💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

صفحه نخست

ايميل ما

آرشیو مطالب

لينك آر اس اس

عناوین مطالب وبلاگ

پروفایل مدیر وبلاگ

طراح قالب

:: صفحه نخست
::
ايميل ما
::
آرشیو مطالب
::
پروفایل مدیر وبلاگ
::
لينك آر اس اس
::
عناوین مطالب وبلاگ
::
طراح قالب

::قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (فاطِمَة سيِّدَةُ نِساءِ أُمَّتِي
:: قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (أَوَّلُ مَنْ دَخَلَ الجَنَّةَ فاطِمَة
:: قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (فاطِمَة خُلِقَتْ حورِيَّةٌ فِيْ صورة إنسيّة)
::: «من آذى عليا آذانى.»
::: «من آذى عليا آذانى.»
:: أنا المنذر والهادي من بعدي علي
:: قوله (ص) : " أنا مدينة العلم و علي بابها ، فمن أراد العلم فليأت الباب " .
::قوله (ص) : " من سره أن يحيا حياتي و يموت مماتي فليتول من بعدي علي "
::- قوله (ص) : " الصديقون ثلاثة مؤمن آل ياسين و مؤمن فرعون و أفضلهم علي " .
:: قوله (ص) : " أمر ربي بسد الأبواب إلا باب علي "
:: قوله (ص) : " حامل لوائي في الدنيا و الآخرة علي " .
:: قال النبي (ص) :عليّ (ع) أخي في الدنيا والآخرة .
::فضايل امام علي ع
::س
:: قال النبي (ص) : لا يُـبلّـغ عَـني إلاّ عليّ (ع)



نويسندگان :
:: محمد علي خدابنده لو

آمار بازديد :

:: تعداد بازديدها: 219
:: کاربر: Admin







پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ من خوش آمديد .لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ کمک کنید .


نیایش امام علی (ع)

نیایش امام علی (ع)

 

نیایش امام علی (ع)

ـ خدایا! از من درگذر آنچه را از من بدان داناتری، و اگر بار دیگر به آن بازگردم تو نیز به بخشایش بازگرد.
ـ خدایا! آنچه از اعمال نیکو که تصمیم گرفتم و انجام ندادم ببخشای.
ـ خدایا! ببخشای …

 

ـ خدایا! از من درگذر آنچه را از من بدان داناتری، و اگر بار دیگر به آن بازگردم تو نیز به بخشایش بازگرد.

ـ خدایا! آنچه از اعمال نیکو که تصمیم گرفتم و انجام ندادم ببخشای.

ـ خدایا! ببخشای آنچه را که با زبان به تو نزدیک شدم؛ ولی با قلب آن را ترک کردم.

ـ خدایا! ببخشای نگاههای اشارت‌آمیز و سخنان بی‌فایده و خواسته‌های بی‌مورد دل و لغزش‌های زبان را

ـ خدایا! تویی سزاوار ستایش‌های نیکو، و بسیار و بی‌شمار تو را ستودن. اگر تو را آرزو کنند، پس بهترین آرزویی، و اگر به تو امید بندند، بهترین امیدی.

ـ خدایا! درهای نعمت بر من گشودی که زبان بر مدح غیر تو نگشایم

ـ و بر این نعمت‌ها غیر از تو را ستایش نکنم، و زبان را در مدح نومید کنندگان و آنان که مورد اعتماد نیستند، باز نکنم.

ـ خداوندا! هر ثناگویی از سوی ستایش شده، پاداشی دارد. بر تو امید بستم که مرا به سوی ذخائر رحمت و گنج‌های آمرزش آشنا کنی.

ـ خدایا! این بندهٔ توست که تو را یگانه می‌خواند، و توحید و یگانگی تو را سزاست، و جز تو کسی را سزاوار این ستایش نمی‌داند.

ـ خدایا! مرا به درگاه تو نیازی است که جز فضل تو جبران نکند، و آن نیازمندی را جز عطا و بخشش تو به توانگری مبدل نگرداند، پس در این مقام رضای خود را بر ما عطا فرما و دست نیاز ما را از دامن غیر خود کوتاه گردان که تو بر هر چیزی توانایی.

 

 

نهج‌البلاغه، ترجمه دشتی، ص۱۲۷ـ۱۷۱.

 

 

 



نوشته شده توسط mkh1353 در جمعه 23 اسفند 1392

ارسال نظر(0)

نام مبارک امام علی (ع)

نام مبارک امام علی (ع)

نام مبارک امام علی (ع)

 

چرا اسم حضرت علی(ع) صریحا در قرآن نیامده است؟

چرا خداوند متعال درآیه‏ای که به مناسبت غدیرخم نازل شده ـ یا در جاهای دیگر آن ـ صراحتا نام امام علی‏ابن‏ابی‏طالب(ع) را ذکر نکرده و امروز باعث شده ما مسلمانان به دو دسته بزرگ شیعه و سنی تقسیم شویم؛ آیا مانعی داشت که خداوند همان طور که اسم حضرت مریم، موسی، عیسی و لقمان: را آورده، نام مبارک امیرالمؤمنین(ع) را هم در آن ذکر می‏کرد؟

پاسخ:

هرچند در قرآن، آیاتی وجود دارد که به گفته شیعه و اهل‏سنت، جز بر علی(ع) و برخی دیگر از امامان برهیچ کس دیگری قابل انطباق نیست، همچون آیه ولایت (مائده، ۵۵)، آیه مباهله (آل عمران، ۶۱) و... ولی به خاطر مصالحی، نام آنان به صراحت در قرآن نیامده است.

یکی از دلیل‏های نیامدن نام امامان: در قرآن، این است که قرآن تنها کلیات مسایل را بیان کرده و تبیین جزئیات آن، به پیامبر(ص) واگذار شده است.

شخصی به نام ابی‏بصیرمی‏گوید: از امام صادق(ع) پرسیدم: «مردم می‏گویند چرا از حضرت علی (ع) و اهل‏بیت او نامی در قرآن کریم نیامده است؟» امام(ع) فرمودند:

«به کسانی که چنین اعتراضی می‏کنند، بگویید: همان گونه که نماز در قرآن آمده، ولی سه یا چهار (رکعت) بودن آن مشخص نشده و پیامبر(ص) آن را برای مردم تفسیر کرده، همچنین زکات (در قرآن) نازل شده، ولی مقدار آن مشخص نشده و رسول خدا(ص) آن را برای مردم تفسیر کرده و... همین طور در قرآن آمده است که (اطیعوا الله و اطیعواالرسول و أولی الأمر منکم)؛ (نساء، ۵۹) «از خدا و رسولش و اولی‏الامر اطاعت کنید.» این آیه درباره علی و حسن و حسین، نازل شده و پیامبر(ص) فرمود: «هرکه من مولای اویم، پس علی مولای اوست.» (یعنی همان گونه که تفسیر جزئیات نماز، زکات و حج به پیامبر(ص) واگذار شده که دستورهای الهی را به مردم برسانند معرفی «اولی الامر» نیز به ایشان واگذار شده تا آن‏ها را به مردم معرفی کنند .)» سپس امام صادق(ع) سایر آیات و روایاتی را که در این باره آمده، ذکر فرمود.

یکی دیگر از حکمت‏های نیامدن نام علی و اهل بیت: در قرآن، این است که در این کتاب الهی، آیاتی درباره اهل‏بیت(ع) نازل شده که بسان تصریح به نام آنان و بهتر از تصریح است؛ مانند آیه ۵۵ سوره مائده که می‏فرماید: «ولی و سرپرست شما تنها خداوند و پیامبرش و افراد مؤمن هستند؛ افراد مؤمنی که نماز برپای داشته و در حال رکوع زکات می‏دهند.» دانشمندان شیعه و اهل سنت نقل کرده‏اند که فقط حضرت علی(ع) در حال رکوع انگشتر خود را به فقیر داد. در نتیجه، تفاوتی نداشت که خداوند متعال بفرماید: «سرپرست شما خداوند و رسولش و حضرت علی(ع) هستند.»، یا این که صفاتی از آن حضرت نقل کند که منحصر به فرد بوده و تنها برحضرت علی(ع) منطبق باشد. کسی که به دنبال حقیقت باشد، از هردو گفتار، یک مطلب را می‏فهمد؛ با این تفاوت که اگر نام حضرت علی(ع) به صراحت در قرآن می‏آمد، به احتمال نزدیک به یقین، نااهلان قرآن را تحریف می‏کردند و به خاطر خصومت با آن حضرت و محو و حذف نام ایشان از قرآن، در قرآن دست می‏بردند؛ چنان که تا مدتی تدوین احادیث پیامبر اکرم(ص) را به همین منظور، ممنوع کردند! ولی در صورتی که با ذکر اوصاف گفته شود، دیگر افراد نااهل دست به تحریف آیات قرآن نزده و ولایت امیرمؤمنان علی(ع) نیز برای حقیقت جویان روشن می‏شود.

