفتی, غیرت شما را همچون پسر مرجانه دزدیده باشند. نکند در سبزه زار علفهای هرز و سمی، مشغول نوش جان کردن میوه های خوش رنگ و لعاب مال حرام باشید. نکند مسیر را تا نزدیکی های بهشت همراه با سلیمان بن صُرَدها رفته باشید و خواب غفلت شما را به دره های توجیه برده باشد. نکند .... نکند ... .

 

 

کارکرد «جی پی اس» کربلا

خوب که به این مکان یاب کوچک و جمع و جور نگاه کنیم، تمامی گذرگاه ها و دره های زندگی را در آن خواهیم دید و خود را در گوشه ای از این نقشه پر فراز و نشیب خواهیم یافت.

حالا چشم دلتان را به نقشه بدوزید و گردنه ها را یکی پس از دیگری وارسی کنید که خدایی ناکرده در پس وسوسه هایش زمین گیر نشده باشید. نکند در پس گردنه طمع، کنار عمر سعد نشسته اید و به امید گندم ری سماق می مکید. نکند گردنه پول پرستی و دنیا طلبی، شما را در ترافیک لشکر عمر سعد زمین گیر کرده باشد. نکند سرازیری بی خیالی و سکوت شما را با مردم کوفه به دره های بی وفایی کشانده است.

نکند غارتگران گردنه بی عفتی, غیرت شما را همچون پسر مرجانه دزدیده باشند. نکند در سبزه زار علفهای هرز و سمی، مشغول نوش جان کردن میوه های خوش رنگ و لعاب مال حرام باشید. نکند مسیر را تا نزدیکی های بهشت همراه با سلیمان بن صُرَدها رفته باشید و خواب غفلت شما را به دره های توجیه برده باشد. نکند .... نکند ... .

نه، شما که خوبید و ان شاء الله چند قدمی با قله ۶ گوشه نقشه ما فاصله ندارید. اما اگر به بی راهه هم رفته بودید دستگاه هوشمند ما مسیر برون رفت را به راحتی به شما نشان می داد.

نقشه هوشمند کربلا، بن بست ندارد و در پس هر شکستی راه حلی را نمایش خواهد داد. حتی اگر در پس یکی از این گردنه ها زمین گیر شده باشید این نقشه جامع، مسیر پیشنهادی دارد. حتی اگر در قعر یکی از دره های گمراهی هم سقوط کرده باشید باز نقشه هوشمند ما راه نجاتی را نمایان خواهد کرد. عجب نقشه کارایی است این کربلا.

اگر پایتان لغزیده است و سابقه خوبی ندارید آسانسور توبه ای که به نام «حر بن یزید» نامگذاری شده شما را به جاده خوشبختی باز خواهد گرداند. اگر با چراغ خاموش به بی راهه رفته اید و راه را گم کرده اید، امداد و نجات «زهیر بن قین» راه را به شما نشان خواهد داد. حتی اگر همین الان از خواب غفلت بیدار شده اید، می توانید با کاروان «توابین» همراه شوید و گذشته را جبران نمایید. خلاصه خیالتان راحت که در این نقشه هیچوقت به در بسته برنخواهید خورد.

اینها تنها گوشه ای از کارایی های اعجاب انگیز این نقشه هوشمند است. حالا اگر خریدارید اول به چهار گوشه دلتان دو گوشه دیگر بیافزایید و سپس هزینه این نقشه پرارزش را بپردازید.

البته نگران هزینه نباشید که خداوند هزینه سنگینی برای آن پرداخته است. خون گرانقیمتی همچون عزیز فاطمه برای این نقشه پرکاربرد هدایت هزینه شده است.

پس حالا که هزینه اش پرداخت شده، شما فقط یک یا حسین بگویید و خیرش را ببرید و با آن صفا کنید.



نوشته شده توسط mkh1353 در پنج‌شنبه 22 اسفند 1392

ارسال نظر(0)

پیشینه مسجد مقدس جمکران

پیشینه مسجد مقدس جمکران

پیشینه مسجد مقدس  جمکران

مهمترین پایگاه شیعیان شیفته حضرت بقیه الله ارواحنا فداه ، مسجد مقدس جمکران ، در شش کیلومتری شهر مذهبی قم است . مطابق آمار، همه ساله ، بیش از پانزده میلیون عاشق دل باخته ، از سرتاسر میهن اسلامی و جهان ، در این پایگاه معنوی ، گرد هم می آیند.

 

مهمترین پایگاه شیعیان شیفته حضرت بقیه الله ارواحنا فداه ، مسجد مقدس جمکران ، در شش کیلومتری شهر مذهبی قم است . مطابق آمار، همه ساله ، بیش از پانزده میلیون عاشق دل باخته ، از سرتاسر میهن اسلامی و جهان ، در این پایگاه معنوی ، گرد هم می آیند.

آنچه مسلم است ، این است که این مسجد، بیش از یک هزار سال پیش به فرمان حضرت بقیه الله ارواحنا فداه ، تأسیس گردید و در طول قرون و اعصار، پناهگاه شیعیان و پایگاه منتظران و تجلی گاه حضرت صاحب الزمان (علیه السلام) بوده است . علامه بزرگوار، میرزا حسین نوری ، (متوفای ۱۳۲۰ هجری ) در کتاب ارزشمند نجم ثاقب که به فرمان میرزای بزرگ ، آن را تألیف کرد و میرزای شیرازی ، در تقریظ خود، از آن ستایش فراوان کرد، تاریخچه تأسیس مسجد مقدس جمکران را به شرح زیر آورده است :

شیخ فاضل ، حسن بن محمد بن حسن قمی ، معاصر شیخ صدوق ، در کتاب تاریخ قم از کتاب مونس الحزین فی معرفه الحق و الیقین ـ از تألیفات شیخ صدوق ـ بنای مسجد جمکران را به این عبارت نقل کرده است :

شیخ عفیف صالح حسن بن مثله جمکرانی می گوید: شب سه شنبه ، هفدهم ماه مبارک رمضان ۳۹۳ هجری ، در سرای خود خفته بودم که جماعتی به درِ سرای من آمدند. نصفی از شب گذشته بود. مرا بیدار کردند و گفتند: «برخیز و امر امام محمد مهدی صاحب الزمان ، صلوات الله علیه را اجابت کن که تو را می خواند». حسن بن مثله می گوید: «من ، برخاستم و آماده شدم. چون به در سرای رسیدم ، جماعتی از بزرگان را دیدم .

