💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

صفحه نخست

ايميل ما

آرشیو مطالب

لينك آر اس اس

عناوین مطالب وبلاگ

پروفایل مدیر وبلاگ

طراح قالب

:: صفحه نخست
::
ايميل ما
::
آرشیو مطالب
::
پروفایل مدیر وبلاگ
::
لينك آر اس اس
::
عناوین مطالب وبلاگ
::
طراح قالب

::قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (فاطِمَة سيِّدَةُ نِساءِ أُمَّتِي
:: قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (أَوَّلُ مَنْ دَخَلَ الجَنَّةَ فاطِمَة
:: قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله): (فاطِمَة خُلِقَتْ حورِيَّةٌ فِيْ صورة إنسيّة)
::: «من آذى عليا آذانى.»
::: «من آذى عليا آذانى.»
:: أنا المنذر والهادي من بعدي علي
:: قوله (ص) : " أنا مدينة العلم و علي بابها ، فمن أراد العلم فليأت الباب " .
::قوله (ص) : " من سره أن يحيا حياتي و يموت مماتي فليتول من بعدي علي "
::- قوله (ص) : " الصديقون ثلاثة مؤمن آل ياسين و مؤمن فرعون و أفضلهم علي " .
:: قوله (ص) : " أمر ربي بسد الأبواب إلا باب علي "
:: قوله (ص) : " حامل لوائي في الدنيا و الآخرة علي " .
:: قال النبي (ص) :عليّ (ع) أخي في الدنيا والآخرة .
::فضايل امام علي ع
::س
:: قال النبي (ص) : لا يُـبلّـغ عَـني إلاّ عليّ (ع)



نويسندگان :
:: محمد علي خدابنده لو

آمار بازديد :

:: تعداد بازديدها: 219
:: کاربر: Admin







پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ من خوش آمديد .لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ کمک کنید .


مقام صبر حضرت زینب(س)

مقام صبر حضرت زینب(س)

مقام صبر حضرت زینب(س)

فاجعه غم انگیز عاشورا که سال ۶۱ هجری رخ داد و در مذهب تشیع تاریخی پایدار دارد و تبدیل به فرهنگی عظیم برای تمامی اهل ایمان و حق شده است رکن مهمی از ثبات و دوام آن برعهده خواهر بزرگوار حضرت اباعبدالله زینب کبری است.

 

فاجعه غم انگیز عاشورا که سال ۶۱ هجری رخ داد و در مذهب تشیع تاریخی پایدار دارد و تبدیل به فرهنگی عظیم برای تمامی اهل ایمان و حق شده است رکن مهمی از ثبات و دوام آن برعهده خواهر بزرگوار حضرت اباعبدالله زینب کبری است.

مرحوم نراقی برای صبر تعریفی مستوفی دارد که خلاصه آن عبارت است از ثبات نفس و اطمینان قلب و پایداری در مقابل مصائب و مقاومت در مقابل حوادث و شدائد به نحوی که سعه صدر او به تنگی نگراید و خاطر او را پریشان نگردد و گشادگی و طمأنینه او ثابت و نسبت به پیش از حدوث واقعه که بر او حادث شده و می شود زوال نپذیرد.(معراج السعاده، ص۷۸۴)

قرآن کریم می فرماید: صبر پیشه کن و شکیبا باش و این صبری که به تو داده شده از جانب خداست (سوره نحل، آیه ۱۳۷).

از پیامبر(ص) نقل شده صبر عبارت است از این که در دشواری و آسودگی، در فقر و ثروت، در گرفتاری و عافیت یکسان باشی و نزد خلایق زبان به شکایت نگشایی(بحارالانوار، جلد ۷۷، ص۲۰).

در قرآن در این مورد آمده است: تردیدی نیست که ما شما را به دشواری هایی هم چون ترس، گرسنگی و نقصان در اموال و انفس و میوه ها (محصولات و زراعات – فرزندان)خواهیم آزمود. ای پیامبر، بشارت به صابران بده، این صابران کسانی هستند که در مواجهه با مصیبت، صبوری پیشی نموده و همواره می گویند ما از آن خداییم و به سوی او باز خواهیم گشت(سوره بقره، آیات ۱۵۴تا ۱۵۶).

زینب کبری(س) تربیت یافته این مکتب است، زیرا بعد از امتحان جد بزرگوارش و ناملایمات به وجود آمده بعد از حضرتش و مواجهه با مظلومیت پدر معصوم و مجاهدش که بعد از نبی گرامی اسلام(ص) برترین شخصیت جهان اسلام محسوب می شود هرگز جز به حفظ اسلام و مصالح مسلمین نمی اندیشید و شاهد مصیبت مادر معصومش بود آنچنان آبدیده اش کرد که فهمید باید صبر پیشه کند و سکوت اختیار نماید. حضرتش شاهد بوده است که دشمنان نقابدار و کینه توزی چون ابوسفیان و معاویه و... دشمنانی برای اسلام بودند ونقابدارانی که در ظاهر لباس اسلام را بر تن داشتند و سنگ اسلام را به سینه می زدند و آنچه را در تاریخ اسلام و برای اسلام پدید آوردند که صفحات تاریخ اسلام را سیاه نموده و ننگ بار آوردند. آری، زینب کبری(س) شاهد تمامی این ماجراها بوده و با گوش خود شنید که پدر گرامش فرمود صبر کردم در حالی که خار در چشم و استخوان در گلو داشتم.

او صبر و فداکاری را از این مکتب فرا گرفت و آموخت که باید در تمامی مشکلات و رنج های وارده برای خدا صبر نمود، او بسان پدر بزرگوارش محرومیت را پذیرا شد و اسارت را متحمل و مصالح فردی را فدای مصلحت اسلام و مسلمین کرد و آنچه را می دید همه اش برای او خیر جلوه می نمود.

او از سن پنج سالگی شاهد مصائبی بوده است که یکی پس از دیگری شروع می شود و آن هم مصیبت هایی که اگر بر کوه فرود می آمد آن را متلاشی می کرد، لیکن نیروی فوق العاده حضرتش توان تحمل در برابر همه رنج ها و آزار و اذیت ها را که به او وارد می شد به او داده بود. حضرت زینب(س) در مقام صبر یگانه دوران بود.(تنقیح المقال، جلد سوم، ص۷۹) در قهرمانی، جهاد و استقامت و در برابر سختی ها ثباتی چون کوه داشته و مصائب و دشواری ها را برای رضای خدا تحمل می کرد.(مع الحسین فی نهضته، ص۳۱۶)

از امام زین العابدین(ع) نقل شده است اوج مقام صبر عمه ام این است که در روز عاشورا آن ستم ها بر ما رسید و پدرم با یارانش تمامی کشته شدند و حرم و خانواده را بر شتران عریان سوار و به جانب کوفه روان نمودند، هنگامی که چشم من بر کشته شدگان عزیزی که در صحرای سوزان افتاده بود خیره شد آن منظره خیلی برایم سنگین بود و سخت آشفته حال بودم و نزدیک بود قالب تهی کنم و عمه ام در این حالت مرا دید و به من گفت یادگار جدم و پدرم و برادرم، ترا چه می شود (الهی) عمه ات فدایت گردد و از این طریق به من دلداری می داد. لذا آمده است حضرت ولی عصر(عج) فرموده است اسیری عمه ام زینب، از همه مصیبت ها برایم گران بارتر است. آیا صبر تا این حد برای کسی متصور می شود و لذا در ناحیه مقدسه آمده:

درود خدا بر تو زینب که بسان برادرت سید الشهدا در تحمل مصائب آزمون پس دادی و چه با افتخار از این آزمون سر بلند بیرون آمدی.(کامل الزیارات، ص۴۴۵)

رضا اسماعیل‌زاده



نوشته شده توسط mkh1353 در پنج‌شنبه 22 اسفند 1392

ارسال نظر(0)

ای علی که جمله عقل و دیده ای

ای علی که جمله عقل و دیده ای

ای علی که جمله عقل و دیده ای

نگرشی بر عرفان شیعی و مقام امیرالمومنین(ع)

 

عرفان اسلامی بویژه تفکر شیعی و نگرش ژرف برخاسته از آن دارای مبانی محکم و عمیقی است که در طول ازمنه گوناگون به السنه مختلف مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.