شیعه و اهل سنت متفق‏اندکه پیامبر(ص) فرمود: «من از میان شما می‏روم؛ ولی دو چیز گرانبها بین شما به یادگار می‏گذارم که اگر به آن دو متمسک شوید، هیچ گاه گمراه نمی‏شوید. کتاب خدا و اهل‏بیتم، خداوند دانا به من خبر داده که این دو، هیچ گاه از یکدیگر جدا نمی‏شوند تا درحوض کوثر بر من وارد شوند.» ولی عده‏ای چون عمربن خطاب ـ در مریضی منجر به وفات پیامبر(ص) ـ فریاد برآوردند که: «کتاب خدا ما را کافی است.» و اجازه ندادند وصیت پیامبر (ص) نوشته شود؛ چون می‏دانستند که می‏خواهد درباره اهل‏بیتش وصیت کند. پس یقین بدانید که اگر حتی در صد آیه به صراحت نام حضرت علی(ع) می‏آمد، این عده آن آیات را از قرآن حذف می‏کردند و می‏گفتند: «بقیه قرآن ما را کافی است.» و مردم نادان هم دم برنمی‏آوردند؛ چنان که علی(ع) و حضرت زهرا(س) را آن همه آزار دادند و مردم چیزی نگفتند. وانگهی خلیفه اول و دوم که صدها روایت از پیامبر(ص) را جمع‏آوری کرده و همه را سوزاندند؛ اصلا بعید نبود که جهت مطامع دنیایی خود، بسیاری از آیات قرآن را نیز بسوزانند. علاوه بر آنچه گذشت، حکمت‏های دیگری نیز در نیامدن نام اهل‏بیت: در قرآن وجود دارد که بیان همه آن‏ها در این مختصر نمی‏گنجد.

 

 

 

 

 


 


 



نوشته شده توسط mkh1353 در جمعه 23 اسفند 1392

ارسال نظر(0)

در مکتب امام علی(ع)

 

در مکتب امام علی(ع)

در مکتب امام علی(ع)

▪ گیتی برای تو شیواترین پندآموز است اگر پندپذیر باشی.
▪ بپرهیز از انجام کاری که اگر فاش شود، انجام دهنده را خوار و خفیف سازد.
▪ بهترین شیوه صداقت وفای به عهد است.
▪ هیچ ارثی مانند …

گیتی برای تو شیواترین پندآموز است اگر پندپذیر باشی.

بپرهیز از انجام کاری که اگر فاش شود، انجام دهنده را خوار و خفیف سازد.

بهترین شیوه صداقت وفای به عهد است.

هیچ ارثی مانند ادب و اخلاق پر ارج و گرانمایه نیست.

بهترین شیوه عدل، یاری مظلوم است.

بوسیدن فرزند، رحمت و محبت است.

اسرار خویش را به کسی جز خدا مگو.

سرلوحه کتاب سعادت بشر، رفتار پاک و سجایای اخلاقی اوست.

بی خردتر از همه، کسی است که خود را خردمندتر از همه پندارد.

شکیبایی در مصیبت، از نشانه های مومن است.

شرط خرد حفظ تجربه ها و بکار بستن آنهاست.

هر کس در نقطه ضعف های دوست خود دقیق شود، پیوند دوستی او قطع خواهد شد.

آدمی به گفتارش سنجیده می شود و به رفتارش ارزیابی می گردد، چیزی بگو که کفه سخن ات سنگین شود و کاری کن که قیمت رفتارت بالا رود.

هیچ شرافتی مانند فروتنی نیست.

برای مشاورت، خردمندان را برگزین تا از ملامت و ندامت در امان باشی



نوشته شده توسط mkh1353 در جمعه 23 اسفند 1392

ارسال نظر(0)

وصیت امام علی (ع)

 

وصیت امام علی (ع)

وصیت امام علی (ع)

شما و همه فرزندان و اهل بیتم و هر كه را كه نامه من به او برسد به تقوی و ترس از خدا و تنظیم امور زندگی و سازش میان خودتان سفارش می كنم زیرا از جد شما پیغمبر صلی الله علیه و آله شنیدم كه می فرمود سازش دادن میان دو تن (از نظر پاداش) بهتر از تمام نماز و روزه (مستحبی) است.

 

علی علیه السلام در سراسر عمر خود با مرگ دست به گریبان بود، او شب هجرت پیغمبر صلی الله علیه و آله در فراش آن حضرت كه قرار بود شجاعان قبائل عرب آن را زیر شمشیرها بگیرند آرمیده بود، علی علیه السلام در غزوات اسلامی همواره دم شمشیر بود و حریفان و مبارزان وی قهرمانان شجاع و مردان جنگ بودند، او می فرمود برای من فرق نمی كند كه مرگ به سراغ من آید و یا من به سوی مرگ روم بنابر این برای او هیچگونه جای ترس نبود، علی علیه السلام وصیت خود را به حسنین علیهماالسلام چنین بیان فرمود:

۰۳۹;۰۳۹;اوصیكما بتقوی الله و ان لا تبغیا الدنیا و ان بغتكما، و لا تأسفا علی شی ء منها زوی عنكما...۰۳۹;۰۳۹; شما را به تقوی و ترس از خدا سفارش می كنم و این كه دنیا را نطلبید اگر چه دنیا شما را بخواهد و به آنچه از (زخارف دنیا) از دست شما رفته باشد تأسف مخورید و سخن راست و حق گوئید و برای پاداش (آخرت) كار كنید، ستمگر را دشمن باشید و ستمدیده را یاری نمائید.

شما و همه فرزندان و اهل بیتم و هر كه را كه نامه من به او برسد به تقوی و ترس از خدا و تنظیم امور زندگی و سازش میان خودتان سفارش می كنم زیرا از جد شما پیغمبر صلی الله علیه و آله شنیدم كه می فرمود سازش دادن میان دو تن (از نظر پاداش) بهتر از تمام نماز و روزه (مستحبی) است، از خدا درباره یتیمان بترسید و برای دهان آنها نوبت قرار مدهید (كه گاهی سیر و گاهی گرسنه باشند) و در اثر بی توجهی شما در نزد شما ضایع نگردند، درباره همسایگان از خدا بترسید كه آنها مورد وصیت پیغمبرتان هستند و آن حضرت درباره آنان همواره سفارش می كرد تا این كه ما گمان كردیم برای آنها (از همسایه) میراث قرار خواهد داد. و بترسید از خدا درباره قرآن كه دیگران با عمل كردن به آن بر شما پیشی نگیرند، درباره نماز از خدا بترسید كه ستون دین شما است و درباره خانه پروردگار (كعبه) از خدا بترسید و تا زنده هستید آن را خالی نگذارید كه اگر آن خالی بماند (از كیفر الهی) مهلت داده نمی شوید و بترسید از خدا درباره جهاد با مال و جا ن و زبانتان در راه خدا، و ملازم همبستگی و بخشش به یكدیگر باشید و از پشت كردن به هم و جدائی از یكدیگر دوری گزینید، امر به معروف و نهی از منكر را ترك نكنید (و الا) اشرارتان بر شما حكمرانی كنند و آنگاه شما (خدا را برای دفع آنها می خوانید) و او دعایتان را پاسخ نگوید.

ای فرزندان عبدالمطلب مبادا به بهانه این كه بگوئید امیرالمؤمنین كشته شده ا ست در خون های مردم فرو روید و باید بدانید كه به عوض من كشته نشود مگر كشنده من، بنگرید زمانی كه من از ضربت او مردم شما هم به عوض آن، ضربتی به وی بزنید و او را مثله نكنید كه من از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم كه می فرمود از مثله كردن اجتناب كنید اگر چه نسبت به سگ آزار كننده باشد.

علی علیه السلام پس از ضربت خوردن در سحرگاه شب ۱۹ رمضان تا اواخر شب ۲۱ در خانه بستری بود و در این مدت علاوه بر خانواده آن حضرت بعضی از اصحابش نیز جهت عیادت به حضور وی مشرف می شدند و در آخرین ساعات زندگی او از كلمات گهربارش بهره مند می گشتند از جمله پندهای حكیمانه او این بود كه فرمود: انا بالامس صاحبكم و الیوم عبرهٔ لكم و غدا مفارقكم؛ من دیروز مصاحب شما بودم و امروز وضع و حال من مورد عبرت شما است و فردا از شما مفارقت می كنم.

مقداری شیر برای علی علیه السلام حاضر نمودند كمی میل كرد و فرمود به زندانی خود نیز از این شیر بدهید و او را اذیت و شكنجه نكنید اگر من زنده ماندم خود، دانم و او و اگر درگذشتم فقط یك ضربت به او بزنید زیرا او یك ضربت بیشتر به من نزده است و رو به فرزندش حسن علیه السلام نمود و فرمود:

یا بنی انت ولی الامر من بعدی و ولی الدم فان عفوت فلك و ان قتلت فضربهٔ مكان ضربهٔ؛ پسر جانم پس از من تو ولی امری و صاحب خون من هستی اگر او را ببخشی خود دانی و اگر به قتل رسانی در برابر یك ضربتی كه به من زده است یك ضربت به او بزن.