سلام کردم . جواب دادند و خوشامد گفتند و مرا به آن جایگاه که اکنون مسجد (جمکران ) است ، آوردند». چون نیک نگاه کردم ، دیدم تختی نهاده و فرشی نیکو بر آن تخت گسترده و بالش های نیکو نهاده و جوانی سی ساله ، بر روی تخت ، بر چهار بالش ، تکیه کرده ، پیر مردی در مقابل او نشسته ، کتابی در دست گرفته ، بر آن جوان می خواند.

بیش از شصت مرد که برخی جامه سفید و برخی جامه سبز بر تن داشتند، برگرد او روی زمین نماز می خواندند. آن پیر مرد که حضرت خضر (علیه السلام) بود، مرا نشاند و حضرت امام

(علیه السلام) مرا به نام خود خواند و فرمود: «برو به حسن بن مسلم بگو: تو، چند سال است که این زمین را عمارت می کنی و ما خراب می کنیم . پنج سال زراعت کردی و امسال دیگر باره شروع کردی ، عمارت می کنی ، رخصت نیست که تو دیگر در این زمین زراعت کنی ، باید هرچه از این زمین منفعت برده ای ، برگردانی تا در این موضع مسجد بنا کنند. به حسن بن مسلم بگو اینجا، زمین شریفی است و حق تعالی این زمین را از زمین های دیگر برگزیده و شریف کرده است ، تو آن را گرفته به زمین خود ملحق کرده ای ! خداوند، دو پسر جوان از تو گرفت و هنوز هم متنبّه نشده ای ! اگراز این کار بر حذر نشوی ، نقمت خداوند، از ناحیه ای که گمان نمی بری بر تو فرو می ریزد».

حسن بن مثله عرض کرد: «سیّد و مولای من ! مرا در این باره ، نشانی لازم است ؛ زیرا مردم سخن مرا بدون نشانه و دلیل نمی پذیرند». امام (علیه السلام) فرمود: «تو برو رسالت خود را انجام بده ، ما در اینجا علامتی می گذاریم که گواه گفتار تو باشد. برو به نزد سیّد ابوالحسن و بگو تا برخیزد و بیاید و آن مرد را بیاورد و منفعت چند ساله را از او بگیرد و به دیگران دهد تا بنای مسجد بنهند، و باقی وجوه را از رهق به ناحیه اردهال که ملک ماست ، بیاورد و مسجد را تمام کند و نصف رهق را بر این مسجد وقف کردیم که هر ساله وجوه آن را بیاورند و صرف عمارت مسجد کنند. مردم را بگو تا به این موضع رغبت کنند و عزیز بدارند و چهار رکعت نماز در اینجا بگزارند؛ دو رکعت تحیّت مسجد و دو رکعت نماز صاحب الزمان بگزارند.» و این نقل از لفظ مبارک امام (علیه السلام) است که فرمود: «فَمَنْ صلاّهما، فکأنّما صلّی فی البیت العتیق ». «هر کس ، این دو رکعت (یا این دو نماز) را بخواند، گویی در خانه کعبه آن را خوانده است .»

حسن بن مثله می گوید چون مقداری راه پیمودم ، بار دیگر مرا صدا کردند و فرمودند: «در گله جعفر کاشانی ـ چوپان ـ بُزی است ، باید آن بز را بخری . اگر مردم پولش را دادند، با پول آن خریداری کن و گرنه پولش را خودت پرداخت کن . فردا شب آن بُز را بیاور و در این موضع ذبح کن . آن گاه روز چهارشنبه هجدهم ماه مبارک رمضان ، گوشت آن بُز را بر بیماران و کسانی که مرض صعب العلاج دارند، انفاق کن که حق تعالی همه را شفا دهد...»

حسن بن مثله می گوید: من ، به خانه رفتم و همه شب را در اندیشه بودم تا صبح طلوع کرد. نماز صبح خواندم و به نزد علی منذر رفتم و آن داستان را با او در میان نهادم . همراه علی منذر، به جایگاه دیشب رفتیم . پس او گفت : «به خدا سوگند که نشان و علامتی که امام (علیه السلام) فرموده بود، اینجا نهاده است و آن ، اینکه حدود مسجد، با میخ ها و زنجیر ها مشخص شده است. » آن گاه به نزد سیّد ابوالحسن الرضا رفتیم . چون به سرای وی رسیدیم غلامان و خادمان ایشان گفتند: «شما از جمکران هستید؟» گفتیم : «آری ». پس گفتند: «از اول بامداد، سید ابوالحسن در انتظار شماست. » پس وارد شدم و سلام گفتم .