 

یکی از این مبانی بعد از اقرار به توحید الهی، معاد و نبوت خاتم انبیاء(ص) بحث در امر ولایت و باطن عمیق و ژرف آن است. ولی از دیدگاه عرفان اسلامی در جامعه، وظیفه ای فراتر از اداره آن جامعه را به عهده دارد و آن هدایت باطنی نفوس آحاد جامعه است به سوی رستگاری و ولی کامل برحق نماینده و خلیفه خداوند است روی زمین و منبع فیضی که خود متصل است به منبع فیاض عالم و اوست که انوار الهی را جذب و بر نفوس مردم ساری و جاری می سازد. این مفهوم عمیق که برخاسته از الهیات خاص و غنی اسلامی ـ شیعی است، نوعی از توحید را متجلی می سازد که در آن توجه به اشراقات معنوی و فیوضات الهی می شود که از آن به توحید اشراقی نام می برند، یعنی عارف شیعی با این که واقف است درجات روحانی و معنوی بر عالم غیب حاکم است و مراتب غیبی، هریک وظیفه و امری را مرعی می باشند با وجود این باور دارد ورای تمامی این مراتب، ذات بی مثال حضرت احدیت موجود است که در هیچ فهم و وهمی نگنجد و کسی را یارای درک آن نیست.

 

با این مقدمه کوتاه معلوم شد تفکر عرفانی شیعی حول محور انسان کامل و خلیفه خداوند می گردد و با وجود توجه تام و تمام به توحید الهی، وجود انسان کامل را برای راهنمایی در مسیر قرار گرفتن جامعه و آحاد آن بر طریق توحید لازم می شمارد که البته این فلسفه در ارسال رسل نیز همان معنا را دارد که پیامبران از طرف حضرت حق مامورند مردم را به سوی حقیقت ازلی و ابدی راهنمایی کنند؛ چون طبق آموزه های عرفانی ولایت باطن نبوت معرفی شده پس وظیفه ولی برحق و معصوم نیز هدایت باطنی و ظاهری آحاد جامعه است به سوی سعادت حقیقی و کمال انسانی؛ اما نه در چهارچوب نبوت بلکه در جهت شریعت نبوی. از دیدگاه شیعی کسی حائز این مقام تواند بود که تمام مراتب هستی را در نوردیده باشد و به مرتبه انسان کامل و حقیقت محمدیه(ص) که نقطه اوج کمال و تجلی تامه انسان معنوی و کامل است، نایل آمده باشد که در این وادی کسی را به حد و اندازه روحانی امیرالمومنین علی(ع) نتوان یافت. علی(ع) که از کودکی تحت تربیت روحی و جسمی خاتم النبیین(ص) قرار گرفته مفاهیم عالیه اسلام و بواطن روحانی قرآن و شخص محمد(ص) را با روح و جان ادراک کرد و به چنان معنویتی دست یافت که توانست جوهر ولایت مطلق را از باطن نبوت ادراک و جذب کند تا پس از اتمام دور نبوت دور ولایت مطلق در وجود حضرت و یازده سلاله پاکش متجلی شود.

 

از این رو سخنان حضرت که نشانگر شخصیت گوینده آن است سنگین، استوار و ژرف است که قسمتی در نهج البلاغه گردآوری شده و حاکی از اندیشه ای بلند و معنویتی عمیق است که در برخی اوقات قلب واژه را می شکافد و از باطن کلمات نورانیت آن بیرون می تراود و خواننده را حیران می کند. برای نمونه خطبه اول نهج البلاغه که در آن حضرت توحید باری تعالی را وصف کرده اند یکی از زیباترین کلام هاست که به گوش جان عالم شنیده شده است. حضرت می فرمایند: «ابتدا و اساس دین معرفت اوست[منظور خداوند عالَم است] و کمال معرفت تصدیق اوست و کمال تصدیق او توحید اوست و کمال توحید اخلاص برای اوست و کمال اخلاص نفی صفات از اوست به گواهی این که هر صفتی غیر موصوف است و هر موصوف همانا غیرصفت....الخ» این گونه بیان نافذ و مستحکم، در بردارنده توحیدی ژرف و بی شائبه است که فقط می تواند از زبان صاحب ولایت لباس عبارت پوشد.

 

برخی سخنانی که حضرت به شاگردان صدیق و اصحاب سر خویش تعلیم فرموده اند یا پاسخی در جواب پرسش های ایشان داده اند، بسیار عمیق و جاذب است، گویی هنگام ادای سخن تمام پرده های مادی از دیدگان حضرت کنار می رود و حقیقت جلوه گر می شود و شاید از این روست که فرموده اند: «اگر تمام پرده های غیب کنار رود، ذره ای بر ایمان من افزون نشود»؛ یکی از این سخنان گهربار و ژرف در پاسخ پرسش کمیل بن زیاد درباره چیستی حقیقت است که عرفای بسیاری تفاسیر شگرف بر آن نوشته و معانی بس زیبایی از آن استخراج کرده اند که از آن می توان به سیدحیدر آملی صاحب کتاب «جوامع الاسرار» اشاره کرد.

 

ژرفای سخنان حضرت امیر به گونه ای است که هر شنونده را مجذوب خویش می کند و حقیقت را متجلی می سازد و معنویت نهفته در آن، چنان است که هانری کربن، فیلسوف شهیر را وادار می کند این گونه درباره این سخنان اظهارنظر کند: «چنین متنی به تنهایی کافی است برای اثبات این که تعلیم ائمه(ع) منبع حکمت شیعی، آدمی را در محضر چیزی قرار می دهد که همانقدر با جدل متکلمان متفاوت است که با روش استدلالی فیلسوفان یونانی مآب(فلاسفه) و بی تفاوتی متدینان زهدمآب به معرفت و در اینجا بحث درباره تعلیم ویژه ای است که نزد ما غربی ها به هنگام بحث و بررسی درباره اسلام به طور کلی خیلی کم مورد توجه قرار گرفته است... زیرا درک ما از معنای ولایت[یا ارشاد معنوی] را از کف داده ایم. علمی را که امام تعلیم می دهد مولفان [شیعی] ما علم ارثی توصیف می کنند. این علم میراثی است که نفس به اندازه قابلیتش مستحق آن است.»

 

این معنویت تامه که گوشه ای از آن در عبارت آمد، سبب شد قاطبه ایرانی جذب اسلام و تفکر شیعی شده و مولا علی(ع) را اسوه و الگوی خویش قرار دهند و سیره و صفات والای حضرت را نصب العین سازند و ره آورد این شناخت باعث شد تجلیات معنوی و الهی که ارمغان وجود پاک محمدی(ص) و علی(ع) بود بر فکر و جان ایرانیان تابیده و شعاع آن چنان حجاب ها را بدرد که طالبان علم معنوی را از این دیار تا به بلندای حقیقت کشاند و اندیشه ایرانی را تا عمق بواطن مبانی اسلام سوق دهد و تابش شعاع همین معنویت است که عرفای این سرزمین زبان به وصف علی(ع) گشوده اند و استمداد از باطن ایشان کرده اند، نمونه بارز و زیبای این امر مولوی است که در داستان جنگ حضرت با عمروبن عبدود به زیباترین وجه ممکن روی سوی معنویت علی(ع) می کند:

 

ای علی که جمله عقل و دیده ای

 

شمه ای وا گو از آنچه دیده ای

 

نیز قاضی سعید قمی از شاگردان برجسته حکیم ملارجبعلی تبریزی در شرح یکی از احادیث امیرالمومنین(ع) می نویسد: «انسان کامل قلب عالم است» و شک نیست که همانا علی(ع) اکمل کاملان است و او نفس رسول الله است و نور او.»