چون علی علیه السلام در اثر سمی كه به وسیله شمشیر از راه خون وارد بدن نازنینش شده بود بی حال و قادر به حركت نبود لذا در این مدت نمازش را نشسته می خواند و دائم در ذكر خدا بود، شب ۲۱ رمضان كه رحلتش نزدیك شد دستور فرمود برای آخرین دیدار اعضای خانواده او را حاضر نمایند تا در حضور همگی وصیتی دیگر كند.

اولاد علی علیه السلام در اطراف وی گرد گشتند و در حالی كه چشمان آنها از گریه سرخ شده بود به وصایای آن جناب گوش می دادند، اما وصیت او تنها برای اولاد وی نبود بلكه برای تمام افراد بشر تا انقراض عالم است زیرا حاوی یك سلسله دستورات اخلاقی و فلسفه عملی است و اینك خلاصه آن:

ابتدای سخنم شهادت بیگانگی ذات لایزال خداوند است و بعد به رسالت محمدبن عبدالله صلی الله علیه و آله كه پسر عم من و بنده و برگزیده خداست، بعثت او از جانب پروردگار است و دستوراتش احكام الهی است، مردم را كه در بیابان جهل و نادانی سرگردان بودند به صراط مستقیم و طریق نجات هدایت فرموده و به روز رستاخیز از كیفر اعمال ناشایست بیم داده است.

ای فرزندان من، شما را به تقوا و پرهیزكاری دعوت می كنم و به صبر و شكیبائی در برابر حوادث و ناملایمات توصیه می نمایم پای بند دنیا نباشید و بر آنچه از دست شما رفته حسرت نخورید، شما را به اتحاد و اتفاق سفارش می كنم و از نفاق و پراكندگی بر حذر می دارم، حق و حقیقت را همیشه نصب العین قرار دهید و در همه حال چه هنگام غضب و اندوه و چه در موقع رضا و شادمانی از قانون ثابت عدالت پیروی كنید.

ای فرزندان من، هرگز خدا را فراموش مكنید و رضای او را پیوسته در نظر بگیرید با اعمال عدل و داد نسبت به ستمدیدگان و ایثار و انفاق به یتیمان و درماندگان، او را خشنود سازید، در این باره از پیغمبر صلی الله علیه و آله شنیدم كه فرمود هر كه یتیمان را مانند اطفال خود پرستاری كند بهشت خدا مشتاق لقای او می شود و هر كس مال یتیم را بخورد آتش دوزخ در انتظار او می باشد.

در حق اقوام و خویشاوندان صله رحم و نیكی نمائید و از درویشان و مستمندان دستگیری كرده و بیماران را عیادت كنید، چون دنیا محل حوادث است بنابر این خود را گرفتار آمال و آرزو مكنید و همیشه در فكر مرگ و جهان آخرت باشید، با همسایه های خود به رفق و ملاطفت رفتار كنید كه از جمله توصیه های پیغمبر صلی الله علیه و آله نگهداری حق همسایه است. احكام الهی و دستورات شرع را محترم شمارید و آنها را با كمال میل و رغبت انجام دهید، نماز و زكوهٔ و امر به معروف و نهی از منكر را بجا آورید و رضایت خدا را در برابر اطاعت فرامین او حاصل كنید.

ای فرزندان من، از مصاحبت فرو مایگان و ناكسان دوری كنید و با مردم صالح و متقی همنشین باشید، اگر در زندگی امری پیش آید كه پای دنیا و آخرت شما در میان باشد از دنیا بگذرید و آخرت را بپذیرید، در سختی ها و متاعب روزگار متكی به خدا باشید و در انجام هر كاری از او استعانت جوئید، با مردم به رأفت و مهربانی و خوشروئی و حسن نیت رفتار كنید و فضائل نفسانی مخصوصا تقوا و خدمت به نوع را شعار خود سازید، كودكان خود را نوازش كنید و بزرگان و سالخوردگان را محترم شمارید. اولاد علی علیه السلام خاموش نشسته و در حالی كه غم و اندوه گلوی آنها را فشار می داد به سخنان دلپذیر و جان پرور آن حضرت گوش می دادند، تا این قسمت از وصیت علی علیه السلام درس اخلاق و تربیت بود كه عمل بدان هر فردی را به حد نهائی كمال می رساند آن حضرت این قسمت از وصیت خود را با جمله لا حول ولا قوهٔ الا بالله العلی العظیم به پایان رسانید و آنگاه از هوش رفت و پس از لحظه ای چشمان خدابین خود را نیمه باز كرد و فرمود: ای حسن سخنی چند هم با تو دارم، امشب آخرین شب عمر من است چون در گذشتم مرا با دست خود غسل بده و كفن بپوشان و خودت مباشر اعمال كفن و دفن من باش و بر جنازه من نماز بخوان و در تاریكی شب دور از شهر كوفه جنازه مرا در محلی گمنام به خاك سپار تا كسی از آن آگاه نشود.

عموم بنی هاشم مخصوصا خاندان علوی در عین خاموشی گریه می كردند و قطرات اشگ از چشمان آنها بر گونه هایشان فرو می غلطید، حسن علیه السلام كه از همه نزدیكتر نشسته بود از كثرت تأثر و اندوه، امام علیه السلام را متوجه حزن و اندوه خود نمود علی علیه السلام فرمود ای پسرم صابر و شكیبا باش و تو و برادرانت را در این موقع حساس به صبر و بردباری توصیه می كنم.

سپس فرمود از محمد هم مواظب باشید او هم برادر شما و هم پسر پدر شما است و من او را دوست دارم.

علی علیه السلام مجددا از هوش رفت و پس از لحظه ای تكانی خورد و به حسین علیه السلام فرمود پسرم زندگی تو هم ماجرائی خواهد داشت فقط صابر و شكیبا باش كه ان الله یحب الصابرین .



نوشته شده توسط mkh1353 در جمعه 23 اسفند 1392

ارسال نظر(0)

درس هایی از امام علی(ع)

 

درس هایی از امام علی(ع)

درس هایی از امام علی(ع)
 

همه انسان ها در زندگی روزمره خود نیاز به ارتباط با دیگران دارند اما هر انسانی باید بداند که چگونه می تواند با دیگران ارتباط برقرار کند. به یاد داشته باشید که عدم مهارت های رفتار با دیگران، سبب دلسردی و ناامیدی می شود.

 

همه انسان ها در زندگی روزمره خود نیاز به ارتباط با دیگران دارند اما هر انسانی باید بداند که چگونه می تواند با دیگران ارتباط برقرار کند. به یاد داشته باشید که عدم مهارت های رفتار با دیگران، سبب دلسردی و ناامیدی می شود. یک انسان موفق می داند که کار کردن با دیگران به خصوص در دنیای کنونی، ارتباطی توام با مهارت را می طلبد.» در این نوشتار سعی شده است تا ۴ اصل از قوانین اصلی ارتباطات انسانی با تکیه بر نهج البلاغه و کلام مولایمان امیرالمومنین در فضای زندگی به شما معرفی شود. پس با ما همراه باشید.

 

تواضع و فروتنی

 

تواضع و فروتنی یکی از ارزش های پسندیده اخلاقی است که با آن می توان بر دل های دوست و دشمن راه یافت. آنانی را که با قهر و ناسازگاری با ما رفتار می کنند، با تواضع و خوشرویی، می شود به دوستی و مهربانی واداشت و رضایت و شادمانی را بر دل ها نشاند. امام علی علیه السلام می فرماید: «وَ بالتَّواضُع تَتِمُّ النِّعْمَةُ؛ با فروتنی و خوشرویی، نعمت ها کامل می شود».همچنین، فرموده است: «کسی که متواضع باشد، دوستانش فراوان خواهند بود».در کنار این سفارش، حضرت مردم را به خطر تکبر و خودبزرگ بینی هشدار می دهد:«خدا را خدا را؛ یعنی از خدا بترسید و از آینده زشت و شوم تکبر و خودبزرگ بینی بپرهیزید». یکی از روش هایی که پیامبران به کمک آن جامعه را اصلاح کردند، به کارگیری تواضع در امر رسالت شان بود. خدای مهربان کسانی را که در برابرش خودخواهی کردند، از اوج عظمت به خاک ذلت نشانید. به ابلیس دستور داد که به آدم سجده کند، ولی او به سبب خودخواهی، از این کار سر باز زد و در نتیجه از بهشت رانده شد و تا روز قیامت به او لعن می شود. نمرود علیه ابراهیم و دستور خدا قیام کرد و طومار حکومت او به اذن خداوند با یک پشه در هم پیچید. فرعون، با آن همه عظمت وقتی به مرض خودخواهی آلوده شد، با یارانش در میان آب غرق گردید.