جواب نیکو داد و بسیار احترام کرد و مرا در جای نیکو نشانید. پیش از آنکه من سخن بگویم ، او سخن آغاز کرد و گفت : «ای حسن بن مثله ! من خوابیده بودم . شخصی در عالم رؤیا به من گفت : شخصی به نام حسن بن مثله ، بامدادان از جمکران پیش تو خواهد آمد، آنچه بگوید اعتماد کن و گفتارش را تصدیق کن که سخن او، سخن ماست . هرگز، سخن او را رد نکن . از خواب بیدار شدم و تا این ساعت در انتظار تو بودم .» حسن بن مثله ، داستان را مشروحاً برای او نقل کرد. سید ابوالحسن ، دستور داد بر اسب ها زین نهادند. سوار شدند. به سوی دِه (جمکران ) رهسپار گردیدند. چون به نزدیک دِه رسیدند، جعفر شبان را دیدند که گله اش را در کنار راه به چرا آورده بود. حسن بن مثله ، به میان گله رفت ، آن بز که از پشت سر گله من آمد، به سویش دوید. حسن بن مثله ، آن بُز را گرفت و خواست پولش را پرداخت کند که جعفر گفت : به خدا سوگند! تا به امروز، من این بز را ندیده بودم و هرگز در گله من نبود، جز امروز که در میان گله ، آن را دیدم و هرچند خواستم که آن رابگیرم ، میسّر نشد.



نوشته شده توسط mkh1353 در پنج‌شنبه 22 اسفند 1392

ارسال نظر(0)

آبادانی مساجد در چیست؟

آبادانی مساجد در چیست؟

آبادانی مساجد در چیست؟

مسجدهای خدا را تنها کسی تعمیر می کند که به خدا و روز جزا ایمان داشته و نماز بپا دارد و زکات دهد، و جز از خدا نترسد، ایشانند که امید هست که از راه یافتگان باشند.

 

آباد کردن مساجد (که در قرآن اشاره شده) به چه معنایی است؟

مسجدهای خدا را تنها کسی تعمیر می کند که به خدا و روز جزا ایمان داشته و نماز بپا دارد و زکات دهد، و جز از خدا نترسد، ایشانند که امید هست که از راه یافتگان باشند.

هر سخنی، مانند هر فعل یا چیز دیگری، روحی و جسمی، ظاهری و باطنی دارد. اگر جسم از روح گرفته شود، دیگر چیزی تعین نخواهد داشت و اگر روح از جسم گرفته شود، حیاتی در آن نشعه باقی نمی ماند. به عنوان مثال وقتی چند جمله ای [مانند: دوستت دارم] بگویند، باطن و روح این جمله به تناسب قصد و نیت گوینده ها متفاوت می شود. مثلاً ممکن است این جمله را به زبان دیگری بیان داشته یا نوشته اند و او فقط مترجم است. ممکن است کسی این جمله را در ظاهر نمودن و اذعان به محبت و علاقه ی خود بگوید، ممکن است کسی دروغ بگوید، ممکن است کسی برای ریا و فریب بگوید و ... . چنان چه مشهود است، ظاهر جمله همه شکل هم است، اما معانی مقصود آن متغیر می گردد.

عمارت یا تعمیر و آبادانی نیز مانند سایر افعال آدمی، از این قاعده مستثنی نیست. یک ساختمان، یک محل و یک پایگاه، چه مسجد باشد و چه قصر و چه پادگان یا فروشگاه، ظاهری دارد و باطنی. ظاهرش همان بنا و تجهیزات آن است و باطنش به هدف، مقصود و چگونگی بهره وری بستگی دارد. به همین دلیل اگر یک قصر مجللی مدت ها خالی از سکنه باشد، می گویند «متروکه» است، اما یک ده کوچک با چند خانه ی کاه گلی را می گویند آباد است.

مسجد وقتی مسجد است که برای «الله» باشد، بلکه آن را ساختمانی می شناسد مانند هر ساختمان دیگری که برای فساد و گناه بنا شده باشد. لذا به پیامبرش امر می فرماید که مسجد ضرار را به آتش بکشد

مساجد نیز همین طور هستند. ظاهری دارند که آن همان بنا و تجهیزات آن است و باطنی دارند که همان نیت از ساختمان و تجهیز و نیز چگونگی فعالیت و بهره وری از مسجد است. پس اگر کسی مسجدی بسازد، یا دیوار خراب مسجدی را تعمیر کند و یا مثلاً یک دستگاه تهویه برای آن نصب کند و ...، مسجد را آباد کرده است. اما فقط ظاهر مسجد را آباد کرده است و ارزش کارش نیز بستگی به هدف و نیتش دارد. لذا اگر شخصی مسجدی برای عبادت و فعالیت مسلمین بنا کند، اگر مسلمانان در آن حضور یابند و به اقامه نماز جماعت، دعا، گفتگوی با یک دیگر، تعاون و همدلی و همراهی بپردازند، روح مسجد را آباد کرده اند. چنان چه پیامبر اعظم (ص) فرمودند: «جوانان زینت های مساجد هستند». پس حضور یک جوان در یک مسجد و در نماز جماعت، زینتی گرانقدرتر و آبادانی زنده تر و مؤثرتری برای خود جامعه اش است، تا لوستری با هزار شعله.

به همین دلیل وقتی خداوند متعال درباره ی اهمیت «آبادانی مساجد» اشاره می نماید، بر هدف، نیت و چگونگی بهره وری آن تأکید نموده و می فرماید:

«إِنَّما یَعْمُرُ مَساجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَی الزَّکاةَ وَ لَمْ یَخْشَ إِلاَّ اللَّهَ فَعَسی أُولئِکَ أَنْ یَکُونُوا مِنَ الْمُهْتَدینَ (التوبه، ۱۸)

ترجمه: مسجدهای خدا را تنها کسی تعمیر می کند که به خدا و روز جزا ایمان داشته و نماز بپا دارد و زکات دهد، و جز از خدا نترسد، ایشانند که امید هست که از راه یافتگان باشند.