 

اما بزرگواری، مردانگی و روح بلند علی(ع) نه چیزی است که در وصف آید و آنچه به انحای گوناگون بیان شده است فقط گوشه ای از حقیقت وجود علی(ع) است و چنان است که پیامبر(ص) فرمود: «علی، تو را نشناخت مگر خدا و من.»

هوشنگ شکری



نوشته شده توسط mkh1353 در پنج‌شنبه 22 اسفند 1392

ارسال نظر(0)

فواید زیارت کربلا در دنیا و آخرت

فواید زیارت کربلا در دنیا و آخرت

فواید زیارت کربلا در دنیا و آخرت

در طول تاریخ انسانهایی بوده و هستند که پس از مرگشان، زندگی و حیاتشان ادامه پیدا کرده و با مرگ بدنشان، وجودشان و شخصیت و اندیشه شان ادامه یافته است.

 

در طول تاریخ انسانهایی بوده و هستند که پس از مرگشان، زندگی و حیاتشان ادامه پیدا کرده و با مرگ بدنشان، وجودشان و شخصیت و اندیشه شان ادامه یافته است. مردان خدا و شخصیتهای الهی، همانگونه که در زمان حیات خویش استوانه دین و محور انسانیت و پشتوانه حق و عدالت هستند، در زمان پس از مرگ نیز آرامگاه و زیارتگاهشان پشتوانه حق و عدالت و فضیلت است و در این میان، زیارت مشهد حسینی از ویژگیهای برجسته ای برخوردار است. آنانکه توفیق پیدا می کنند و به زیارت مرقد مطهرش مشرف می شوند، روی به آستان امام حسین (علیه السلام) آورده و به جانب این مدرسه عشق و فضیلت و دانشگاه کمال و تربیت می گرایند. اینگونه تربیت اجتماعی و یک چنین موسسه تهذیب اخلاق و ادب، برای هیچ ملتی از ملل گیتی میسر و مقدورنیست. شیعه، امام را مقرب درگاه خدا می داند و با توسل به او قربی به خدا پیدا می کند، همانطور که در قرآن مجید فرمود:«به سوی او وسیله بگیرید» (۱) امام را وسیله الهی می داند. زیرا توسل و شفاعت، بعدی از ابعاد زیارت است که زائر از این طریق خود را به درگاه الهی نزدیک می کند، و پیشوایان ما وعده فرموده اند که از زائران خود دستگیری کنند.

تأمل در زیارت عاشورا و دیگر زیارات، این مطلب را به خوبی روشن می سازد که امامان در صدد ساختن انسانهای مومن و متعهد بوده اند، لذا به آنها تعلیم داده اند که در زیارت امام حسین (علیه السلام) از خداوند بخواهند که زندگی و مرگشان را «حسین گونه» قرار دهد، و آنها را در دنیا و آخرت همراه آن حضرت بدارد: «اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد، و مماتی ممات محمد و آل محمد ... و ان یجعلنی معحکم فی الدنیا و الاخره». اکنون به آثار و برکاتی که زیارت سیدالشهدا (علیه السلام) به دنبال دارد می پردازیم:

۱ آرامش بخشیدن به زائر: قبل از آنکه به آثار و برکاتی که برگرفته از روایات اسلامی است اشاره کنیم، این نکته لازم به ذکر است که زیارت مرقد شریف امام حسین (علیه السلام) مانند سایر ائمه، به مردمان و زیارت کنندگانش، نوعی آرامش و اطمینان می بخشد. در این عصر که انسان را موجودی مضطرب می نامند، و پیوسته دست به گریبان با پدیده هایی چون تردید، ناکامی، تشویش، ترس و ناسازگاری با محیط و زندگی ماشینی است و نمی تواند از اضطراب در امان بماند، این زیارت مرقد مردان خدا و پیشوایان دین است که به انسان آرامش خاطر می دهد.

۲ در امان خدا بودن :به امام صادق (علیه السلام) عرض کردند: کمترین اثری که برای زائر قبر امام حسین (علیه السلام) وجود دارد، چیست؟ فرمود: «کمترین تأثیرش این است که خداوند متعال، او و خانواده و مالش را حفظ می کند تا به سوی اهل خویش برگردد ،و چون روز قیامت فرا رسد، خداوند حافظ او خواهدبود» (۲).

۳ برآورده شدن حاجات و دفع پریشانی:امام صادق (علیه السلام) فرمود: «همانا نزد شما قبری است که هیچ فرد پریشانی نزد آن نمی آید مگر آنکه خداوند از او دفع پریشانی نماید و حاجتش را برآورد»(۳).

۴ زیادتی در عمر و رزق: امام باقر (علیه السلام) فرموده است: «شیعیان ما را به زیارت قبر حسین (علیه السلام) امر کنید، زیرا زیارت او موجب فزونی در رزق و طول عمر و دفع بلایا و ناگواریها می شود»(۴).

۵ آمرزش گناهان: امام صادق (علیه السلام) فرمود: «هر کس حسین (علیه السلام) را زیارت کند در حالی که عارف به حق او بوده و به امامتش اقرار داشته باشد خدای سبحان ،گناهان گذشته و آینده اش را می آمرزد»(۵).

۶ محسوب نشدن ایام زیارت از عمر زائر: امام صادق (علیه السلام) فرمود: «همانا ایام زیارت زائران حسین بن علی (علیه السلام) از عمرشان محسوب نگشته و جزو حیاتشان به شمار می آید»(۶).

۸ عنایت و توجه سیدالشهدا (علیه السلام):امام صادق (علیه السلام) فرمود: «حسین در نزد پروردگارش ... به زائرانش نظر می کند. او نگاه می کند که چه کسی برای آن حضرت گریه می کند، پس برای او طلب آمرزش کرده و پدرانش را می خواند تا برای آن زائر دعا کرده و طلب آمرزش و مغفرت نمایند. سپس امام (حسین) می فرماید: اگر زائر من می دانست که خدا چه چیزی برای او عطا می فرماید شادی او بیشتر از جزع و بی تابی وی می گردید»(۷) و امام حسین (علیه السلام) فرمود: «هر کس مرا در زندگانی اش زیارت کند، پس از مرگش بازدیدش خواهم کرد»(۸).

۹ خیر و برکت زیاد :امام صادق (علیه السلام) فرمود: «اگر مردم می دانستند که چقدر خیر و برکت در زیارت امام حسین (علیه السلام) وجود دارد، برای زیارت کردنش با یکدیگر رقابت می کردند، و هر آینه اموالشان را برای رفتن به زیارتش می فروختند»(۹). و امام باقر (علیه السلام) فرمود: «اگر مردم می دانستند که زیارت قبر شریف حسین (علیه السلام) چه مقدار فضیلت و برکت دارد، از شوق زیارت جان می سپردند و نفسهایشان از شدت حسرت بند می آمد»(۱۰).

۱۰ برابری زیارت قبر حسین (علیه السلام) با حج: عبدا... بن عبید انباری گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرضه داشتم: همه ساله وسایل تشرف به حج برایم فراهم نمی شود. فرمود: «چون قصد حج نمودی و اسباب برایت فراهم نگشت، به زیارت قبر حسین (علیه السلام) برو، که یک حج برایت نوشته می شود و چون قصد عمره نمودی و وسایل مهیا نشد، عزم زیارت قبر حسین (علیه السلام) نما، که یک عمره برایت منظور می شود»(۱۱) .

۱۱ نام زائر در اعلی علیین ثبت می شود :امام صادق (علیه السلام) فرمود: «هر کس به زیارت قبر حسین (علیه السلام) برود در حالی که عارف به حق او باشد، خداوند نام او را در اعلی علیین می نویسد»(۱۲) .