 

عفو و گذشت

 

آیا انتظار نداریم که دیگران اشتباه های ما را نادیده بگیرند و ما را ببخشند؟ یا به ما مهلت و فرصت برای بازسازی و جبران خطاهایمان بدهند؟ به طور مسلم، این خواسته همه ماست. بنابراین، نباید در برابر اشتباه ها و لغزش های دیگران، انتقام جویی و مقابله به مثل کرد. در واقع، در زندگی اجتماعی، عفو و گذشت لازم است و با عمل به آن دل ها به هم نزدیک تر می شود و پاداش معنوی آن را نیز خداوند بزرگ عطا خواهد کرد. امام علی علیه السلام می فرماید: «فَاعْفوُا ألا تُحِبوُّنَ أَنْ یَغْفَرِ اللّهُ لَکُمْ؛ دیگران را عفو کنید، آیا دوست ندارید خدا شما را عفو کند».خدای مهربان در قرآن مجید برای تقویت این اخلاق انسانی در جامعه چنین می فرماید: بشتابید به سوی آمرزش خدا و بهشتی که عرض آن به اندازه آسمان ها و زمین است و آماده شده برای پرهیزکاران؛ همان هایی که ثروت خویش را هنگام آسایش و ناراحتی، در راه خدا انفاق می کنند و غضب خویش را فرو می نشانند و از [خطاهای] مردم صرف نظر می کنند. خدا نیکوکاران را دوست می دارد. آدمی برای اینکه زندگی اش را با آرامش روحی بگذراند، ناگزیر است از بسیاری ناراحتی های پیش آمده چشم بپوشد و از بازخواست دیگران صرف نظر کند. حضرت علی علیه السلام در توصیه ای می فرماید:أَغْضِ عَلَی الْقَذَیَ وَ اِلا لَمْ تَرْض اَبَدا.با خار و خاشاکی که درچشم است، چشم را فرو بند؛ وگرنه هیچ گاه در زندگی خوشحال نخواهی بود.

 

راستگویی و پرهیز از دروغ

 

همه انسان ها دوست دارند که مردم به آنان سخنان راست بگویند و خود نیز از دروغ و دروغگویی بیزارند. اگر دوست داریم که دیگران به حقیقت و راستی با ما سخن بگویند، ما هم باید تلاش کنیم تا به کسی دروغ نگوییم و همواره از روی صدق و درستی رفتار کنیم و با راستگویان هم کلام شویم. امام علی علیه السلام در سفارشی به مالک اشتر می فرماید: «وَ اَلْصِقْ بِأَهْلِ الْوَرَعِ وَ الصِّدْقِ؛ با پاکان و راستگویان همنشین باش و با آنها معاشرت و دوستی کن».در بخشی دیگر از نهج البلاغه، به زشتی و ضد ارزش بودن دروغ و دروغ پردازی اشاره کرده و فرموده است: «جانِبَا الْکِذْبَ فَاِّنَه مُجانِبٌ لِلایمان؛ از دروغ بپرهیزید، زیرا دروغ و دروغ گویی، با ایمان بیگانه است».خداوند به انسان سخن گفتن آموخت و به او قدرت بیان داد و پس از یادآوری خلقت انسان، نعمت بیان و آموختن آن را یادآور شده است. این نعمت تا زمانی با ارزش است که صاحب آن با درایت و دقت آن را به کار گیرد و نیز به سود جامعه و آخرت انسان باشد. در غیر این صورت، آثار ناخوشایند آن متوجه انسان ها می شود. با گزیدن مار و عقرب، انسانی از بین می رود، ولی چه بسا دروغ هایی که اجتماعی را از بیخ و بن نابود می سازد. با اشاره به این مضمون، حضرت علی علیه السلام می فرماید: «اَللِّسانُ سَبُعٌ إنْ خُلِّی عَنْهُ عَقَرَ؛ زبان درنده است. اگر او را رها کنی، می گزد».

 

اعتدال و میانه روی

 

اعتدال و میانه روی، یعنی واقعیت ها را همان گونه که هستند بپذیریم و به دیگران بگوییم و نیز در بیان سخنان، در قضاوت ها، در اخبار و گزارش های خود اشتباه نکنیم و به حقیقت آنها بپردازیم. آنان که از این ارزش اخلاقی بی بهره اند، در رفتار و کردارشان، نظم وبرنامه ای ندارند. به سرعت به چیزی دل می بندند و ناگهان بی دلیل از همان چیز متنفر می شوند. همچنین، در بیان دیده های خود زیاده روی می کنند. بنابراین، کندرو یا تندرو بودن در کارها، می تواند بزرگ ترین ضربه روحی را از نظر فردی و اجتماعی بر ما وارد سازد.با میانه روی در هر کاری، زندگی مان منظم خواهد شد و یقینا در رفتار و کردار خود بیشترین دقت را خواهیم کرد. امام علی علیه السلام هشدار می دهد: «لاتَری الْجاهِلَ اِلاّ مُفْرِطا أَوْ مُفَرِّطا؛ همیشه جاهل و نادان، یا افراط گراست، یا تفریط کننده».در جای دیگر نیز در تبیین بیشتر این مساله می فرماید:ثَمَرةُ التَّفریطِ النَّدامَةُ وَ ثَمَرَةُ الْحَزْمِ السَّلامَةُ. نتیجه تفریط، پشیمانی و ثمره دوراندیشی، سلامت و رستگاری است. زیاده روی در هر کاری، خسته کننده است و انسان را به تدریج دلسرد و از آن کار باز می دارد؛ همان گونه که تفریط و سستی، ناپسند است و سود و دوامی ندارد.

از این نکات به این نتیجه می رسیم که افراد به طریقی می توانند به فضیلت انسانی دست یابند که تشخیص دهند که دوست دارند چطور با آنها رفتار شود. از این طریق است که ابهام در مفهوم واژه خوب بودن نیز از میان می رود. حال می فهمیم که خوب بودن به معنای ساکت و غیر فعال در گوشه ای کز کردن نیست، بلکه می تواند نشانه فعالیت بسیار شدید باشد. حال با خود فکر کنید اگر کسی سعی کند تا با اطرافیانش با انصاف، وفاداری، مردانگی، صداقت، مهربانی، دلسوزی، شکیبایی، بخشندگی، خیرخواهی، اعتماد، ادب و احترام، تحسین، رفاقت، عشق و درستی رفتار کند، چه اتفاقی می افتد؟ ممکن است کار سختی باشد، اما به این فکر کنید که چندین انسان دیگر نیز به شما همینطور پاسخ خواهند داد.

با این روش، در صورت بروز هرگونه اشتباه و خطا، دیگران او را راحت تر خواهند بخشید و خطاهایش را نادیده می انگارند و انسان زندگی خوشایندتر و زیباتری خواهد داشت. انسان می تواند بر رفتار اطرافیانش نیز تاثیر بگذارد. با اتخاذ یکی از این فضیلت های اخلاقی در روز و اعمال آن بر اطرافیانتان، یک قدم به خوشبختی نزدیک تر شوید. با این اقدام شما، کم کم همه اطرافیانتان نیز همینگونه خواهند شد و علاوه بر منفعت های شخصی، با این اقدامتان می توانید دریچه ای به سوی روابط انسانی باز کنید.



نوشته شده توسط mkh1353 در جمعه 23 اسفند 1392

ارسال نظر(0)

معجزات امام علی (ع)

 

معجزات امام علی (ع)

معجزات امام علی (ع)
 

 

وقتی امام علی (ع) با اصحاب خود به بابل رفت در بین راه مكان مناسبی برای نماز نیافتند و بدنبال آن همچنان حركت می كردند تا به مكانی رسیدند كه از همه جا بهتر بود اما نزدیك بود خورشید غروب كند .