بدیهی است که منظور از این آیه چنین نیست که هیچ غیر مؤمنی در عالم نمی تواند مسجدی را بسازد و یا گوشه ای از آن را تعمیر کند و نیز چنین نیست که هر کس اقدام به چنین امری نمود، حتماً مؤمن است، بلکه این آیه اشاره به همان روح مسجد دارد که با قصد و هدف و چگونگی استفاده تناسب دارد. لذا اگر غیر مؤمنی با هدف خودنمایی، فریب، ریا، تأسیس یک پایگاه جهت ایجاد انحراف و فتنه در میان مسلمین و ...، مسجدی را بنا نمود یا آباد کرد، خداوند متعال آن را مسجد «مَساجِدَ اللَّهِ» نمی شناسد، مسجد وقتی مسجد است که برای «الله» باشد، بلکه آن را ساختمانی می شناسد مانند هر ساختمان دیگری که برای فساد و گناه بنا شده باشد. لذا به پیامبرش امر می فرماید که مسجد ضرار را به آتش بکشد.

پس، آبادانی مسجد، هم به ظاهرش اطلاق می گردد و هم به باطنش و اصل «روح و باطن» آن است که به قصد، هدف، نیت، حضور، رونق بخشیدن و فعالیت مؤمنین بستگی دارد.

منبع : شبهه (مرکز پاسخگویی به شبهات)



نوشته شده توسط mkh1353 در پنج‌شنبه 22 اسفند 1392

ارسال نظر(0)

از شیخ لطف الله تا جمکران

از شیخ لطف الله تا جمکران

از شیخ لطف الله تا جمکران

مهم ترین مساجد ایران کدامند؟

 

گفته می شود اکنون نزدیک به ۷۰ هزار مسجد در ایران وجود دارد. از این میان تعداد معدودی هستند که علاوه بر این که خانه خدا و محل عبادت مردمان هستند ویژگی های دیگری دارند که آنها را برجسته و متمایز می کند. در این فهرست تلاش شده که چند مسجد مهم و مشهور ایران را نام ببریم و ویژگی خاصی که باعث شده این مسجد به این نقطه توجه برسد، یاد کنیم.

 

۱ـ قدیمی ترین مسجد ایران: قدیمی ترین مسجد ایران در روستای فهرج از توابع کرمان قرار گرفته است. روستای فهرج در نزدیکی یزد و در کناره راه اصلی یزد به بافق است. بنای این مسجد به سال های اولیه ورود اسلام به ایران برمی گردد کما این که در نزدیکی آن مجموعه ای تحت عنوان مجموعه شهدای فهرج قرار دارد که یادگاری از شهدای اسلام در سال ۳۲ هجری قمری است. نقشه مسجد بسیار ساده است و یک مناره و یک نیم گنبد دارد. دیوارهای گلی این مسجد صفای خاصی به محوطه آن بخشیده کما این که معدود درخت های آن در حیاط خشکش روحی از زندگی را به این مسجد می بخشد.

 

۲ـ بزرگ ترین مسجد ایران: «مسجد نو» یا «مسجد اتابک» در شیراز، بزرگترین مسجد ایران است. گفته می شود این مسجد در زمان حکومت اتابکان ساخته شده است. مسجد اتابک یکی از نخستین آثار ملی ثبت شده در ایران به شماره ۷۳ در سال ۱۳۱۰ است. مساحت این مسجد نزدیک به بیست هزار متر مربع است. گفته می شود در سال های گذشته به دلیل برخی بی مبالاتی ها خساراتی به این مسجد وارد آمده است. قدمت این مسجد به سده ششم هجری قمری برمی گردد. در برخی منابع آمده که این مسجد در عصر مشروطیت به عنوان پایگاهی برای آزادیخواهان شیرازی مطرح بوده است. در شهر شیراز دو مسجد دیگر یعنی مسجد عتیق و مسجد جامع وکیل هم اهمیت تاریخی و همچنین معماری و زیباشناختی دارند.

 

۳ـ کوچک ترین مسجد ایران: مسجد آرد و خرما در اردکان یزد به عنوان کوچک ترین مسجد ایران شناخته می شود. در محله سیف، خیابان امام خمینی و کوچه دروازه میرمحمد صالح این شهر مسجدی با عرض سه متر و طول پنج و نیم متر قرار گرفته که کوچک ترین مسجد ایران است. این مسجد معماری ساده ای دارد و در مورد ساخت آن در دوره صفویه یا قاجاریه اختلاف نظر وجود دارد. در مورد وجه تسمیه این مسجد هم اختلاف است.

 

برخی می گویند آرد و خرما دستمزد کارگران ساخت این مسجد بوده و عده ای دیگر از آسیابی حرف می زنند که در کنار این مسجد بوده و هسته خرما را به آرد تبدیل می کرده است. جالب است بدانید بتازگی میراث فرهنگی در اقدامی عجیب تصمیم گرفته مساحت کوچک ترین مسجد ایران را توسعه دهد!

 

اما به غیر از این ترین های معماری باید به شاهکارهایی هم اشاره کرد که نشانی از قوه ابتکار و البته هنر معمارانشان داشته اند. روشن است که تعداد این مساجد زیاد است، اما در اینجا به چند نمونه از آن اشاره می کنیم.

 

۴ ـ مسجد گوهرشاد؛ نمادی از حضور زن در عرصه اجتماع: مسجد جامع گوهرشاد در جوار حرم مطهر امام رضا(ع) یکی از مساجدی است که از نظر اهمیت و همچنین معماری کمتر همتایی دارد. این بنا به دستور گوهرشاد همسر شاهرخ از پادشاهان تیموری ساخته شده است. اهمیت این مسجد در چشمان مردم به فضیلت عبادت در آن و همچنین منبری تاریخی برمی گردد که از قدیم تصور مردم بر این بوده که در هنگام ظهور حضرت صاحب الزمان بر این منبر جلوس خواهند کرد. در عین حال از دید معماری، گنبد و همچنان ایوان این مسجد اثری زیبا از معماری ایرانی و اسلامی است. معمار این اثر استاد قوام الدین شیرازی بوده است. مسجد گوهرشاد در تاریخ معاصر ایران هم موثر بوده آنجا که قیام مردم علیه حکومت رضاخانی با سرکوب نظامیان مواجه می شود.