۱۲ غرق شدن در رحمت الهی :از امام صادق (علیه السلام) پرسیدند: ثواب کسی که قبر امام حسین (علیه السلام) را زیارت کند، در حالی که کبر و غرور نداشته باشد چیست ؟ فرمود: «برایش هزار عمره و حج مقبول نوشته می شود. اگر شقی باشد، سعید نوشته می گردد، و پیوسته در رحمت الهی غوطه ور خواهد بود» (۱۳).

منابع در دفتر روزنامه موجود است



نوشته شده توسط mkh1353 در پنج‌شنبه 22 اسفند 1392

ارسال نظر(0)

فضیلت ها و اعمال روز دحو الارض

فضیلت ها و اعمال روز دحو الارض

فضیلت ها و اعمال روز دحو الارض

بیست و پنجم ذیقعده که «دحو الارض» یعنی گسترده شدن زمین نامیده می شود؛ یکی از چهار روزی است که فضیلت روزه آن بر اساس روایات، ممتاز است و در روایتی آمده که روزه آن کفاره هفتاد سال است.

 

بیست و پنجم ذیقعده که «دحو الارض» یعنی گسترده شدن زمین نامیده می شود؛ یکی از چهار روزی است که فضیلت روزه آن بر اساس روایات، ممتاز است و در روایتی آمده که روزه آن کفاره هفتاد سال است.

 

«دحو» به معنی گسترش و وسعت است و برخی آن را به معنای تکان دادن چیزی از محل اصلی اش گفته اند.

 

گسترده شدن زمین یعنی این که در ابتدا، تمام سطح زمین را آب های حاصل از باران های سیلابی نخستین فراگرفته بود و این آب ها، به تدریج در گودال های زمین جا گرفته، خشکی ها از زیر آب سر برآورده و به مرور زمان گسترده شدند.

 

در حقیقت، زمین در آغاز به صورت پستی و بلندی و دارای شیب های تند بود و بعدها باران های سیلابی باریدن گرفت، ارتفاعات زمین شسته و دره ها گسترده شدند.

 

به تدریج زمین های مسطح و قابل استفاده برای حیات بشر و کشاورزی تشکیل شد که به مجموعه این رخدادها و گسترده شدن دحو الارض می گویند.

 

در برخی روایات دحو الارض را به گسترده شدن زمین از زیر کعبه تفسیر کرده اند. امام رضا (ع) فرمود: بیست و پنجم ذیقعده، روز ولادت حضرت ابراهیم (ع) و حضرت عیسی (ع) است و روزی است که زمین از زیر کعبه گسترده شده است. برخی نیز گفته اند در چنین روزی حضرت آدم (ع) به زمین هبوط کرده است.

 

یکی از نام های شهر مقدس مکه، «ام القری» است و در دو آیه از قرآن به این نام اشاره شده است. «لتنذر ام القری و من حولها» این آیه خطاب به پیامبر می فرماید تا انذار کنی «ام القری» و کسانی را که در اطراف آن هستند.

 

ام القری یعنی مادر آبادی ها و اهمیت مرکزیت و اصالت شهر مکه در مقایسه با سایر شهرها و آبادی های دیگر را نشان می دهد.

 

از روایاتی که درباره خلقت زمین و یا در تفسیر آیه شریفه «و الارض بعد ذلک دحیها» وارد شده، این طور استفاده می شود که در آغاز آفرینش آسمان ها و زمین، روی زمین را آب و یا کف آب فراگرفته بود و نخستین محلی که از زیر آب بیرون آمد؛ محل بیت الله الحرام بود و خشکی های زمین از آنجا گسترش پیدا کرد.

 

نکته قابل ذکر این که در آن زمان، سرزمین مکه بلندترین نقطه روی زمین بوده است و علاوه بر این، دلایل دیگری نیز بیان شده که می توان به قرار داشتن کعبه به عنوان قبله مسلمانان در آن مکان امن برای مردم و همچنین به اهمیت و تقدس شهر مکه در میان شهرهای مهم روی زمین اشاره کرد.

 

این نام در قرآن کریم مورد قسم و سوگند الهی واقع شده است آنجا که می فرماید «و هذا البلد الامین» که منظور شهر مکه است و در آیات دیگری از قرآن نیز، امن بودن مکه و حرم به وضوح بیان شده است. خدا شهر مکه را به دعای حضرت ابراهیم (ع)، سرزمین ایمن و محلی برای دستیابی به امنیت و آسایش قرار داده است.

 

برای این روز مبارک، آداب و اعمالی وارد شده که می توان به دعا، نماز و روزه آن اشاره کرد و همچنین برای شب بیست و پنجم نیز احیا و شب زنده داری توصیه شده است.

 

«حسن بن علی وشاء» که از یاران امام رضا(ع) است چنین نقل می کند: من کودک بودم که با پدرم در شب بیست و پنجم ماه ذیقعده، در خدمت حضرت رضا (ع) شام خوردیم، حضرت فرمود امشب حضرت ابراهیم و حضرت عیسی علیهما السلام متولّد شده اند و زمین از زیر کعبه پهن شده، پس هر که روزش را روزه بدارد، چنان است که شصت ماه روزه داشته باشد.

 

در روایتی دیگر علی بن موسی الرضا(ع) درباره اهمیت بیست و پنجم ذیقعده فرمود: در این روز حضرت قائم(عج) قیام خواهد کرد.

 

همچنین در روایتی آمده که برای روزه دار این روز، که هرچه در میان زمین و آسمان است استغفار کند و این روزی است که رحمت خدا در آن منتشر شده و برای عبادت و اجتماع به ذکر خدا در این روز اجر بسیاری است.

 

برای روز دحو الارض علاوه بر روزه و غسل، دو عمل دیگر وارد شده است: اوّل نمازی دو رکعتی که هنگام بالا آمدن آفتاب تا پیش از گذشتن از وقت ظهر مستحب است و در هر رکعت پس از سوره «حمد» پنج مرتبه سوره «و الشّمس» خوانده می شود و پس از سلام می گویی «لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم».

 

آنگاه اینگونه دعا می کنی «یا مقیل العثرات اقلنی عثرتی، یا مجیب الدعوات اجب دعوتی، یا سامع الاصوات اسمع صوتی و ارحمنی و تجاوز عن سیئاتی و ما عندی یا ذا الجلال و الاکرام».

 

یعنی ای نادیده گیر لغزش ها، لغزشم را نادیده گیر؛ ای اجابت کننده دعاها، دعایم را اجابت کن؛ ای شنوای صداها، صدایم را بشنو و به من رحم کن و از بدی هایم و آنچه نزد من است درگذر؛ ای صاحب بزرگی و بزرگواری.



نوشته شده توسط mkh1353 در پنج‌شنبه 22 اسفند 1392

ارسال نظر(0)

قیام های پس از کربلا

قیام های پس از کربلا

قیام های پس از کربلا

مختار ثقفی از مشهورترین شخصیت های عرب بود و نقش بزرگی را در حوادث بزرگ مهم سیاسی و اجتماعی دوران خود ایفا نمود و با شگردهای سیاسی خاص خود توانست نهضت خود را شکوفا سازد و در یک فرصت مناسب حرکت های تبلیغی را به قیامی مسلحانه تبدیل سازد.

 

مختار ثقفی از مشهورترین شخصیت های عرب بود و نقش بزرگی را در حوادث بزرگ مهم سیاسی و اجتماعی دوران خود ایفا نمود و با شگردهای سیاسی خاص خود توانست نهضت خود را شکوفا سازد و در یک فرصت مناسب حرکت های تبلیغی را به قیامی مسلحانه تبدیل سازد. مختار ثقفی یکی از مشهورترین خونخواهان امام حسین(ع) است. نام و نسب وی مختار ابن ابی عبید بن مسعود بن عمرو بن عوف بن عقده بن قسی بن منبه بن بکر بن هوازان است. قبیله ویقسی و یا ثقیف است. قبیله مشهور ثقیف، از اعراب منطقه طائف است که به این شخص منسوب می شود. لقب او کیسانو فرقه کیسانیه منسوب به اوست. کیسان به معنای زیرک و تیزهوش است.