 

مكالمه امام علی (ع) باخورشید

ابن عباس می گوید: وقتی از فتح مكه باز می گشتیم شب هنگام در هوازن بودیم، پیامبر به علی بن ابیطالب (ع) فرمود: یا علی ! برخیز و منزلت خود را نزد خدا دریاب و بهنگام طلوع خورشید با آن سخن بگو. من به فضل گفتم بلند شو ببینم علی بن ابی طالب (ع) چگونه با خورشید سخن می گوید . وقتی خورشید طلوع كرد بلند شد و خطاب به خورشید سخن میگوید . وقتی خورشید طلوع كرد بلند شد و خطاب به خورشید گفت: سلام بر تو ای بنده ی صالح پایدار در طاعت پروردگار خویش. خورشید در جواب گفت و علیك السلام ای برادر رسول خدا و وصی خدا (ص) بلند شد و سر او را گرفت و بلند كرد و دست به صورت او می كشید و می گفت بلند شو حبیب من كه اهل آسمان از گریه ی تو به گریه آمدند و خدای عزوجل بخاطر تو بر حمله عرش مباهات كرد. [۱]

برگشت خورشید

وقتی امام علی (ع) با اصحاب خود به بابل رفت در بین راه مكان مناسبی برای نماز نیافتند و بدنبال آن همچنان حركت می كردند تا به مكانی رسیدند كه از همه جا بهتر بود اما نزدیك بود خورشید غروب كند . اگر چه امام (ع) نماز خود را با عده ای از اصحاب خود اقامه كرده بود امام جمع زیادی از آنها نماز نخوانده بودند و از این رو در باره ی نماز خود به سخن پرداختند وقتی امام علی (ع) سخنان آنها را شنید از خدایتعالی درخواست كرد كه خورشید را برای او برگرداند تا اصحابش نماز خود را در وقت آن بجا آورند. خداوند دعای او را مستجاب كرد و خورشید را برگرداند به گونه ای كه وقت نماز عصر بود. وقتی به آخر نماز رسیدند و سلام نماز را بپایان بردند، خورشید غروب كرد.

مردم از ظهور این معجزه به تسبیح و تحلیل و استغفار و حمد فراوان خداوند پرداختند و این خبر در همه جا منتشر گردید[۲].

سخن گفتن زمین با امام (ع)

سماء بنت عمیس گوید: فاطمه زهرا (س) فرمود : یكی از شبها كه علی (ع) بر من وارد شد مرا به هراس انداخت . عرض كردم : چگونه تو را به هراس انداخت ای سرور زنان عالمین . فرمود : شنیدم كه زمین با او حرف می زد و او نیز با زمین سخن می گفت[۳].ا

كندن صخره ی بزرگ از زمین

امیرالمؤمنین (ع) با اصحاب خود به صفین می رفت كه در بیابان با مشكل بی آبی مواجه گردیدند و تلاش آنها سودی نبخشید تا اینكه امام (ع) جایی را معین كرد و فرمود : اینجا را حفر كنید تا به آب دست یابید . آنها زمین را كندند تا به سنگ بزرگ رسیدند و متوقف شدند. به خدمت حضرت رسیدند و گفتند اینجا صخره ای است كه كلنگ درآن اثر نمی كند . امام علی (ع) فرمود: این صخره بزرگ بر روی آب قرار گرفته است و اگر برداشته شود به آب خواهید رسید. همه تلاش كردند تا آن را بردارند اما تلاش جمعی آنها مؤثر قرار نگرفت. وقتی امام علی (ع) دید برداشتن این سنگ عظیم از توان آنها خارج است بسراغ سنگ آمد و انگشتان خود را زیر آن برد و آن را حركت داد و آن را از جا كند و به فاصله چند متر بدور افكند . آنگاه اصحاب او آب زلالی را مشاهده كردند و از آن نوشیدند . این گواراترین ، خنك ترین و زلال ترین آبی بود كه در سفر خود به آن دست یافته بودند.

امام علی (ع) فرمود : بخورید و ذخیره كنید . سپس به سراغ صخره رفت و سنگ را به همان صورت اول بر جای خود گذارد و اثر چاه را ناپدید كرد.[۴]

تبدیل سنگ ریزه ها به جواهر

امام علی (ع) و بعضی از اصحاب آن حضرت در مسجد كوفه حضور داشتند . مردی خطاب به امام علی (ع) عرض كرد: پدر و مادرم فدایت من تعجب می كنم از این دنیایی كه در دست این گروه است وشما از آن بهره ای ندارید.

حضرت فرمود : تو گمان كرده ای ما دنیا را می خواهیم و به ما داده نمی شد؟

آنگاه یك مشت از سنگ ریزه ها را برداشت و به اعجاز خود به جواهر مبدل ساخت و پرسید اینها چیست؟ عرض كردم : بهترین نوع جواهر است . سپس حضرت فرمود: اگر دنیا را بخواهیم برای ما وجود دارد اما نمی خواهیم و پس از آن آنها را بدور افكند و دوباره سنگ ریزه ها به حال او بازگشتند. [۵]

توقف زلزله

فاطمه زهرا (ع) می فرماید: در زمان ابوبكر و عمر زلزله ای پیش آمد كه مردم به وحشت افتادند و به آندو پناه بردند. اما دیدند آنها خود از ترس به امام علی (ع) پناه برده اند. مردم نیز بدنبال آنها به خانه ی آن حضرت رفتند. امام علی(ع) بدون توجه به ترس و وحشت آنها از منزل بیرون آمد و مردم نیز بدنبال او حركت كردند تا به یك بلندی رسیدند. امام علی(ع) بر بلندی نشست و دیگران در اطراف او نشستند و به ساختمانهای شهر كه همچنان مورد زلزله های مكرر قرار می گرفت نگاه می كردند. آنگاه فرمود: گویا شما از آنچه دیده اید هراسناك شده اید؟ جواب دادند : چگونه هول و هراس نداشته باشیم در حالی كه ما تا بحال چنین جیزی ندیده بودیم. سپس امام علی (ع) لبهای خود را حركت داد و بعد از آن دستهای خود را به زمین زد و به آن فرمود : تو را چه شده است؟ آرام شو! و زمین آرام گرفت.

مردم در تعجب فرو رفتند بیش از آنچه از زلزله به تعجب و حیرت فرو رفته بودند. امام (ع) فرمود: شمااز كار من تعجب كردید؟ گفتند : آری . فرمود: من آن كسی هستم كه خداوند فرموده است : «اذا زلزلت زلزالها و اخرجت الارض اتقالها و قال الانسان مالها» ( هنگامی كه زمین به زلزله درآید و اخبار درون خود را آشكار كند، انسان می گوید: زمین را چه شده است. ) من همان انسانی هستم كه در قیامت به زمین می گویم تو را چه شده است .

«یومئذ تحدث اخبارها» (در این روز زمین خبرهای خود را بیان می كند.) برای من اخبارش را بیان

می كند.[۶]

پرده برداری از بهشت و جهنم

عده ای از اصحاب امام علی (ع) به او گفتند : وصی حضرت موسی و عیسی (ع) دلایل معجزات و نشانه هائی را به مردم نشان می دادند. شما نیز اگر معجزاتی به ما نشان دهید قلبهای ما مطمئن می شود . اما علی (ع) فرمود: شما تحمل علوم، دلایل و نشانه ها را ندارید. اما مردم اصرار كردند. سرانجام امام (ع) آنها را بسوی قبرستان حركت داد تا به یك سرزمین خشك و نمكزاری رسیدند. آنگاه آهسته دعا كرد و گفت : پرده ات را كنار زن. ناگهان باغها و نهرها در یك سو و آتش در سوی دیگر جهنم نمایان گشت. عده ای گفتند : سحر، سحر. عده ای معجزه ای حضرت را پذیرفتند و گفتند : پیامبر (ص) فرمود: قبر باغی از باغهای بهشت یا حفره ای از گودیهای جهنم است[۷].

تسبیح سنگ ریزه ها

سلمان گوید : عده ای از ما در محضر رسول خدا نشسته بودیم كه علی بن ابیطالب(ع) آمد. پیامبر(ص) مشتی سنگ ریزه به او داد. هنوز آنها در دست علی (ع) قرار نگرفته بودند كه به سخن آمدند و می گفتند : لا اله الا الله ، محمد رسول الله، رضیت بالله ربا و بمحمد نبیا و بعلی بن ابیطالب ولیا ( خدائی جز خدای یگانه نیست، محمد فرستاده ی خداست، راضی شدم كه خداوند پروردگار من و محمد پیامبر علی بن ابیطالب مولی و سرور می باشد.)

آنگاه پیامبر (ص) فرمود: هر كسی از شما كه راضی به خدا و ولایت علی بن ابیطالب باشد از ترس خدا و عقاب او در امان است. [۸]

فرو نشاندن آب فرات

آب فرات فوران كرده بود به گونه ای كه مردم هراسناك شدند. به محضر امیرمؤمنان (ع) رسیدند و از زیادی آب شكوه كردند. امام علی (ع) و دو فرزندش حسن و حسین (ع) سوار بر مركب شدند و حركت كرند تا به آب فرات رسیدند. امام علی (ع) بر لب آب ایستاد در حالی كه آب از دو طرف بالا زده بود .

آنگاه با تازیانه پیامبر (ص) كه در دست داشت بر آب به اندازه ی یك زراع فرو نشست ، ضربه ی دیگری به آب زد و به اندازه ی دو زراع دیگر فرو نشست .

مردم كه این معجزه ی آشكار را از امام (ع) مشاهده كردند عرض كردند:

یا امیرالمؤمنین : آب را بیشتر كاهش ده. حضرت فرمود: من از خداوند خواستم و او آنچه را كه مشاهده كردید عطا فرمود و خوش ندارم كه بنده ی مصری باشم[۹] .