 

۵ ـ مسجد شیخ لطف الله و مسجد امام اصفهان: دو مسجد مهم از نظر معماری و زیبایی شناختی در دو سوی یک میدان مهم در اصفهان قرار گرفته اند. مساجدی که در عین حال مدرسه هم بوده اند و نمادی از به هم پیوستگی چهار نهاد مهم اجتماعی یعنی مدرسه و مسجد و بازار و حکومت. مسجد شیخ لطف الله اصفهان از حیث قدمت به حدود ۴۰۰ سال پیش برمی گردد. بنای این مسجد در دوران صفوی به فرمان شاه عباس اول و به دست استاد محمدرضا اصفهانی ساخته شده است. گنبد و کاشیکاری این مسجد از حیث معماری زبانزد است. ظاهرا این مسجد برای تجلیل از فردی به نام شیخ لطف الله ساخته شده و از همین رو به این نام گذارده شده است. همچنین چرخش راهروی ورودی آن به شکلی که جهت قبله را برای نمازگزار آسان می کند از دیگر شاهکارهای معماری در این مسجد است.

 

مسجد شاه یا مسجد امام خمینی در آن سوی میدان کمی دیرتر ساخته شده است. این مسجد هم به دستور شاه عباس و توسط علی اکبر اصفهانی ساخته شده است. در این مسجد وقایع تاریخی هم در عصر مشروطیت رخ داده که اهمیتی دو چندان به این بنا می بخشد.

 

۶ ـ مسجد اعظم و مسجد جمکران در قم: روشن است که شهری دینی چون قم مساجد زیادی دارد و می توان از بسیاری از آنها در این گزارش نام برد. با این حال دو مسجد اعظم و جمکران در این شهر اهمیت بیشتری نسبت به دیگران دارند. مسجد جمکران در نزدیکی قم مسجدی منتسب به حضرت صاحب الزمان است که بخصوص در روزهای سه شنبه و جمعه مورد توجه مردم قرار می گیرد. مسجد اعظم هم مسجدی است که حدود ۵۵ سال پیش در جوار حرم حضرت معصومه ساخته شده است. این مسجد از حیث برگزاری مراسم انقلابی پیش از انقلاب و نیز برگزاری مراسم یادبود بزرگان حوزه و نیز تدریس بزرگانی چون آیت الله وحید خراسانی و مکارم شیرازی مورد توجه قرار دارد.

 

۷ ـ مساجد انقلابی: تهران شهری قدیمی نیست و از این رو نمی توان مدعی مساجدی قدیمی در آن بود، اما مساجد این شهر در همین صد سال هم تاثیرگذاری خاصی داشته اند.

 

مسجد امام خمینی در قلب بازار تهران که قدمت آن به دوره قاجار باز می گردد مامنی برای سخنرانی های آتشین محمدتقی فلسفی در دوران پیش از انقلاب اسلامی بود. همچنین گفته می شود که این مسجد در جربان اعتراض به لوایح ایالتی و ولایتی و نیز قیام ۱۵ خرداد نقشی تاریخی ایفا کرده است.

 

در عین حال مساجد دیگری همچون مسجد قبا در خیابان شریعتی به عنوان پایگاه شهید مفتح، مسجد هدایت در قلب تهران به عنوان پایگاه آیت الله طالقانی و مسجدالجواد در میدان هفت تیر به عنوان مامنی برای انقلابیون در جریان مبارزات علیه رژیم پهلوی موثر بودند. در کنار این مساجد باید به نام مسجد کرامت در مشهد هم اشاره کرد که محلی برای تدریس آیت الله سیدعلی خامنه ای در دوران مبارزات پیش از انقلاب اسلامی بوده است.



نوشته شده توسط mkh1353 در پنج‌شنبه 22 اسفند 1392

ارسال نظر(0)

مشاهیر مدفون در حرم امام رضا علیه السلام

مشاهیر مدفون در حرم امام رضا علیه السلام

مشاهیر مدفون در حرم امام رضا علیه السلام

سحر است... تو به ملاقات آقا آمده ای... زیارت کرده ای و یک دل سیر با آقا حرف زده ای و حالا می خواهی به شکرانه این نعمت نماز صبحگاه را در جوار ولی نعمتت بخوانی... نماز را که تمام کردی و زیر لب زمزمه می کنی: دیروز در فراقت بودم و امروز در حضورت!

 

سحر است... تو به ملاقات آقا آمده ای... زیارت کرده ای و یک دل سیر با آقا حرف زده ای و حالا می خواهی به شکرانه این نعمت نماز صبحگاه را در جوار ولی نعمتت بخوانی... نماز را که تمام کردی و زیر لب زمزمه می کنی: دیروز در فراقت بودم و امروز در حضورت! دیروز در هوایی دگر بودم و امروز در طلبت! دیروز در فریب هوسی غرقه بودم و امروز رام حضورت! زیارتت را می کنی و می دانی زیارت قبور که یک سنت اسلامی است و می دانی به برکت وجود بارگاه ملکوتی مولایمان، بزرگان و مشاهیری که در این شهر زندگی می کردند و یا پس از درگذشت در این ارض اقدس دفن شدند و یا بدن آن ها بر حسب وصیت شان از شهرهای دور و نزدیک به این جا انتقال یافته و به تدریج علاوه بر خاکسپاری در رواق های حرم، صحن ها و بهشت ثامن الائمه(ع) دفن شده اند. قبل از آن که حرم را ترک کنی سری به برخی از این بزرگواران مدفون در حرم می زنی... زیارت که رفتی، یاد ما هم باش.