نام پدر وی ابوعبیده فرزند مسعود ثقفی است و مادر ایشان دَوْمَهو از زنان با شخصیت و سخنور و با تدبیر تاریخ اسلام بود.مختار در سال اول هجرت، درمدینه متولد شد. وی با شرافت نفس و بزرگواری پرورش یافت. از همان آغاز عمرش سرد و گرم زندگی را چشید و در عصر قدرت اسلام رشد نمود و دوران کفر و جاهلیت را ندید و با آداب تربیت ناب پرورش یافت و در مدینه و بالاخره در عراق، تجارب بزرگی از حوادث اسلامی و تحولات سریع آن عصر را کسب نمود. مختار از مشهورترین شخصیت های عرب می باشد. وی نقش بزرگی را در حوادث بزرگ مهم سیاسی و اجتماعی ایفا نموده است و با شگردهای سیاسی که داشت توانست نهضت خود را شکوفا سازد و در یک فرصت مناسب حرکت های تبلیغی را به قیام های مسلحانه تبدیل سازد. همان طور که در گرفتن کوفه از دست استاندار ابن زبیر انجام داد.با بررسی تاریخ قیام این مرد بزرگ می بینیم که وی در کارهای خود کاملا حساب شده و با کیاست و تدبیر وارد شده و الحق سزاوار لقب کیس بوده است. یکی از فضایل اخلاقی و برجسته مختار، بعد معنوی و تقوا و عبادت اوست.

یاران وی نقل کرده اند که مختار در ایام حکومت خود به شکرانه قلع و قمع قاتلین امام حسین(ع)اکثر روزها را روزه می گرفت و می گفت این روزه ها برای شکر است. وی پس از اعدام حرمله قاتل طفل شیرخوار امام حسین(ع)از اسب پیاده شد و دو رکعت نمازخواند و سجده ای طولانی نمود.مختار با توجه به اینکه مردی کاردان و پخته و سرد و گرم زندگی را به خوبی چشیده بود،سعی داشت هدف خود انتقام شهدای کربلا را به نحو احسن و کامل پیاده کندو البته مختار بی میل نبود که اگر فاتح شود و تمام ریشه های ظلم را بخشکاند و حکومت های باطل و غاصب را ساقط کند و حکومتی انقلابی بر اساس کتاب خدا و سنت پیامبر(ص) وولایت اهل بیت(ع) تشکیل دهد. بنابراین مختار در جبهه های گوناگون برای تحقق اهداف مقدس خود درگیر شد،و تا اندازه ای به این اهداف نائل گردید و هدف اصلی او که خونخواهی اهل بیت پیامبر(ص)بود به نحو احسن انجام داد.شورش داخلی شهر کوفه علیه مختار، در روز چهارشنبه ۲۴ ذی الحجه سال ۶۶ ه.ق با پیروزی مختار به پایان رسید.و دشمن با تلفات سنگین قلع و قمع شد.

بقایای سران قوم و اشراف کوفه به سوی بصره گریختند و در پناه مصعب بن زبیر که از طرف برادرش عبدالله زبیر والی آنجا بود درآمدند. مختار درآن هنگام که تصمیم بر قلع و قمع، قاتلان امام حسین(ع) گرفت می گفت؛ دین ما به ما اجازه نمی دهد که بگذاریم کسانی که حسین(ع) را کشته اند در این دنیا با امنیت و آسایش زندگی کنند. آنگاه در حقیقت من ناصر و خونخواه دودمان پیامبر نیستم بلکه من همان کذابی که به من نسبت می دهند خواهم بود. برای دستیابی بر آن جانیان از خدا کمک می طلبم و خدای را سپاسگزارم که مرا شمشیری بر سر آنان قرار داد و نیزه ای که برآنان وارد خواهد شد و انتقام گیرنده آنان کرد که حق اهل بیت پیامبر(ص)را بگیرم و بر خداوند فرض است که آنان که دستشان به خون اهل بیت(ع)آغشته شده به قتل برساند و آنان که حق خاندان پیامبر(ص) را نادیده گرفتند ذلیل کند، پس آنان را به من معرفی کنید تا دنبالشان کنم و ریشه آنان را بر کنم.مختار فرمان داد که قاتلان حسین(ع) را تعقیب کنید و فرمان صادر شد و عملیات آغاز شد و گردان های تعقیب تشکیل شد و مختار و فرماندهان، همراه با یاران جان بر کف همچون عقاب شکاری بر جانیان و خائنان کوفه تاختند. مهره های سرشناس حادثه کربلا را و جنایتکارا شماره یک را زودتر از همه به سراغشان رفتند و این با شهر کوفه شاهد حماسه جدید و جالب و دیدنی است اشرار و قاتلان بی رحم کربلا یکی پس از دیگری به دست عدالت سپرده می شوند، گاهی به شکل گروهی و دسته جمعی و گاهی به صورت انفرادی.

کلیه کسانی که در روز عاشورا با اسب خود بر بدن مقدس امام حسین(ع) و شهدا تاختند مختار دستور داد آنان را دستگیر و به هلاکت برسانند. لازم به توضیح است که مختار فقط مردان بالغ که به نحوی در جنایت کربلا شریک بودند را به سزای اعمالشان رساند و در هیچ جای تاریخ یافت نمی شود که مختار نسبت به زنان و کودکان و حتی سالخوردگان آنان کمترین تعرض و آزاری رسانده باشد.استراتژی اساسی قیام مختار این بود که ریشه اصلی فساد در جهان اسلام یعنی حکومت اموی را از ریشه بخشکاند.

بنابراین پس از قتل عام قاتلین امام حسین(ع) و عاملین حادثه کربلا که در کوفه بودند به سراغ حکومت مرکزی شام رفت تا دیگر آمرین و عاملین قاتلین امام حسین(ع) را که از لشکریان شام بودند به سرانجام خود برساند.اما این پایان کار نبود زیرا عبد الملک مروان و حکومت اموی، همچنان در شام مستقر و حکمفرما بودند گرچه افرادی چون ابن زیاد،جانی شماره یک و تعدادی از فرماندهان ارتش شام که در ماجرای کربلا زیر پرچم ابن زیاد و تحت فرمان حکومت اموی بودند به سزای اعمال خود رسیدند اما این کافی نبود باید اساس حکومت غاصبانه امویان منهدم می شد.



نوشته شده توسط mkh1353 در پنج‌شنبه 22 اسفند 1392

ارسال نظر(0)

آرامش با کلام علی (ع)

آرامش با کلام علی (ع)

آرامش با کلام علی (ع)

صبر عبارت است از: ثبات و آرامش نفس در سختی ها و مصائب و پایداری و مقاومت در برابر آن ها به طوری که از گشادگی خاطر و آرامشی که پیش از آن حوادث داشت بیرون نرود و زبان خود را از شکایت و اعضا و جوارح خود را از حرکات ناهنجار نگاه دارد. (نراقی، ۱۳۷۹: ص۴۴۲) امام علی علیه السلام در مورد این فضیلت اخلاقی و تلاش انسان برای دستیابی به آن می فرماید: «إِنْ لَمْ تَکُنْ حَلِیماً فَتَحَلَّمْ فَإِنَّهُ قَلَّ مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ إِلَّا أَوْشَکَ أَنْ یَکُونَ مِنْهُمْ». اگر بردبار نیستی خود را به بردباری وادار.