۱- امالی صدوق ، ص ۳۵۱، بحار الانوار، ج ۴۱، ص ۱۷۷. سخن امام علی (ع) با خورشید مشهور و با سندهای گوناگونی و عبارات مختلف نقل شده است.

۲- ارشاد مقید، ص ۱۶۲- بحارالانوار ، ج ۴۱، ص ۱۷۲- این معجزه در روایات و مضامین نزدیك به هم نقل گردیده است.

۳- بحار الانوار ، ج ۴۱ ، ص ۲۷۱ .

۴- ارشاد شیخ مفید – بحار الانوار ، ج ۴۱ ، ص ۲۶۱ .

۵- بصارالدرجات ، ص ۱۰۹ – بحار الانوار ، ج ۴۱، ص ۲۵۵.

۶- علل الشرایع، ص ۱۷۶- بحار الانوار ، ج ۴۱ ، ص ۲۵۴.

۷- بحار الانوار ، ج ۴۱، ص ۲۴۸.

۸- بحار الانوار، ج ۴۱، ص ۳۵۱.

۹- بحار، ج ۴۱، ص ۲۴۹ .



نوشته شده توسط mkh1353 در جمعه 23 اسفند 1392

ارسال نظر(0)

فضائل فاطمه زهرا س

 

فضائل حضرت فاطمه زهرا (س)

 

درباره فضايل و عظمت بزرگ بانوي اسلام و يگانه دختر باقي مانده از رسول خاتم (ص ) حضرت صديقه اطهر فاطمه زهرا(س ) چه در منابع شيعي و چه در منابع اهل سنت به فراواني سخن گفته شده است . به قدري فضايل آن حضرت زياد است كه جاي كوچكترين ترديد و يا انكاري وجود ندارد. به ذكر برخي از فضايل بي شمار آن حضرت كه در منابع اهل سنت موجود است اشاره مي كنيم .

آيه تطهير و حديث كسا

خداوند بزرگ و سبحان در قرآن مجيد , اهل بيت پيامبر(ص ) را مطهر خوانده است : انما يريدالله ليذهب عنك الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا(1 ) « خداوند مي خواهد كه پليدي و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملا شما را پاك سازد. » مراد از اهل بيت كه در اين آيه ذكر شده است چه كساني هستند پاسخ اين پرسش را در روايات اهل سنت مي جوييم . واقدي در كتاب اسباب التزيل مي نويسد كه آيه تطهير درباره پنج نفر نازل شد. اين پنج نفر عبارتند از : پيامبراسلام (ص ) , علي (ع ) , فاطمه (س ) حسن (ع ) وحسين (ع )(2 ) ابن حجر در كتاب الاصابه في تمييزالصحابه مي نويسد : ام سلمه گفت : در خانه من اين آيه تطهير نازل شد. رسول خدا(ص ) فاطمه , علي , حسن وحسين (عليهم السلام ) در اين خانه بودند. پيامبر(ص ) فرمود : هولا اهل بيتي , اين عده اهل بيت من هستند. حاكم حسكاني در كتاب شواهد التزيل لقواعد التفصيل مي نويسد : وقتي كه آيه و امر اهلك بالصلاه واصطبر عليها(3 ) نازل شد , پيامبر اسلام (ص ) در هر نمازي مي آمد در جلوي درب خانه علي (ع ) و فاطمه (س ) و مي فرمود : الصلاه رحمكم الله انما يريدالله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت ... (4 ) ابن عساكر , در كتاب تاريخ دمشق در ترجمه اميرالمومنين علي (ع ) از ابي سعيد خدري مي نويسد : پيامبر(ص ) بعد از نزول آيه و امرا اهلك بالصلاه واصطبر عليها به مدت هشت ماه در هنگام نماز صبح مي آمد در جلوي درب خانه علي (ع ) و حضرت زهرا(س ) و مي گفت : الصلاه رحمكم الله انما يريدالله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت ويطهركم تطهيرا(5 ) . لخمي طبراني در المعجم الكبير آورده است : زينب بنت ام سلمه مي گويد كه رسول خدا(ص ) در نزد ام سلمه بود كه حسن , حسين و فاطمه ـ عليهم السلام ـ بر حضرت وارد شدند. حسن در يك سو و حسين در سوي ديگر پيامبر(ص ) نشستند و حضرت زهرا(س ) نيز در ميان اين دو قرار گرفت . سپس پيامبر(ص ) فرمود : رحمه الله وبركاته عليكم اهل البيت انه حميد مجيد . (6 ) حاكم نيشابوري در كتاب « مستدرك الصحيحين » , ترمذي در كتاب « سنن » و احمد بن حنبل در كتاب « مسند » مي نويسد : پيامبر(ص ) درب خانه حضرت زهرا(س ) مي رفت و مي فرمود : الصلاه يا اهل البيت . انما يريدالله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت ويطهركم تطهيرا(7 ) شمس الدين ذهبي در كتاب سير اعلام النبلا مي نويسد : و صح ان النبي (ص ) جلل فاطمه وزوجها و ابنيها لكسا و قال اللهم اهل بيتي اللهم فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا , درست است اين خبر كه پيامبر(ص ) فاطمه (س ) و دو فرزندش را در كسايي جمع كرد و گفت خداوندا اينها اهل بيت من هستند و رجس و پليدي را از اين عده به دور كن و اينها را پاكيزه گردان . (8 )

آيه مباهله

ابن سعد در كتاب طبقات الكبري در ترجمه الحسين (ع ) مي نويسد : در جريان مباهله با علماي نجران پيامبر(ص ) دست فاطمه , حسن و حسين عليهم السلام را گرفت و گفت اينها فرزندان من هستند . (9 ) حاكم نيشابوري در كتاب مستدرك الصحيحين مي نويسد : وقتي كه آيه مباهله نازل شد پيامبر(ص ) علي , فاطمه , حسن و حسين ـ عليهم السلام ـ را خواند و گفت : (اللهم هولا اهلي , بارخدايا اينها اهل من هستند) . (10 )

ازدواج علي (ع ) و فاطمه (س)

بنا به نوشته بزرگان اهل سنت و جماعت , خليفه اول براي خواستگاري حضرت زهرا(س ) به نزد پيامبر(ص ) رفت و پيشنهاد خويش را بيان نمود. رسول خدا(ص ) فرمود : انتظر بهاالقضا , من در امر ازدواج فاطمه (س ) منتظر فرمان خداوند هستم , خليفه اول اين پاسخ را پاسخ منفي تلقي نمود. خليفه دوم نيز به ديگر بار و به همين منظور به نزد رسول خدا(ص ) رفت و مانند خليفه اول پاسخ منفي شنيد. سپس خانواده علي (ع ) به آن حضرت پيشنهاد كردند كه براي خواستگاري فاطمه (س ) به نزد رسول خدا(ص ) برود. حضرت رفت و پيشنهادش مورد موافقت قرار گرفت . (11 ) ابن عباس گفت : در هنگام ازدواج فاطمه (سلام الله عليها) با علي (ع ) , پيامبر(ص ) در جلوي فاطمه (س ) و جبرئيل در سمت راست و مكائيل در سمت چپ و هفتاد هزار فرشته در پشت سر حضرت زهرا حركت مي كردند و اين خيل ملايك تا طلوع فجر به تسبيح و تقديس خداوند مشغول بودند . (12 ) فاطمه (س ) محبوب ترين زنان در نزد رسول خدا(ص ) است . حاكم نيشابوري در كتاب المستدرك آورده است : كان رسول الله (ص ) اذا رجع من غزاه او سفراتي المسجد فصلي فيه ركعتين ثم ثني بفاطمه ثم ياتي ازواجه , رسول خدا(ص ) وقتي كه از جنگي و يا از سفري برمي گشت به مسجد مي رفت و دو ركعت نماز مي خواند , سپس به نزد دخترش فاطمه مي رفت و به او ثنا مي گفت و سپس به نزد زنانش مي رفت . (13 ) ابن حجر در كتاب استيعاب از عايشه همسر پيامبر روايت كرده است كه از او پرسيدند كه اي الناس احب الي رسول الله (ص ) چه كسي در نزد پيامبر(ص ) محبوبتر است وي در پاسخ گفت از ميان زنان فاطمه (س ) و از ميان مردان علي (ع ) در نزد رسول خدا محبوبترند . (14 )

غضب فاطمه (س ) غضب خداست حاكم نيشابوري مي نويسد كه پيامبر به دخترش فاطمه (س ) فرمود : ان الله يغضب لغضبك و يرضي لرضاك , خداوند با غضب تو غضبناك مي شود و با رضايت تو خشنود مي گردد . (15 )