 

 

اصفهانی (نخودکی)

یاسین و حاجت های برآورده شده

کمتر کسی است که این عالم بزرگ را نشناسد و نداند روزهای چهارشنبه روبروی پنجره فولاد چه غلغله ای به پا می شود. حاج شیخ حسن علی اصفهانی نخودکی در محله معروف جهان باره اصفهان که می گویند میهمان سرای سلطان سنجر بوده، به دنیا آمده. او علوم مقدماتی را از پدر و معلمان دیگر فرا گرفت. پدرش او را از همان کودکی در هر سحرگاه بیدار و با نماز و دعا آشنا می کرد و از آن به بعد، تا ۱۵ سالگی بیشتر شب ها را تا صبح بیدار می ماند و بعدش هم تا پایان عمرش هر سال ماه های رجب، شعبان، رمضان و ایام البیض را روزه بود و شب ها تا صبح بیتوته می کرد.

خواندن و نوشتن و زبان و ادبیات عرب را در اصفهان یاد گرفت و بعد از آن به مشهد آمد و یک سالی در این شهر اقامت کرد و برای تکمیل علوم به نجف مشرف شد.

او سال ها در خدمت مردم مشهد بود و شب و روز نمی شناخت. روزی پسرش به او گفت: خوب است برای مراجعه مردم وقتی مقرر شود که ایشان در جواب گفت: آن کس که برای رضای خدا به خلق خدمت می کند، نباید وقت معین کند.

آخرین روزهای زندگی مریض شد و به دستور پزشکان، به بیمارستان منتصریه مشهد انتقال یافت و در آن جا بستری شد ولی ازدحام جمعیت باعث شد به منزل یکی از دوستان نزدیک خود منتقل شود.

روح پاکش درسن۸۲ سالگی به جوار حق شتافت. جنازه آن فقید علم و معرفت بر روی هزاران دست از ارادتمندان اندوهگین و سوگوارش، از محله سعدآباد مشهد در خیابان های شهر که عموما به حال تعطیل درآمده بود، عبور می کرد تا به ده «سمرقند» به محل سکونت شان رسید. در آن جا بر حسب وصیت شان در آب روان غسل داده شد. برای او تشییع بی نظیری ترتیب یافت و در صحن عتیق در جنب ایوان شاه عباس مقابل غرفه ای که غرب ایوان است (صحن انقلاب) دفن شد. روز فوت حاج شیخ که مصادف بود با روزهای اشغال خراسان به دست نیروهای ارتش سرخ شوروی، حالت فوق العاده اعلام شد و سربازان روسی با مسلسل های خود در سراسر مسیر تشییع جنازه به گشت مشغول بودند. علی منصور، استاندار وقت خراسان، رحلت ایشان را به دربار اطلاع داد و به احترام ایشان مشهد تعطیل شد، حتی ارمنی ها و کلیمی ها دست از کار کشیدند.

 

 

حاج شیخ مجتبی قزوینی

عالمی از جنس سادگی

مردی از تبار روحانیت که پدرش عالم بلند پایه قرن ۱۴ بود و از پایه گذاران مکتب تفکیک. در قزوین به دنیا آمد و بعد از آشنایی با مقدمات و مبانی علوم، سفرهای علمی خود را شروع کرد و به سراغ عرفان و فلسفه اسلامی رفت. در سال ۱۳۴۱ ه.ق به مشهد می آید و محله دریادل کنار تکیه و مسجد علی اکبریها را برای زندگی انتخاب می کند. ۴۰ سال در حوزه علمیه مشهد شاگردان برجسته اش را پرورش می دهد کتاب های فاخری از خود به جا می گذارد. زندگی این عالم بسیار ساده بود و نمونه ای مجسم از پرهیزگاری و پارسایی بود و از طلبه های درسخوان حمایت می کرد و برای سادات احترام ویژه ای قائل بود. جنب غربی صحن عتیق و مابین صحن های انقلاب و جمهوری محل دفن این عالم است.

 

 

حر عاملی

عالم سفرکرده

یکی از خیابان های مشهد به نام کسی است که از بزرگان علمای شیعه و فقه جعفری است. او زاده یکی از روستاهای لبنان بوده و ۴۰ سال از زندگی خود را در سفر به کشورهای اسلامی بوده است. بعد از سفر حج، در مسیر خراسان مدتی در اصفهان زندگی می کند و جایگاه او به اندازه ای بود که بدون اجازه به دربار شاه سلیمان می رفت. بعد از آن به مشهد می آید و تا ۳۱ سال در این شهر ماندگار می شود و حلقه های درسی خود را تشکیل می دهد و شاگردان در خوری را تربیت می کند. او در ۲۱ رمضان فوت می شود و آرامگاه او طبقه زیرین مدرسه میرزا جعفر که به صحن انقلاب متصل است قرار دارد.

 

 

شیخ بهایی

عالم معمار

عالمی بی نظیر که تاریخ کمتر به خود دیده است. از فقه و حدیث بگیرید تا طب، هندسه، نجوم و معماری سررشته داشته است. او که دوران کودکی را در جبل عامل گذرانده در ۱۳ سالگی با خانواده اش به خاطر اذیت شیعیان آن منطقه توسط دولت عثمانی و از طرف دیگر دعوت شاه طهماسب صفوی برای حضور در ایران، به ایران می آیند و در قزوین ساکن می شوند. شخصیت علمی و ادبی و اخلاق و پارسایی او باعث شد تا از ۴۳ سالگی شیخ الاسلام اصفهان شود و در پی انتقال پایتخت از قزوین به اصفهان، از ۵۳ سالگی تا آخر عمر (۷۵ سالگی) منصب شیخ الاسلامی پایتخت صفوی که بزرگ ترین مقام دینی و معنوی در دربار مقتدرترین شاه صفوی، عباس اول را برعهده داشته باشد.

