<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://mkh1353.loxblog.com</title>
<link>https://mkh1353.loxblog.com</link>
<description>به وبلاگ من خوش امديد</description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>محرم</title>
<link>https://mkh1353.loxblog.com/محرم-1</link>
<guid>https://mkh1353.loxblog.com/محرم-1</guid>

<description><![CDATA[
بدون ادامه مطلب]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 13:33:20 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>محرم</title>
<link>https://mkh1353.loxblog.com/محرم</link>
<guid>https://mkh1353.loxblog.com/محرم</guid>

<description><![CDATA[
بدون ادامه مطلب]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 13:33:20 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>post</title>
<link>https://mkh1353.loxblog.com/post</link>
<guid>https://mkh1353.loxblog.com/post</guid>

<description><![CDATA[
یاعلی]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 13:33:20 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>بدعت تراویح</title>
<link>https://mkh1353.loxblog.com/بدعت-تراویح</link>
<guid>https://mkh1353.loxblog.com/بدعت-تراویح</guid>

<description><![CDATA[
بدعت تراویح ابن شهاب   از عروة بن زبیر، از عبدالرحمان بن عبدالقاري نقل کرده که گفت: شبی از شبهاي رمضان با عمربن خطاب به مسجد
رفتیم، مردم متفرق بودند و هرکس براي خود نماز می خواند و بعضاً مردي با اقوام خود به نماز مشغول بود. عمر چون این بدید
گفت: به عقیده من اگر اینها را با یک امام گرد آوریم بهتر است. و در پی این تصمیم ابیّبن کعب را به امامت گماشت. شب دیگر
به اتفاق به مسجد رفتیم و مردم به جماعت نماز می خواندند، عمر گفت: نعم البدعۀ هذه این بدعت خوبی است! البته نمازي که
( پس از خوابیدج)ن بخوانند ;یعنی آخر شب از اینکه اوّل شب اقامه شود بهتر خواهد بود. (]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 13:33:20 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>حدیث</title>
<link>https://mkh1353.loxblog.com/حدیث-1</link>
<guid>https://mkh1353.loxblog.com/حدیث-1</guid>

<description><![CDATA[
در کتاب &laquo;تاریخ المستبصر&raquo; نوشته شیبانى (متوفاى 690 هجرى قمرى)آمده که :لأنّ الحنابلة یقولون فیما بینهم: لایکون الحنبلی حنبلیّاً حتّى یبغض علیّاً سویا&raquo;.هر کس ادعاى پیروى از مذهب حنابله را دارد، باید مقدارى بغض و کینه نسبت به حضرت على رضى &rlm;الله&rlm; عنه در دلش وجود داشته باشد.ابن&rlm; مجاور شیبانى، تاریخ المستبصر: ج 1، ص 101، بنا بر مکتبه شامله مگر خودتان نقل کرده ایید که رسول الله ص فرموده است: علی ع را جز مومن دوست ندارد و جز منافق با او دشمنی و بغض ندارد؟مسلم بن حجاج نیشابوری در صحیح خود چنین می گوید :قال عَلِیٌّ وَالَّذِی فَلَقَ الْحَبَّةَ وَبَرَأَ النَّسَمَةَ إنه لَعَهْدُ النبی الْأُمِّیِّ صلی الله علیه وسلم إلی أَنْ لَا یُحِبَّنِی إلا مُؤْمِنٌ ولا یُبْغِضَنِی إلا مُنَافِقٌ.علی علیه السلام می فرماید : قسم به خدایی که دانه را شکافت و جانداران را آفرید این عهدی است که پیامبر با من فرمود : دوست نمی دارد تو را جز مومن و دشمن نمی دارد تو را جز منافق .(صحیح مسلم ، ج 1 ص 86 رقم .78 .این رو بفرمایید توضیح بدید!
برادران اهل سنت جواب بدهند]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 13:33:20 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>فضائل</title>
<link>https://mkh1353.loxblog.com/فضائل-1</link>
<guid>https://mkh1353.loxblog.com/فضائل-1</guid>

<description><![CDATA[
صحیح بخاری، ج 4، ص 122، فضل الجهاد والسیر، باب إذا قالوا: صبأنا ولم یحسنوا اسلمنا، نقل کرده:زُهری از سالم و او از بدرش نقل می کند که: پیامبر خالد بن ولید را به سوی بنی جذیمه فرستاد. آنها نمی&rlm;توانستند بگویند &laquo;اسلمنا&raquo; گفتند: &laquo;صبانا&raquo; خالد شروع به کشتار و اسیر گرفتن کرد و به هر یک از ما اسیری را سپرد و گفت که اسیر خود را بکشید. من گفتم به خدا قسم من اسیر خود را نمی&rlm;کشم و یاران من نیز هیچکدام نباید اسیر خود را بکشند. موضوع را با پیامبر در میان گذاشتیم حضرت دوبار گفت: خدایا! من از آنچه که خالد انجام داد به سوی تو بیزاری می&rlm;جویم.خب،وقتی رسول خدا از عمل یک نفر که چنین جنایتی انجام داده،به سوی خدا بیزاری می جوید،شما چرا به او رضی الله عنه می گویید؟چرا رسول خدا به جای بیزاری جستن از او،رضی الله عنه تعارفش نکرد؟یعنی شما از رسول خدا بهتر می فهمید؟ &nbsp;&nbsp; برادران اه سنت لطفا جواب بدهند ممنون میشم]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 13:33:20 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>فضائل</title>
<link>https://mkh1353.loxblog.com/فضائل</link>
<guid>https://mkh1353.loxblog.com/فضائل</guid>