خانه فاطمه حاكم حسكاني حنفي در كتاب شواهدالتنزيل مي نويسد : پيامبر(ص ) آيه في بيوت اذن الله ان ترفع و يذكر(16 ) را قرائت كرد و گفت اين بيوت پيامبر(ص ) است . از آن حضرت پرسيده شد كه آيا بيت علي (ع ) و فاطمه (س ) نيز همين بيوت است , حضرت فرمود بيت علي (ع ) و فاطمه (س ) از بافضيلت ترين آن است . (17 ) و نيز در روايتي ديگر آورده است : پيامبر(ص ) بعد از خواندن اين آيه يكي از وي پرسيد : يا رسول الله مراد از اين بيوت در اين آيه چه خانه هايي است حضرت فرمود خانه هاي انبياست . ابوبكر پرسيد يا رسول الله , خانه علي و فاطمه هم از اين خانه هاست حضرت فرمود : بله از بافضيلت ترين آن است (18 )

فاطمه (س ) در بهشت با رسول خداست محب الطبري در كتاب الرياض النضره نقل مي كند كه در درجه رسول خدا(ص ) حضرت زهرا(س ) در بهشت است . (19 ) حاكم نيشابوري مي نويسد : علي , فاطمه , حسن و حسين ـ عليهم السلام ـ اولين كساني هستند كه در بهشت وارد مي شوند . (20 )

عظمت حضرت زهرا(س ) در محشر حاكم درباره عظمت حضرت زهرا(س ) نقل مي كند كه در روز قيامت منادي ندا مي دهد كه اي اهل محشر چشمانتان را ببنديد كه فاطمه زهرا(س ) دختر رسول خدا(ص ) وارد مي شود . (21 )

فاطمه (س ) حورا است خطيب بغدادي مي نويسد كه رسول خدا (ص ) فرمود : فاطمه حورا انسيه كلمااشتقت الي الجنه قبلتها , فاطمه حوريه اي است در صورت انساني , هر گاه من مشتاق بهشت مي شوم او را مي بوسم . (22 ) ابن حجر در كتابش از پيامبر(ص ) نقل مي كند كه آن حضرت فرمود : ابنتي فاطمه حوراآدميه , دخترم فاطمه حوريه اي است در شكل آدميان . (23 )

فاطمه بهترين زنان است خطيب بغدادي در تاريخ بغداد مي نويسد : خيررجالكم علي بن ابي طالب و خيرنسائكم فاطمه بنت محمد(ص ) فرمود : بهترين مردان شما علي بن ابي طالب و بهترين زنان شما فاطمه دختر محمد(ص ) است . (24 )

فاطمه (س ) پاره تن رسول خدا است بخاري نقل مي كند كه پيامبر اسلام (ص ) فرمود : فاطمه بضعه مني فمن اغضبها اغضبني , فاطمه پاره تن من است پس هركه او را غضبناك كند مرا به غضب درآورده است . (25 )

دوستي و دشمني با فاطمه (س ) دوستي و دشمني با پيامبر(ص ) است بسياري از بزرگان اهل سنت نوشته اند كه پيامبر اسلام (ص ) به علي (ع ) , فاطمه (س ) , حسن (ع ) و حسين (ع ) نگاه كرد و فرمود : انا حرب لمن حاربكم و سلم لمن سالمكم , من با دشمنان شما دشمن و با دوستان شما دوستم . (26)

فاطمه (س ) سيده زنان است ابن سعد , بخاري , ذهبي و حاكم نيشابوري نوشته اند كه عايشه همسرپيامبر مي گويد كه حضرت زهرا (س ) در هنگام رحلت پيامبر(ص ) پيش آن حضرت رفت و پيامبر(ص ) به وي چيزي گفت و فاطمه (س ) گريان شد و سپس چيزي به وي فرمود و حضرت زهرا(س ) خندان شد. عايشه مي گويد از سر اين كار از وي جويا شدم . فاطمه (س ) در اين هنگام به عايشه گفت من سر رسول خدا(ص ) را فاش نمي كنم . مي گويد : بعد از رحلت رسول خدا(ص ) به ديگر بار از او پرسيدم , فاطمه (س ) در پاسخ گفت كه پيامبر(ص ) فرمود : همانا جبرئيل هر سال يك بار نازل مي شد تا قرآن را بر من عرضه بدارد ولي امسال دوبار نازل شده است . اين دليل بر اين امر است كه مرگم نزديك است . من از اين سخن گريستم . حضرت فرمود چرا گريه مي كني اما ترضين ان تكون سيد ه نسا هذه الامه , او نسا العالمين , آيا راضي نيستي كه سيده زنان اين امت يا سيده زنان جهانيان باشي (27 ) ابن سعد نظير همين روايت رااز ام سلمه نقل كرده است (28 ) احمدبن حنيل از ابوسعيد خذري نقل مي كند كه پيامبر(ص ) فرمود : حسن و حسين سرور جوانان اهل بهشتند و فاطمه سرور زنان اهل بهشت است . (29 ) عبسي كوفي مي نويسد : پيامبر (ص ) فرمود : فرشته اي از جانب پروردگار بر من نازل شد و خبر داد كه فاطمه سيده زنان اهل بهشت است . (30 ) و در نقلي ديگر آمده است كه آن حضرت فرمود : فاطمه سيده زنان اهل جهانيان است . (31 ) و نيز بخاري نقل كرده است كه پيامبر(ص ) فرمود : فاطمه سيده زنان اهل بهشت است . (32 ) حذيفه مي گويد : پيامبر فرمود : ملكي از آسمان نازل شد و از خداوند عالم اين پيام را رساند كه فاطمه سيده زنان اهل بهشت است . ذهبي در ذيل مستدرك حاكم وقتي كه به اين روايت مي رسد , مي گويد اين روايت صحيح است . (33 )

 

منابع :

1 ـ سوره احزاب , آيه 33

 2 ـ اعيان الشيعه 1 , ص 308

 3 ـ همان 3 ـ طه , 132

4 ـ شواهد التنزيل لقواعد التفضيل 1 , ص 497 خ 526

5 ـ ابن عساكر , تاريخ دمشق , ترجمه الامام علي (ع ) ص 89 خ 315

 6 ـ المعجم الكبير24 , ص 282 , 281 خ 713

 7 ـ مستدرك الصحيحين 3 , ص 158 , سنن ترمذي خ 3206 , مسنداحمد 3 ص 259

 8 ـ سيراعلام النبلا 2 ص 122

9 ـ طبقات الكبري , ابن سعد , ترجمه الحسين , موسسه آل البيت , ص 139 و 140

10 ـ مستدرك الصحيحين 3 , ص 150

11 ـ ابن سعد , طبقات الكبري 8 ص 19 و 20

 12 ـ تاريخ بغداد 5 , ص 7

13 ـ اعيان الشيعه 1 , ص 307

14 ـ همان ص 308

15 ـ مستدرك الصحيحين 3 , ص 154

16 ـ سوره نور آيه 36

17 ـ شواهدالتنزيل لقواعد التفضيل ج 1 ص 532 ج 566

18 ـ همان ص 533 خ 567 و نيز ص 534 خ 568

19 ـ الرياض النضره 2 ص 208

20 ـ مستدرك 3 ص 151

 21 ـ همان ص 153

 22 ـ تاريخ بغداد 5 ص 86

 23 ـ صواعق المحرقه , ص 96

 24 ـ تاريخ بغداد 3 ص 392

 25 ـ صحيح بخاري 5 , ص 92 و 105 المنصف في الاحاديث و الاثار , عبسي كوفي ج 7 ص 512

 26 ـ مسنداحمد 2 ص 242 مستدرك حاكم 3 ص 149 , ترمذي خ 3870 , المصنف في الاحاديث 7 ص 512

 27 ـ طبقات 8 , ص 248 ـ 247 , صحيح بخاري 5 , ص 55 ـ 54 مستدرك 3 ص 156

 28 ـ طبقات همان ص 248

 29 ـ مسنداحمد 3 , ص 473 خ 11224

 30 ـ المصنف 8 ص 527

 31 ـ همان

32 ـ بخاري 5 ص 92

 33 ـ مستدرك 3 , ص 151 در منابع اهل سنت به وضوح و به وفور درباره فضايل و مقام والاي حضرت فاطمه زهرا(س ) در كلام و سخن و رفتار و سلوك پيامبر اكرم (ص ) روايت نقل شده است كه از آن جمله موارد ذيل است : پيامبر(ص ) به دخترش فاطمه (س ) فرمود : خداوند با غضب تو غضبناك مي شود و با رضايت تو خشنود مي گردد فاطمه پاره تن من است , هركس او را غضبناك كند , مرا به غضب آورده است . فاطمه , سيده زنان اهل بهشت است . فاطمه , سيده زنان اهل جهانيان است .