شیخ، سفرهایی برای زیارت، سیاحت، دانش اندوزی و همچنین به گفته برخی مورخان سیاسی داشته است که به مکه، مصر و شام بوده اند. در اواخر عمر از تمامی مقام ها کناره گرفت و به سیر و سلوک پرداخت.

وی در سال ۱۰۰۰ خورشیدی در اصفهان فوت می شود و بنابر وصیت خودش پیکر او را به مشهد منتقل کردند و در کنار آرامگاه علی بن موسی الرضا جنب موزه آستان قدس به خاک سپردند. امروزه آرامگاه وی بین مسجد گوهرشاد و صحن آزادی و رواق امام خمینی در رواقی که به یاد او نامگذاری شده قرار دارد. بنای بسیاری از آثار معماری عصر شاه عباس صفوی و بخش هایی از حرم مطهر به ایشان نسبت داده می شود.

نویسنده: مریم توکلی



نوشته شده توسط mkh1353 در پنج‌شنبه 22 اسفند 1392

ارسال نظر(0)

آیا این درخت خون گریه می کند؟

آیا این درخت خون گریه می کند؟

آیا این درخت خون گریه می کند؟

گشتی در روز عاشورای حسینی در یک امامزاده شهر

 

غرب تهران، جنوب شرقی منطقه پونک یا به عبارتی ده پونک، امامزاده ای قدیمی به نام «امامزاده عینعلی و زینعلی» را در خود جای داده است؛ امامزاده ای که دو نواده جوان امام سجاد(ع) در آنجا آرمیده اند و به دلیل جاری شدن خون یکی از درختان چنارش در ظهر عاشورا، بیش از هر امامزاده دیگری معروف است. افرادی که می خواهند سری به این امامزاده بزنند، علاوه بر زیارت می توانند در این محوطه پر از درخت به تفریح و گردش نیز بپردازند. در مسیر رسیدن به این امامزاده دیواره های کاهگلی وجود دارد که شما را برای رسیدن به این امامزاده هدایت می کند. در بساط خرده فروشی ها از بادکنک، چسب، اسبا ب بازی های چینی گرفته تا چادر، تسبیح و دمپایی به فروش می رسد اما در ایام سوگواری دهه محرم اگر به آنجا بروید خبری از بساط فروشی ها نیست بلکه به فاصله های کوتاهی، درویشان برای خود بساط و فرش پهن کرده اند و با میکروفن از مصیبت ها و آنچه در آن ایام بر اهل بیت گذشته سخن می گویند که گهگداری صداهای آنها در هم می پیچد.

در روز عاشورا وقتی وارد صحن امامزاده می شوید، صدای دعای کمیل از همه بلندگوها پخش می شود و همهمه زایران در میان صدای دلنشین گوینده، گم می شود. آنچه در ابتدای امامزاده توجه همگان را به خود جلب می کند، انبوه سنگ قبرهایی است که به قولی به جای خرید آن می توان یک واحد آپارتمان در همان حوالی گرفت، البته ناگفته نماند بیشتر اهل قبور از اهالی ده و محله پونک هستند و در امتداد نام خانوادگی شان، پونکی به چشم می خورد و به گفته یکی از خادمان از زمانی که امامزاده در اختیار سازمان اوقاف قرار گرفت. کسی که می خواهد آنجا را برای آرامگاه ابدی خود انتخاب کند، باید میلیون ها تومان برای خرید قبر پس انداز کند.

از خادم پرسیدم، چندی پیش شایع شده بود که قبرهای دو طبقه این محوطه ۹۰ میلیون تومان است آیا این خبر درست بوده؟ وی در پاسخ به سوالم گفت: «این موضوع مربوط به چند ماه گذشته بود، جدیدا قبر دو طبقه صدمیلیون تومان است و اینکه هیچ قبری پیش فروش نمی شود و تا زمانی که کل پول به حساب واریز نشود اجازه دفن صادر نمی شود و پول حاصل از قبر و داخل حرم نیز در اختیار سازمان اوقاف قرار می گیرد.» در آن روز سرد و پرسوز عاشورا با زایران بی شماری از نقاط مختلف تهران و اطراف تهران مانند حصارک، سولقان، یوسف آباد، نیاوران، کرج، رباط کریم و... به محل امامزاده آمده بودند و چند نفر از اقوام اهل قبور نیز در کنار قبرها مشغول خواندن زیارت عاشورا بودند از یکی از آنها پرسیدم که قبر مذکور را حدود چه قیمتی خریدید؟ در جوابم گفتند: «ما چون اهل اینجا هستیم حدود دو ماه پیش که فرزندمان را از دست دادیم یک میلیون و ۵۰۰هزار تومان خریدیم و با دست شان به قبرکناری اشاره کردند و گفتند کسی که در اینجا دفن است از اهالی پونک به شمار نمی آید و به دلیل واسطه هایی که داشتند قبر دوطبقه را به قیمت ۳۰ میلیون تومان خریدند اما سایر افراد دیگر باید بالای این حرف ها، پول بدهند.»