 

اگر بردبار نیستی خود را به بردباری وادار. چه کم است کسی که خود را همانند مردمی کند و از جمله آنان نشود.در دنیای امروز که انسانها در حال تلاش برای رسیدن به تمامی امکانات مادی می باشند هر روز در کنار دستیابی به آنها مهمترین نعمت یعنی آرامش و طمأنینه ای که حضور آن در تک تک لحظات، عامل لذت بردن از این امکانات است را از دست می دهند و شاید بتوان مهمترین علت آن را غافل و جدا ماندن از فضیلت ها و قابلیت های والایی که خداوند به انسان ارزانی داشته دانست ، فضایلی که با شناخت و بکارگیری آنها می توان سکاندار کشتی متلاطم زندگی خویش بود. امام علی علیه السلام در سخنان نغز خود همواره بر این هدف بودند که این قابلیتها را به انسان بشناسانند تا بر پایه آنها بتوان زندگی قرین آرامش و بهروزی کسب کرد. یکی از این قابلیتها صبر و شکیبایی است.

در تعریف آن آمده است: صبر عبارت است از: ثبات و آرامش نفس در سختی ها و مصائب و پایداری و مقاومت در برابر آن ها به طوری که از گشادگی خاطر و آرامشی که پیش از آن حوادث داشت بیرون نرود و زبان خود را از شکایت و اعضا و جوارح خود را از حرکات ناهنجار نگاه دارد. (نراقی، ۱۳۷۹: ص۴۴۲) امام علی علیه السلام در مورد این فضیلت اخلاقی و تلاش انسان برای دستیابی به آن می فرماید: «إِنْ لَمْ تَکُنْ حَلِیماً فَتَحَلَّمْ فَإِنَّهُ قَلَّ مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ إِلَّا أَوْشَکَ أَنْ یَکُونَ مِنْهُمْ». اگر بردبار نیستی خود را به بردباری وادار. چه کم است کسی که خود را همانند مردمی کند و از جمله آنان نشود. اگر ما در طی زندگی و رویدادهایمان به سه نکته ایمان قاطع داشته باشیم این فضیلت اخلاقی همواره در کنترل و مهار موقعیت های ناخوشایند به کمک انسان می آید. انسان باید این را باور کند، همان گونه که حوادث و پدیده های زندگی تحت اختیار خداوند است، توان بردباری را نیز می دهد. بسیاری از ما چون احساس می کنیم توان صبر کردن را نداریم بی تاب می شویم و احساس ناتوانی می کنیم. این را باید بدانیم که پیش از گرفتار شدن به بلا توان صبر کردن را یافته ایم. اگر کوهها از جای کنده شود، تو جای خویش بدار دندانها را بر هم فشار و کاسه سرت را به خدا عاریت سپار، پای در زمین کوب و چشم بر کرانه سپاه نه و بیم بر خود راه مده و بدان که پیروزی از سوی خداست. امام علی(ع) می فرماید: «إِنَّ الصَّبْرَ وَ الْبَلَاءَ یَسْتَبِقَان الَی الْمُوْمِنِ فَیَأْتِیهِ الْبَلَاءُ وَ هُوَ صَبُور».(کلینی،۱۴۰۷:ص ۲۲۳) و نکته مهم تر اینکه میان صبر و بلا موازنه برقرار است یعنی هر اندازه بلا عظیم باشد صبر بیشتری نیز داده می شود. امام علی(ع) می فرماید: «الصبر ینزل علی قدر المصیبة».همانا صبر به اندازه بلا از جانب خداوند می آید.

اصل دومی که از عوامل بسیار مهم در افزایش استقامت انسان در برابر سختی ها است اعتماد به منبع قدرت است. خداوند قدرت مطلق است، وقتی انسان بر چنین منبع قدرتی توکّل کننده ناراحتی ها و نگرانی ها را از بین می برد. امام علی(ع) می فرماید: «أَقْوَی النَّاسِ إِیمَاناً أَکْثَرُهُمْ تَوَکُّلًا عَلَی اللَّهِ». قوی ترین مردم از نظر ایمان بیشترین توکل کنده برخدای سبحان است. اصل سوم برای رهایی از تنگنای فشارهای زندگی و بالابردن قدرت استقامت این است که همواره انسان خداوند را ناظر بر آنچه بر او نازل شده بداند. دانستن اینکه انسان همواره در قلمرو حمایت خداوند است باعث می شود که مشکلات آسان تر و توانمان در برابر سختی ها افزون تر گردد. امام علی (علیه السلام) خطاب به فرزندش محمد بن حنفیه می فرمایند: «تَزُولُ الْجِبَالُ وَ لَا تَزُلْ عَضَّ عَلَی نَاجِذِکَ أَعِرِ اللَّهَ جُمْجُمَتَکَ تِدْ فِی الْأَرْضِ قَدَمَکَ ارْمِ بِبَصَرِکَ أَقْصَی الْقَوْمِ وَ غُضَّ بَصَرَکَ وَ اعْلَمْ أَنَّ النَّصْرَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ سُبْحَانَه». [اگر کوه ها از جای کنده شود، تو جای خویش بدار، دندان ها را بر هم فشار و کاسه سرت را به خدا عاریت سپار، پای در زمین کوب و چشم بر کرانه سپاه نه و بیم بر خود راه مده و بدان که پیروزی از سوی خداست. اصولاً دنیای ما آمیخته با حوادث تلخ و شیرین، کامیابی و ناکامی، شکست و پیروزی است.

اگر از دنیا مأیوس شویم و در حادثه اول و دوم خود را ببازیم مرده ای بیش نیستیم. انسان به امید زنده است، آدم مأیوس در حساب مرده هاست، باید در برابر حوادث صبر کرد تا به جایی رسید.( محسنی، ۱۳۸۶ش:ص ۱۷۰) امام علی(ع) می فرمایند: «الدَّهْرُ یَوْمَانِ یَوْمٌ لَکَ وَ یَوْمٌ عَلَیْکَ فَإِذَا کَانَ لَکَ فَلَا تَبْطَرْ وَ إِذَا کَانَ عَلَیْکَ فَاصْبِر». روزگار دو روز است. روزی از تو و روزی به زیان تو، در روزی که از توست سرکشی بنه و در روزی که به زیان توست تن به شکیبایی ده. روانشناسان نیز معتقدند که اگر در هنگام مصائب و بلایا انسان به خدا توکل کرده و به جای بی صبری، بردباری را پیشه خویش سازد و با آرامش خاطر، راضی به رضای الهی باشد آرامش بیشتری را کسب کرده و به بیماری های روحی مبتلا نخواهد شد. آنها معتقدند که بی صبری انسان را تا مرحله سقوط و نابودی پیش می برد. (رجایی، ۱۳۸۷ش:ص ۷۳) امام علی(ع) خطاب به اشعث که پسرش را از دست داده بود چنین می فرمایند:«یَا أَشْعَثُ إِنْ تَحْزَنْ عَلَی ابْنِکَ فَقَدِ اسْتَحَقَّتْ [ذَلِکَ مِنْکَ ] مِنْکَ ذَلِکَ الرَّحِمُ وَ إِنْ تَصْبِرْ فَفِی اللَّهِ مِنْ کُلِّ مُصِیبَةٍ خَلَفٌ یَا أَشْعَثُ إِنْ صَبَرْتَ جَرَی عَلَیْکَ الْقَدَرُ وَ أَنْتَ مَأْجُورٌ وَ إِنْ جَزِعْتَ جَرَی عَلَیْکَ الْقَدَرُ وَ أَنْتَ مَأْزُورٌ یَا أَشْعَثُ ابْنُکَ سَرَّکَ وَ هُوَ بَلَاءٌ وَ فِتْنَةٌ وَ حَزَنَکَ وَ هُوَ ثَوَابٌ وَ رَحْمَة». اشعث ! اگر بر پسرت اندوهگینی، سزاواری به خاطر پیوندی که با او داری و اگر شکیبا باشی هر مصیبت را نزد خدا پاداش است. اشعث ! اگر شکیبایی پیش گیری حکم خدا بر تو رفته است و مزد داری و اگر بی تابی کنی تقدیر الهی بر تو جاری است و گناهکاری پسرت تو را شاد می داشت و برای تو بلا بود و آزمایش و تو را اندوهگین ساخت و آن پاداش است و آمرزش .امام(ع) نخست اندوه او را [در مصیبت فرزندش ] ستوده و بجا دانسته است زیرا سزاوار است که هر خویشاوندی در مصیبت خویش خود غمگین شود. و به دنبال آن، هشداری نسبت به اندوه در مصیبت است به دلیل آن که لازمه ترک اندوه، صبر بر مصیبت است که اجر و رحمت خدا را در پی دارد، هر صبری بر اندوه، خود اجر و رحمتی در پی دارد، پس سزاوار است که بر این اندوه صبر کنند. (ابن میثم بحرانی،۱۳۷۵:ص ۶۶۵.) چنانکه ایشان توصیه می کنند به فرزندشان که تنها راه دور کردن غم و اندوه از انسان صبوری است ایشان می فرمایند: «اطْرَحْ عَنْکَ وَارِدَاتِ الْهُمُومِ بِعَزَائِمِ الصَّبْرِ». اندوه ها را که به تو روی آرد از خود دور گردان، با دل نهادن بر شکیبایی.