نوشته شده توسط mkh1353 در جمعه 23 اسفند 1392

ارسال نظر(0)

حديث امام علي ع

ر  المستدرك علي الصحيحين  جلد 3 ص 151



نوشته شده توسط mkh1353 در پنج‌شنبه 22 اسفند 1392

ارسال نظر(0)

حديث امام علي ع


نوشته شده توسط mkh1353 در پنج‌شنبه 22 اسفند 1392

ارسال نظر(0)

مسجد؛ کانون تمدن اسلام

مسجد؛ کانون تمدن اسلام

مسجد؛ کانون تمدن اسلام

خورشید اسلام در نیمه اول قرن هفتم میلادی در شبه جزیره حجاز طلوع کرد و مردم را به سوی کانون نور الهی توحید فرا خواند.

 

خورشید اسلام در نیمه اول قرن هفتم میلادی در شبه جزیره حجاز طلوع کرد و مردم را به سوی کانون نور الهی توحید فرا خواند. اصل و قاعده توحید الهی در نظر و عمل، مردم را به عبودیت خدای بزرگ جهت ترسیم راه مستقیم و چگونه زیستن، دعوت کرد. پیام رسان معارف توحیدی مردی بود که رفتار فردی و اجتماعی او اسوه و الگوی مسلمانان قرار گرفت، مردی که رسالت داشت بایدها و نبایدها، شایسته ها و ناشایسته های خدای جهانیان را به مردم جهان ابلاغ کند، ابلاغی که آشکار و ساده بود و هیچ کوتاهی و قصوری در گفتار و رفتار آن پیامبر الهی نبود.

اولین اقدام اجتماعی او در ورود به مدینه، ساختن مسجد بود، آنگاه که در سرای ابوایوب انصاری جای گرفت، از یاران خود خواست تا مسجدی عظیم، نه تنها برای معبد بلکه برای مرکز فرماندهی جهان اسلام تاسیس کنند و خود همانند دیگران کار می کرد تا این که بعد از حرم الهی در روی زمین حرم نبوی ساخته شد، همان جایی که محل هبوط جبرئیل شد و باب جبرئیل بر سرای او کنار مسجد مسلمانان ساخته شد.

این اقدام عظیم اجتماعی پیامبر اسلام، درسی بزرگ و تاریخی برای مسلمانان به ویژه حاکمان دولت های اسلامی بود. افسوس و هزار افسوس که شمار زیادی از آنها تنها به همین ظاهرکاری، بسنده و عمق این معنی را نیافتند که مسجد تنها معبد مسلمانان نیست، بلکه کانون تمدن اسلام است و هزاران افسوس بیشتر که در تاریخ معاصر همین سطحی نگری در رفتار رسول الهی به فراموشی سپرده شد و فرهنگ مسجد از فعالیت اجتماعی مسلمانان حذف شد. این در حالی است که مسجد در سنت رسول خدا(ص) کانون همه فعالیت های اجتماعی مسلمانان است و تمدن اسلام از مسجد سرچشمه گرفت و به همه ابعاد و اضلاع زندگی مسلمانان رسید.

انقلاب اسلامی کشورمان، این بارقه امید را در قلب مومنان جرقه زد که دوباره فرهنگ اسلام ناب، مسجد و اقامه جماعت در آن احیاء خواهد شد وکانون فعالیت های ملت مسلمان دوباره از سر گرفته خواهد شد. اما باز دیدیم که به جای مسجد که کانون فرهنگ اسلام بود، فرهنگسرا ساختند نامی که مسجد را به گوشه ای راند تا خود، سرای فرهنگ باشد و انواع کلاس ها و سالن ها، نه در کنار مسجد و به محوریت مسجد، بلکه با حذف یا تنزل آن در حد یک نمازخانه در گوشه ای افتاده دائر شد و بافت جمعیتی مسلمانان به ویژه در شهرهای بزرگ به جای محوریت مسجد به محوریت فرهنگسراها رسید و نام مسجد را کمرنگ و کمرنگ تر یافتند. در حالی که توصیه بزرگ معمار انقلاب اسلامی، آن عزیز عزیزان، روح خدا و ملت ایران این بود: «از فانتوم ها نترسید، از خالی شدن مساجد بترسید» اما در عمل از منشور شدن این سخن فاصله گرفته شد و به جای مساجد، فرهنگسراها پر شد و برای جوانان و نوجوانان برنامه ها تدوین شد این موضوع،در بعضی موارد موجب کمرنگ شدن مسجد، حذف برنامه اقامه جماعت و دعوت امام جماعت شایسته شد که ناخواسته با حرکتی نرم موجب حذف روحانیت خدوم از اصلی ترین وظیفه دینی یعنی گسترش فرهنگ نماز در جامعه شد. طراحان فرهنگسراها به جای مسجد در کلان شهرهای بزرگ مثل تهران به خوبی می دانستند که محور قرار ندادن مسجد در محل، احداث فرهنگسراها، تمدن اسلام به ویژه محوریت نماز و روحانی فرهیخته را کمرنگ و کمرنگ تر می سازد و در نتیجه بعد از چند دهه این واقعه تلخ در جامعه اسلامی مسلمانان رخ می دهد که زمان نماز به جای آن که صفوف جماعت مسلمانان در مسجد به عنوان کانون تمدن و فرهنگ اسلام تشکیل شود، خیابان ها و بازارهای مسلمانان شلوغ و پرترافیک خواهد شد. برنامه های فرهنگی و ورزشی، منهای مغز فرهنگی مسجد یعنی نماز، اجرا می شود و به جامعه مسلمانان از درون ضرر خواهد زد که اهمیت نماز را از یک معروف اجتماعی به یک علاقه فردی تنزل خواهد داد.

بی تردید جامعه مسلمانانی که نماز از آن رخت بربندد و محور فرهنگ و تمدن نباشد، از درون تهی خواهد شد و تنها ظاهری از اسلام باقی خواهد ماند که هیچ انگیزه و برنامه ای برای ساختن جامعه مبتنی بر فرهنگ اسلام ایجاد نخواهد شد و جوانان مسلمان در سر سودای دیگری می پرورانند تا فرهنگ و ترقی را از آنجا برای جامعه به ارمغان بیاورند، فرهنگی که هیچ تناسب و توازنی با فرهنگ مسلمانی ندارد.

باید مسلمانی را از سر گرفت، باید به الگوی پیامبر اسلام(ص) باز گردیم، باید مسجد را محور تمدن اسلام در شهرسازی و مدنیت قرار دهیم، مسجدی که محتوای نماز جماعت و امام جماعت فرهیخته در خود دارد و بایدها و نبایدهای الهی را به مردم آموزش می دهد. چنانچه فرهنگ مسجد تقویت شود، همه امور فرهنگی و اجتماعی از آن کانون نور قابل استفاده و توسعه است و خدای بزرگ از عبودیت بندگانش، خرسند و خشنود خواهد شد و به سرعت برکت الهی در جامعه گسترش پیدا خواهد کرد.

اسلام، دینی علمی در حوزه گزاره اعتباری بایدها و نبایدهاست، بدون کانونی موفق برای تبلیغ معارف اسلام، نمی توان انتظار داشت معارف اسلام در تمام سطوح جامعه به ویژه افکار جوانان رسوخ پیدا کند. در تمام کشورهای اسلامی آنجایی که مسجدی خوب و روحانی فرزانه ای وجود داشت که معارف اسلام را به مردم تبلیغ کند، مردم با فرهنگ اسلام آشنا شدند، اما آنجایی که روحانی خوب و کانون تبلیغ و محوریت مسجد رخ بربسته بود، جز نامی از اسلام، چیز دیگری باقی نماند.

در توسعه و بازسازی بافت های فرسوده جمعیتی کشورمان، محوریت مسجد را تنها برای فضای عبادی محض ملاحظه نکنیم بلکه مسجد را علاوه بر محل عبادت، فضایی برای تفکر توام با علم و تمدن اسلام بدانیم و اقامه جماعت و حضور امام جماعت فرزانه را، شرط لازم تعالی فرهنگ اسلامی بدانیم که از رشد فرهنگ های منحرف و التقاطی جلوگیری خواهد کرد.

احمد اسماعیل‌تبار



نوشته شده توسط mkh1353 در پنج‌شنبه 22 اسفند 1392

ارسال نظر(0)

:: محرم
:: محرم
:: post
:: بدعت تراویح
:: جنگ با علی (ع)
:: حکم سب علی(ع)
:: حدیث
:: دروغ
:: مار مولک
:: حدیث





به وبلاگ من خوش آمدید
mkhany95@yahoo.com




:: تیر 1404;
:: مرداد 1402;
:: خرداد 1395;
:: اسفند 1393;
:: بهمن 1393;
:: شهریور 1393;
:: فروردین 1393;
:: اسفند 1392;
:: بهمن 1392;
:: دی 1392;
:: آذر 1392;

صفحه نخست | ايميل ما | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ |پروفایل مدیر وبلاگ | طراح قالب

Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 20026