<description><![CDATA[
لطفا به این سوالات پاسخ دهید ممنون میشم&nbsp;
صحیح مسلم کتاب&nbsp; فضائل الصحابه باب فضائل علی بن ابیطالب(ع) آمده:معاویه به سعدابی وقاص دستور داد تا به علی ع فحش بدهد،اما او این کار را نکرد و در&nbsp; المستدرک حاکم حدیث 4679 هست: که پیغمبر (ص)فرمود: هرکس به علی(ع) فحش بدهد به من فحش داده&nbsp; است.خب ،شما چرا به کسی که به رسول خدا ص فحش می داده،خال المومنین،امیرالمومنین،امیر و ... گفته و او را تکریم می کنید؟]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 13:33:20 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>سوال</title>
<link>https://mkh1353.loxblog.com/سوال-2</link>
<guid>https://mkh1353.loxblog.com/سوال-2</guid>

<description><![CDATA[



&nbsp;
&nbsp;



س 1 - اولين بار چه كسى از زيارت قبر پيامبر ( ص ) جلوگيرى كرد ؟.   ج - حاكم نيشابورى ( متوفاى 405 ه" ) از داود بن ابو صالح نقل مى كند : روزى مروان حَكَم ديد كه شخصى صورت خود را بر قبر پيامبر ( ص ) گذاشته است ، با شتاب سوى او آمد و گردن او را گرفته ، از جاى بلند كرد و گفت: مى دانى چه مى كنى ؟! منظور وى اين بود كه چرا به زيارت سنگ و كلوخ آمده اى ! زائر كه ابو ايوب انصارى - از صحابه پيامبر ( ص ) - بود گفت: آرى خوب مى دانم كه چه مى كنم ! من هرگزبه زيارت سنگ نيامده ام ، بلكه به زيارت پيامبر ( ص ) آمده ام.   از رسول اللّه ( ص ) شنيدم كه فرمود: &laquo;بر دين خدا گريه نكنيد اگر متولّيانش اهل بودند ، و آنگاه كه نااهلان برآن حكم راندند ،برايش بگرييد .&raquo;   جالب است كه اين حديث را حاكم و ذهبى هر دو صحيح مى دانند!   از اين رخداد تاريخى به خوبى روشن مى شود كه ريشه اين تفكّر از بنى اميه و به خصوص مروان بن حكم؛ همان طرد شده رسول اللّه ( ص ) است . مستدرك حاكم ، ج 4 ، ص 560.  



]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 13:33:20 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>حدیث</title>
<link>https://mkh1353.loxblog.com/حدیث</link>
<guid>https://mkh1353.loxblog.com/حدیث</guid>

<description><![CDATA[
در کتاب &laquo;تاریخ المستبصر&raquo; نوشته شیبانى (متوفاى 690 هجرى قمرى)آمده که :لأنّ الحنابلة یقولون فیما بینهم: لایکون الحنبلی حنبلیّاً حتّى یبغض علیّاً سویا&raquo;.هر کس ادعاى پیروى از مذهب حنابله را دارد، باید مقدارى بغض و کینه نسبت به حضرت على رضى &rlm;الله&rlm; عنه در دلش وجود داشته باشد.ابن&rlm; مجاور شیبانى، تاریخ المستبصر: ج 1، ص 101، بنا بر مکتبه شاملهمگر خودتان نقل کرده ایید که رسول الله ص فرموده است: علی ع را جز مومن دوست ندارد و جز منافق با او دشمنی و بغض ندارد؟مسلم بن حجاج نیشابوری در صحیح خود چنین می گوید :قال عَلِیٌّ وَالَّذِی فَلَقَ الْحَبَّةَ وَبَرَأَ النَّسَمَةَ إنه لَعَهْدُ النبی الْأُمِّیِّ صلی الله علیه وسلم إلی أَنْ لَا یُحِبَّنِی إلا مُؤْمِنٌ ولا یُبْغِضَنِی إلا مُنَافِقٌ.علی علیه السلام می فرماید : قسم به خدایی که دانه را شکافت و جانداران را آفرید این عهدی است که پیامبر با من فرمود : دوست نمی دارد تو را جز مومن و دشمن نمی دارد تو را جز منافق .(صحیح مسلم ، ج 1 ص 86 رقم .78 .این رو بفرمایید توضیح بدید!]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 13:33:20 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>مار مولک</title>
<link>https://mkh1353.loxblog.com/مار-مولک</link>
<guid>https://mkh1353.loxblog.com/مار-مولک</guid>

<description><![CDATA[
چلپاسه(مارمولک) خوری عمر بن خطاب

&nbsp;
عمر گفته: من دوست ندارم وحاضر نیستم شتران مو قرمز(گران قیمت) به من بدهند ولی مارمولک(چلپاسه) را از من بگیرند(1)
وهمچنین&nbsp; گفته: من خوردن مارمولک(چلپاسه)رااز مرغ بیشتر دوست دارم (2)
این درحالی است که پسر او عبدا...بن عمر میگوید: خدمت رسول خدا بودیم شخصی مارمولک(چلپاسه) خورد رسول اکرم. نهی کردن وفرمودند:ناپاک است(3)
درکتاب المغنی الشرح الکبیرجلد۱۱صفحه۸۱ وکنزالعمال جز۱۵ صفحه۱۹۰ وبه گفته عمر:بیشتر اهل سنت گفتندحلال است ولی ابوحنیفه حرام دانسته است. مالکی شافعی وحنبلی حلال دانسته.موضوع اختلاف بین عمر و ابوحنیفه است.حال حنفی ها چکار میکنند؟به سنت عمر عمل میکنند یا فتوی ابوحنیفه؟؟]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 13:33:20 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