نوشته شده توسط mkh1353 در پنج‌شنبه 22 اسفند 1392

ارسال نظر(0)

آشنایی با سه ذکر اساسی

آشنایی با سه ذکر اساسی

آشنایی با سه ذکر اساسی

یکی از اصحاب امام صادق (علیه السلام) از ایشان نقل می کند که ایشان فرمود: هر دعایی که پیش از آن حمد خدا نباشد، نیمه است و پی بریده است، حمد خدا باید و سپس ستایش.

 

یکی از اصحاب امام صادق (علیه السلام) از ایشان نقل می کند که ایشان فرمود: هر دعایی که پیش از آن حمد خدا نباشد، نیمه است و پی بریده است، حمد خدا باید و سپس ستایش. حضرت علی(ع) به کمیل فرمود: «ای کمیل: در برابر هر مشکلی بگو: «لاحول ولاقوّة الاّبالله» خداوند کفایت آن مشکل را می کند و هر زمان نعمتی به تو رسید بگو: «الحمدلله» تا باعث فزونی نعمت شود و هرگاه روزی تو به تأخیر افتاد، «استغفار کن» که باعث گشایش روزی است!» از سوی معلمی بزرگ مثل حضرت علی (علیه السلام) برای شاگرد مستعدّی مثل کمیل، سه ذکر بسیار عالی و مهم برای سه هدف بزرگ بیان شده است.معنای ذکر «لا حول و لاقوّة الا بالله» این است که تمام قدرت ها به دست خداست و حلاّل همه مشکلات اوست. اگر این معنی را باور کرده و با تمام وجود به در خانه او برویم و حالتی شبیه حالت غریق در دریا پیدا کنیم، که جز قدرت خداوند به هیچ چیز دیگر فکر نکنیم، خداوند ما را کفایت خواهد کرد.

 

خواص ذکر لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم

 

داروی نود و نه بیماری

 

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روایت شده است که فرمودند: گفتن ذکر «لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم» دارویی است که نود و نه بیماری را بهبودمی بخشد که آسان ترین آنها اندوه است و معنای این کلمه چنین است: هیچ حرکت و نیرویی جز به سبب و خواست خدا پدید نیامد.(مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۳۹۶ )

 

تاخیر زمان مرگ

 

امام صادق(علیه السلام) فرمودند: آن کس که هزار بار بگوید «لا حول ولا قوة الا بالله» خدای تعالی زیارت کعبه را روزی اش خواهد نمود و اگر مرگش نزدیک باشد، خدا آن را به تاخیر خواهد انداخت تا حج را روزی اش سازد.(مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۳۹۶ )

 

صد بار بعد از نماز صبح

 

امام رضا(علیه السلام) فرمود: هر کس پس از نماز صبح صد بار بگوید: «بسم الله الرحمن الرحیم، لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم»؛ به اسم اعظم خدا از سیاهی چشم به سفیدی آن نزدیک تر شده و به راستی که در مدار اسم اعظم قرار گرفته است.(سفینة البحار، ج ۱، ص ۶۶۱) امام صادق(علیه السلام) فرمودند: کسی که دعا می کند و در پایان می گوید «ماشا الله، لاحول و لا قوة الا بالله» حاجتش برآورده شود.(ثواب الاعمال، ص ۲۳)

 

ذکر الحمدلله

 

پیام ذکر «الحمدلله» این است که با رسیدن به نعمتی مغرور نشده و نعمت را از جانب او بدانیم، در این صورت نه تنها نعمت باقی می ماند، بلکه فزونی می یابد.

 

تحمید الهی

 

یکی از اصحاب امام صادق (علیه السلام) از ایشان نقل می کند که ایشان فرمود: هر دعایی که پیش از آن حمد خدا نباشد، نیمه است و پی بریده است، حمد خدا باید و سپس ستایش او. من گفتم: نمی دانم چه اندازه از تحمید و تمجید بس است؟ حضرت فرمود: بار خدایا! تویی آغاز و پیش از تو چیزی نیست و تویی انجام و پس از تو چیزی نیست، تویی آشکارا و فرازتر از تو چیزی نیست و تویی نهان و در برابر تو چیزی نه و تویی عزیز و حکمت دار (اصول کافی، ج ۶، ص ۱۱۵.)

 

ذکر الحمدلله هنگام خواب

 

امام صادق(ع) فرمودند: کسی که هنگام خواب سه بار ذکر زیر را بگوید، مانند روزی که از مادر متولد شده است، از گناهان بیرون می آید: «الحمد لله الذی علا فقهر و الحمد لله الذی بطن فخبر، والحمد لله الذی ملک فقدر و الحمد لله الذی یحیی الموتی و یمیت الاحیا و هو علی کل شی قدیر.» یعنی: همه ثناها مخصوص خداوندی است که پیروز و غالب است، همه ثناها مخصوص خداوندی است که دانا به نهان و آشکار همه چیز است، همه ثناها مخصوص خداوندی است که مالک و تواناست، همه ثناها مخصوص خداوندی است که مردگان را زنده نموده و زندگان را می میراند و او بر هر چیزی تواناست. (ثواب الاعمال، ص ۳۲۹)

 

ذکر استغفار

 

ذکر سوم (استغفرالله) است. معنای استغفار این است که دیگر به سراغ گناه نرویم؛ چون یکی از عوامل معضلات اقتصادی در جامعه، گناهان هستند، جامعه گناهکار جامعه فقیری هم خواهد بود. البته بروز این مشکلات در هنگام گناه، زنگ بیدارباشی است برای مومنان.

 

ثواب استغفار

 

امام باقر (علیه السلام) از پدرانش (علیهم السلام) نقل می نماید که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند: خوشا به حال آن که روز قیامت در نامه عملش زیر هر گناهی استغفر الله باشد.(ثواب الاعمال، ص ۳۵۵)

 

کلید آمرزش گناهان کبیره

 

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: هیچ مومنی نیست که در شبانه روز مرتکب چهل گناه کبیره شود، آن گاه با پشیمانی بگوید: استغفر الله الذی لا اله الا هو الحی القیوم بدیع السموات و الارض ذالجلال و الاکرام و اءسئله ان یتوب علی (از خداوندی که جز او خدایی نیست، زنده و قیوم (ازلی و قائم به ذات خویش) و پدیده آورنده آسمان ها و زمین، که بزرگ و عزیز است، آمرزش خواسته و از او می خواهم مرا ببخشد)، مگر این که خداوند آن گناهان را می آمرزد و در کسی که هر روز بیش از چهل گناه کبیره مرتکب شود، خیری نیست .(ثواب الاعمال، ص ۳۶۳ ).