 

 

در این حرم چه کسانی خفته اند؟

در میان حیاط بزرگ و زیبای امامزاده، ساختمانی با مساحت ۱۲۰ مترمربع آجری با پوششی از شیروانی سبزرنگ آشنا می شویم که درون آن بقعه ای قرار دارد که دو نفر از نوادگان امام سجاد علیه السلام در آنجا آرمیده اند. این دو برادر به نام های عینعلی ۱۱ساله و زینعلی ۱۵ ساله در ۱۱۵۳ سال گذشته هنگامی که قصد سفر به مشهد و دیدن امام رضا را داشتند و در برکه ای زیر یکی از درختان چنار حیاط اینجا مشغول آب تنی بودند که به دست ماموران خلیفه عباسی به شهادت رسیدند و در این مکان به خاک سپرده شدند که از آن زمان تا کنون، این مکان محل زیارت افراد متدین و مخصوصا اهالی محل شده است، البته امامزاده مذکور در زمان سلطنت فتحعلی شاه به شکل و شمایل سایر امامزاده ها درآمد و در دوران ناصرالدین شاه نیز ایوانی در سمت شرقی بقعه و مسجدی در غرب حیاط ساخته شد و سرانجام در سال ۱۳۳۷ به دستور ناصر فرمانفرما این امامزاده به شیوه سایر مکان های مذهبی درآمد که ۵۰سال بعد فعالیت های عمرانی جدیدی در این بقعه شامل دیوارکشی در اطراف آن، احداث دفتر آستانه، ساختمان سرایداری، آشپزخانه و درمانگاه ساخته شد. حرم دارای یک در ورودی برای آقایان و دو در ورودی برای بانوان است.

 

 

درختی که از آن خون می چکد

قدیمی های این منطقه معتقدند از یکی از درختان چناری که در محوطه امامزاده قرار دارد و امروزه با نرده های سبزرنگ دور آن حصار کشیده شده، در ظهر عاشورا بعد از اذان ظهر خون می چکد. با اینکه هنگام اذان ظهر در محوطه امامزاده و در کنار درخت چنار مذکور بودم، اثری از چکیدن خون ندیدم البته یکی از زایران نیز بیان داشت: «به دلیل آنکه در این چند سال اخیر، افراد تکه هایی از این درخت را برای تبرک بریده اند، ریشه آن خشک شده و دیگر خون گریه نمی کند.» یکی از جوانان نیز معتقد بود: «تلویزیون چندی پیش مستندی گذاشته بود که نشان می داد شیره برخی از درختان به لحاظ علمی قرمز است و مسلما شیره این درخت هم قرمز است. اما در همین حال پیرزنی به وی تنه می زند و می گوید: «نه این حرف ها نیست، هیچ درختی وجود ندارد که شیره اش قرمز باشد. درست است که ما از نزدیک چکیدن خون را ندیده ایم اما از قدیم گفته اند که در عاشورا این درخت خون گریه می کرده»، زایر دیگری نیز بر این باور بود که در سی دی آموزش که مدرسه به دخترش داده بود همچنین موردی را دیده بود که از درختی خون می چکید اما درخت در شهر طالقان قرار داشت. اکثر قریب به اتفاق زایران چکیدن خون از درخت را ندیده بودند اما این موضوع را شنیده بودند. البته خیلی ها هم اظهار بی اطلاعی می کردند و می گفتند: کدام درخت؟ به ما هم نشان می دهید؟

با این اوصاف، سراغ فاطمه خانم، یکی از خادمان افتخاری امامزاده را گرفتم که آدرس بوفه امامزاده را نشانم دادند. به سراغش رفتم و از او خواستم که جریان خون و درخت چنار را از سیر تا پیاز بگوید: وی در جواب سوالم گفت: «۲۰سال است که در کوچه کنار امامزاده ساکن و از خادمان اینجا هستم. در این ۲۰سال، ۱۸ سال خودم از نزدیک شاهد چکیدن و شره کردن خون از درخت چنار بودم که البته بعد از چند سال، به صورت چکه چکه از درخت خون می چکید که البته دو سالی است که دیگر این درخت، خون گریه نمی کند.

دلیل خون گریه کردن درخت هم برای این است که این دو طفل معصوم توسط جلادان عباسی زیر این درخت با بیل سرشان قطع شد. اگر یک روز را مشخص کنید و بگویید که چه زمانی می آیی، من دستمال کاغذی را که به خون درخت آغشته کرده ام، نشانت می دهم، این دستمال را میان صفحات مفاتیح گذاشتم تا بعد از مرگم، در کنارم دفن کنند.» وی همچنین اظهار داشت: «غیر از ظهر عاشورا، روزی که در حرم امام رضا بمب گذاشتند، دوباره این درخت خون گریه کرد و اگر اشتباه نکنم هفت سال پیش، محققان دوربینی را زیر درخت کار گذاشتند تا جریان چکه کردن خون را از نزدیک ببیند اما این دفعه به جای آنکه درخت مذکور، خون بگرید، درخت کناری اش خون سرداد.»

همچنین وی در پاسخ سوالم که به غیر از دهه اول محرم، دیگر چه روزهایی این امامزاده شلوغ می شود، گفت: هفتم و چهلم امام، شب های احیا، ایام فاطمیه و روزهای سه شنبه و پنجشنبه به دلیل آنکه در این دو روز دعا قرائت می شود.» در نهایت اما سوال در مورد راز درخت مشهور این امامزاده باقی است. وقتی در این هوای سوزناک و سرد از امامزاده بیرون می آیی با بساط لبو و باقالی فروشی هایی روبه رو می شوید که برای خود دولاپهنا حساب می کنند و کاروکاسبی پررونقی راه انداخته اند و زایران را به سوی خود جلب می کنند.

زهرا خالقی‌صفا



نوشته شده توسط mkh1353 در پنج‌شنبه 22 اسفند 1392

ارسال نظر(0)

:: محرم
:: محرم
:: post
:: بدعت تراویح
:: جنگ با علی (ع)
:: حکم سب علی(ع)
:: حدیث
:: دروغ
:: مار مولک
:: حدیث





به وبلاگ من خوش آمدید
mkhany95@yahoo.com




:: تیر 1404;
:: مرداد 1402;
:: خرداد 1395;
:: اسفند 1393;
:: بهمن 1393;
:: شهریور 1393;
:: فروردین 1393;
:: اسفند 1392;
:: بهمن 1392;
:: دی 1392;
:: آذر 1392;

صفحه نخست | ايميل ما | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ |پروفایل مدیر وبلاگ | طراح قالب

Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 20026