امید پیشگر



نوشته شده توسط mkh1353 در پنج‌شنبه 22 اسفند 1392

ارسال نظر(0)

شجاعت عمربن خطاب از قول عایشه

شجاعت عمربن خطاب از قول عایشه

 

عایشه که یکی از افتخارات او آن است که در جنگ خندق از جمله فرار کننده ها بود، می گوید: پس از فرار وارد باغی شدم جمعی از مسلمانها را دیدم که در آنجا پنهان شده بودند، از جمله آنها عمربن خطاب و طلحه بودن و...

کنزالعمال ج10 ص443ش30077ومسند احمد حنبل ج6 ص141



نوشته شده توسط mkh1353 در چهارشنبه 21 اسفند 1392

ارسال نظر(0)

امام علي ع
ديدگاه اميرمؤمنان عليه السلام در باره ابوبکر و عمر+ تصوير کتاب ها
گروه اهل سنت  

 

ديدگاه اميرمؤمنان عليه السلام در باره ابوبکر و عمر+ تصوير کتاب ها

مخالفان اهل بيت عليهم السلام ادعا مي‌کنند که اميرمؤمنان عليه السلام با خلفاي سه گانه ارتباط حسنه و دوستانه داشته است و براي اثبات اين افسانه، به دروغ‌هايي مثل ازدواج ام کلثوم با عمر، نام گذاري فرزندان اميرمؤمنان عليه السلام از نام خلفا و ... استناد مي‌کنند.

هر چند که ما در جاي خود به تفصيل از اين شبهات واهي پاسخ کوبنده و قاطع داده‌ايم؛ اما اين بار و در اين مقاله تلاش مي‌کنيم ديدگاه اميرمؤمنان عليه السلام را در باره خلفاء، از صحيح‌ترين کتاب‌هاي اهل سنت در معرض قضاوت خوانندگان عزيز قرار دهيم .

طبق روايات صحيح السندي که در صحيح‌ترين کتاب‌هاي اهل سنت آمده، اميرمؤمنان عليه السلام هيچگاه با خلفاي سه گانه ارتباط دوستانه نداشته است؛ بلکه آن‌ها را «دروغگو ، بدکار ، حيله‌گر، خائن، ظالم، فاجر و ...» مي‌دانسته است.

پيش از ارائه مدارک، اين نکته را متذکر مي‌شويم که هدف ما توهين و جسارت به مقدسات کسي نيست؛ بلکه تنها نقل مطالب از کتاب‌هاي اهل سنت و آن هم با سند صحيح است و قضاوت را نيز به عهده خوانندگان عزيز شيعه و سني واگذار مي‌کنيم .

مسلم نيشابوري در صحيح خود در ضمن يک روايت طولاني از عمر بن خطاب نقل مي‌کند که خطاب به اميرمؤمنان عليه السلام گفت:

فَلَمَّا تُوُفِّىَ رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- قَالَ أَبُو بَكْرٍ أَنَا وَلِىُّ رَسُولِ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- فَجِئْتُمَا تَطْلُبُ مِيرَاثَكَ مِنَ ابْنِ أَخِيكَ وَيَطْلُبُ هَذَا مِيرَاثَ امْرَأَتِهِ مِنْ أَبِيهَا فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- « مَا نُورَثُ مَا تَرَكْنَا صَدَقَةٌ ». فَرَأَيْتُمَاهُ كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُ لَصَادِقٌ بَارٌّ رَاشِدٌ تَابِعٌ لِلْحَقِّ ثُمَّ تُوُفِّىَ أَبُو بَكْرٍ وَأَنَا وَلِىُّ رَسُولِ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- وَوَلِىُّ أَبِى بَكْرٍ فَرَأَيْتُمَانِى كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا .

پس از وفات رسول خدا صلي الله عليه وآله ابوبكر گفت : من جانشين رسول خدا هستم ،‌ شما دو نفر (عباس و علي ) آمديد و تو اي عباس ميراث برادر زاده‌ات را درخواست كردي و تو اي علي ميراث فاطمه دختر پيامبر را .

ابوبكر گفت : رسول خدا فرموده است : ما چيزي به ارث نمي‌گذاريم ، آن‌چه مي‌ماند صدقه است و شما او را دروغگو ، گناه‌كار ، حيله‌گر و خيانت‌كار معرفي كرديد و حال آن كه خدا مي داند كه ابوبكر راستگو ،‌ دين دار و پيرو حق بود .

پس از مرگ ابوبكر ،‌ من جانشين پيامبر و ابوبكر شدم و باز شما دو نفر مرا خائن ، دروغگو و گناهكار خوانديد

سپس در آخر روايت عمر بن خطاب از اميرمؤمنان عليه السلام و عباس اقرار مي‌گيرد که آيا مطالبي را که گفتم تأييد مي‌کنيد. هر دو گفتند: بلي .

 قَالَ أَكَذَلِكَ قَالاَ نَعَمْ.

صحيح مسلم، کتاب الجهاد والسير، باب حکم الفئ ، ح 1756

 

 

 

 

 

همين روايت در ديگر کتاب‌هاي اهل سنت با تعبير «ظالم وفاجر» نقل شده و حتي الباني وهابي نيز آن را صحيح دانسته است:

قَالَ وَأَنْتُمَا تَزْعُمَانِ أَنَّهُ كَانَ فِيهَا ظَالِمًا فَاجِرًا وَاللَّهُ يَعْلَمُ أَنَّهُ صَادِقٌ بَارٌّ تَابِعٌ لِلْحَقِّ ثُمَّ وُلِّيتُهَا بَعْدَ أَبِي بَكْرٍ سَنَتَيْنِ مِنْ إِِمَارَتِي فَعَمِلْتُ فِيهَا بِمِثْلِ مَا عَمِلَ فِيهَا رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَأَبُو بَكْرٍ وَأَنْتُمَا تَزْعُمَانِ أَنِّي فِيهَا ظَالِمٌ فَاجِرٌ.

عمر گفت: شما دو نفر اعتقاد داشتيد که ابوبکر در اين قضيه ظالم و فاجر است؛ در حالي که خدا مي‌داند او صادق‌، نيکوکار و پيرو حق بود . بعد از ابوبکر دو سال اداره فدک و .. در اختيار من بود و من همان رفتاري را داشتم که رسول خدا (ص) و ابوبکر داشت ؛ اما شما اعتقاد داشتيد که من ظالم و فاجر هستم .

الباني در آخر روايت تصريح مي‌کند که سند اين روايت صحيح است.

الباني ، محمد ناصر الدين (متوفاي 1420هـ)، التعليقات الحسان علي صحيح إبن حبان ، ج9 ، ص319 ـ 320.

 

 

 

 

 

 



نوشته شده توسط mkh1353 در چهارشنبه 21 اسفند 1392

ارسال نظر(0)

ح

ر


نوشته شده توسط mkh1353 در چهارشنبه 30 بهمن 1392

ارسال نظر(0)

:: محرم
:: محرم
:: post
:: بدعت تراویح
:: جنگ با علی (ع)
:: حکم سب علی(ع)
:: حدیث
:: دروغ
:: مار مولک
:: حدیث





به وبلاگ من خوش آمدید
mkhany95@yahoo.com




:: تیر 1404;
:: مرداد 1402;
:: خرداد 1395;
:: اسفند 1393;
:: بهمن 1393;
:: شهریور 1393;
:: فروردین 1393;
:: اسفند 1392;
:: بهمن 1392;
:: دی 1392;
:: آذر 1392;

صفحه نخست | ايميل ما | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ |پروفایل مدیر وبلاگ | طراح قالب

Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 20026